تبليغاتX
گـــــــــــــا ه + نــــــــــــــامه - ورزشکار ارزشی : باید ؟ چرا ؟

یا لطیف

دنیای امروز بر خلاف تصور و درخواست عده ای ، دنیای تقابل و برخورد تمدنهاست . این روزها  به وضوح هر روز نمادهای فرهنگها را مورد هجمه قرار می دهند و بر خلاف گذشته نه چندان دور این کار را به وضوح و علنی انجام می گیرد . اگر فرض کنیم که انقلاب ها می توانند آغاز گر تمدن و فرهگی جدید باشند باید گفت همه فرهنگ ها و تمدنهای شکل گرفته در ۱۰۰ سال اخیر سعی کرده اند همواره از تمام پتانسیل های موجود در جهت طرح بیشتر فرهنگ و تمدن خودشان استفاده کنند . تاثیراتی که خواسته یا ناخواسته انقلاب فرانسه یا روسیه مثلا بر روی سینمای جهان گذاشت و یا اتفاقات کوچک و بزرگ آمریکای لاتین و ایتالیا و آسیای شرق دور همه مثالهای خوبی برای این مورد است .

یک از روشهای طرح شاخصه های فرهنگی که بسیار هم در دنیای غرب و شرق مورد استفاده قرار گرفته است  ورزش می باشد . از خیلی سال پیش میدان ورزش محلی برای برخوردهای سیاسی بوده است و دولتها و حتی گاهی دولتمردان با ورودشان در عرصه ورزش ، این میدان را رنگ و بوی سیاسی دادند . کافی است به تاریخچه المپیک در حدود سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۷۰ بنگرید تا کارکرد ورزش در دنیای سیاست رو به خوبی درک کنیم .

البته به طور قطع همه اعتقاد داریم که بهترین روش مبرا بودن ورزش از سیاست است و خوب این گونه به روح حقیقی ورزش هم آسیبی نمی رشد . اما در دنیای امروز شاید حتی ثانیه ای از ورزش حرفه ای و در سطح بین الملل - مخصوصا در رشته های پرطرفدار - را نتوان پیدا کرد که رنگ و بوی سیاسی ندهد  .

و حالا ما در انقلاب اسلامی آیا اصلا به دنبال چیزی به نام ورزش اسلامی بوده ایم ؟؟ آیا هیچگاه ضرورت این امر احساس شده است ؟؟!! قبل از هر چیز باید تذکر داد که دقت کنید که ورزش اسلامی را هم مانند دانشگاه اسلامی ذبح نکنیم و با کارهای کلیشه ای و نیم بند هم اسلام را زیر سوال نبریم و هم ورزش را  . اینکه  تاثیرات کار غیر مستقیم  بر روی ورزکاران سطح ملی که در عرصه های جهانی مشغولند چقدر می تواند  برای طرح بعضی از شعارهای انقلاب راه گشا باشد به نظر  نیاز به تبیین ندارد .

اما  طبق معمول ما برنامه خاصی برای فرصتهای پیش آمده نداریم و گاهی حتی آنها را تبدیل به تهدید می کنیم . نمونه های بسیاری از پناهندگی ورزشکاران اعزامی تا رفتارهای خارج از عرف ورزشکاران در کشور میزبان خارجی - دقت کنید رفتار گاهی آنقدر زننده است که در کشور خارجی میزبان بدون قانون اسلامی جرم محسوب می شود  و همان رفتار در داخل کشور حد دارد - متاسفانه باشگاهای  ورزشی ما تنها عنوان فرهنگی را محض دکور یدک می کشند . نبود مدیران با صلاحیت اخلاقی اولیه . نبود نظارت صحیح بر روی مربیان خارجی و جذب کیلویی و بدون برنامه آنها . اعزامهای بدون برنامه و برررسی دقیق و خیلی موارد دیگر است که می توان بر روی تک تک آنها مدتها بحث کرد و مثال زد .

اینکه مثلا ما تازه بعد از این همه سال با وسوای زیاد و ترس و لرز به دنبال تنظیم منشور اخلاق نیم بندی در فوتبالمان هستیم که هنوز اجرایی نشده از خیلی از بندهای آئین نامه  آن نگرانیم نشان از نبود عزمی راسخ در حل معضلات اخلاقی ورزش کشور است .

تاسف اینجاست که گاهی ورزشکاران از رفتارهایی  ملی هم اجتناب دارند و این هم فاجعه ای دیگر است . قطعا حل این موضوع در وهله اول به بدنه خود ورزش کشور مربوط است و حتما سیاست گذاریها می تواند کمک شایانی نماید .

 اتفاق بد  دیگری که طی چند سال اخیر در کشور زیاد مشاهده می شود دخالت زیاد ورزشکاران در کسب عنوانی سیاسی است . موضوعی که در کشورهای دیگر جهان اگر هم باشد هیچ گاه به این حجم نیست . انشا الله بدنه ورزش کشور و مسئولین قدری بیشتر تامل کنند و برنامه هایی عملیاتی و سریع را تبیین نمایند .

البته صحبت از مسائل در حوزه ورزش نیاز به مطالبی طولانی و نگاه تخصصی  دارد که نه در حد حوصله نگارنده بوده و نه در حد سواد و تجربه ایشان .

نگارش در تاريخ جمعه سی ام مرداد 1388 توسط یک برادر |
درباره وبلاگ

سید مرتضی خوب گفته ای :
ما بازمانده ایم .
بازمانده ایم از آرمانهای آن امام عزیز و دوستان شهیدت ...
بازمانده ایم ...
و به نظر حقیر آنگاه به خیل آن مردان می پیوندیم که آنی از راه آن امام عزیز و این امانت گرانقدرش (رهبر و مقتدایم سید علی ) خارج نشویم .
سید جان دعایمان کن ...
پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ


Powered by tabnak