روایت اول :
شیعه و استراتژی انتظار
گفتن از این نکته که صهیونیسم همه ماهیت تفکرات شیعی را در دو نکته شاخص آن یعنی انتظار سبز و نگاهی عاشورایی به مقوله شهادت می بیند به نظر کمی کلیشه ای می آید . اما آن چیزی که کلیشه ای نیست این است که متاسفانه ما - این ما شامل خیلی ها می شود و خواهشا سریع نگاهمان را دولتی نکنیم - این است که ، هنوز حتی نفهمیدیم که سالهاست در مسیر منتظرین حضرتش هستیم . البته منظور از منتظرین نه آن منتظرینی است که آنی خود را از محضر مولایشان دور نمی بینند و به حاضر بودن امامی که ما غائبش می خوانیم اعتقاد قلبی و عملی دارند . منظور قرار گرفتن ما در سیر محبین و علاقه مندان به حضرت است که قرنها است خیلی بی تفاوت منتظرحضرت هستند تا بیایند . انتظاری عادت گونه از سر رفع انجام تکلیف . این میان نه ما عوام الناس این جامعه که گاهی دغدغه انتظارمان گل می کند برنامه خاصی داریم و نه انگاری دولتمردانمان قرار است رفتاری خاص بکنند .
روایت دوم :
همیشه از اوائل دهه اول شعبان همه جا می شود تبلیغات جشنهای شعبانیه رو دید . قطعا ولادت منجی عالم بشریت که برای ما شیعیان جایگاهی خاص دارند خیلی با اهمیت است . برای اینکه اهمیت این جشنها رو متوجه بشوید و بشویم کافی است به فهرستی از برنامه های پر بار فرهنگی این جشنها توجه کنید :
۱- حضور قطعی یکی از خواننده های خوش صدای کشورمون که برای هم آوایی منتظرین حتما نیازه . ( بخش عرفانی مقوله انتظار با ادا و اصولهای احتمالی همان جماعت خواننده )
۲- حضور هنر پیشگان پری روی - و مخصوصا با حضور خانوم فلان - که حتما در بیشتر کردن چاشنی انتظار نقشی خاص دارند . (بخش جذب فله ای و کیلویی جهت منتظر شدن )
۳- انجام شعبده بازی و حرکات آکروبات ( بخش همه گیر کردن مقوله انتظار )
۴- حتی گاهی حضور سیرک بزرگ فلان جا با هنرپیشگان و هنرمندان فرنگی ( بخش صدور استراتژی انتظار )
۵- بگذریم ...
انصافا خیلی چیزهای می خواستم بنویسم که شرم کردم . شرم کردم که ما نتوانستیم برای این مردم دقایقی شاد فراهم کنیم و آن گاه عده ای رند با بهانه جشن انتظار چند ساعتی مردم را در سالنی جمع کرده و همه کاری می کنند جز همان کاری که باید جهت شناخت همانی که حاضر است و ما غائبش می خوانیم .
می خواستم از مجوزهایی که داده می شود بگویم . از عدم نظارت انتظامی و از عدم رعایت حداقل فاصله های در مراسمات این چنینی . از اختلاط . از موزیکهای تند . حتی از حرکات موزون . از سالنهای دولتی که حتی گاهی به رایگان داده می شود تا آن هنرمندان لحظاتی مردم را جهت درک مقوله انتظار دور هم جمع کنند .
و از همه مهمتر می خواستم از بی معرفتی خودمان بگویم که دیدم هیچ نگویم بهتر است .
مولایم !!
غریبی . غریب ...
حتی اینجا میان کشوری که مردمانش داعیه شیعه بودنت را دارند .
و چقدر مهربانی که هنوز هم اینجا کشور صاحب الزمان است .
العجل یا مولا

