حالی چند وقتی است که رسانه ملی شروع به پخش مجموعه های تلویزیونی ساخت کشور کرده نموده است . اتفاقی که شاید خیلی مهم به نظر نرسد و بعد از موج پخش سریالهای استرالیایی و کانادایی حالا این سریالها کمی رنگ و بوی شرقی تری دهند و به ذائقه های فرهنگی ما نزدیکتر هم باشند .وقتی به این حجم تولید می رسیم می پنداریم که همه سینمای کره در هیمن آثار خلاصه می شود . اما نباید خیلی زود قضاوت کرد و تمام سینمای کره را اینگونه فاخر (حداقل از نگاه بیننده عام یا شاید گاهی خاص ) فرض نمود . قطعا در محصولات ساخت رسانه های جمعی این کشور هم از لحاظ فنی و هم از لحاظ محتوایی، با آثاری با کیفیت به نسبت پائین تر هم مواجه می شویم . اما نکته مهم بهره برداری کشور کره از این حجم بالای سریال سازی و صادرات آن به اقصی نقاط جهان است . بهتر است ابعاد این عمل را بررسی کنیم و کمی ببنیم ما در نقطه مقابل با داشتن پتانسیلی به مراتب بهتر چه کرده ایم.
۱- بعد اقتصادی :
قابلیت های اقتصادی و پول آوری این مجموعه ها بسیار زیاد است . کافی است کمی به فهرست متنوع حجم بالای پخش فیلمها و سریالهای کره ای در اقصی نقاط جهان نگاهی بیاندازیم وگردش مالی که این فیلمها و مسائل جانبی آنها به همراه دارند را، به اضافه سفرهای بعدی عوامل فیلم و اسپانسرهای پخش فیلم ( در ایران کمتر معمول است ) بنماییم تا به رقم بالایی برسیم . آثاری که به خوبی برای آنها هزینه می شود و به خوبی و چندین برابر هزینه های انجام شده اولیه پول به کشور بر می گرداند . انگاری کره ای ها بعد از احیاء صنایع الکترونیک ومخابرات و کشتیرانی خود ، این بار به سینما به طور کاملاْ جدی به عنوان صنعتی پول ساز می نگرند . نگاهی که در کشور ما هم گاهی به سینما می شود . اما درست در همان لحظات آرزو می کنیم کاش اهالی سینما همان فیلمهای به اصطلاح هنری سفارشی جشنواره های غربی را بسازند و با رفتن به سمت گیشه همه حیثیت فرهنگی ما را قربانی پول نکنند، که حتی در بسیاری از موارد همین هم به دست نمی آید و تنها این میان خیلی چیزها قربانی می شود .
۲- بعد فرهنگی :
بررسی ابعاد فرهنگی این بحث بسیار دقیق و پیچیده است و قطعاْ نکات مهمی از آن از دید حقیر خارج مانده . اما آن چیزی که به نظرم می رسد را در چند بند عرض می نمایم :
الف - کشور کره در طول تاریخ هیچ گاه دارای تمدن درخشانی نبوده و در اکثر مواقع در سایه تمدنهای بزرگ اطراف خود مانند چین و حتی در مقطعی مغولها بوده است و همیشه به زحمت توانسته است در پی جنگهای فرسایشی زیاد ماهیت خود را با نامهای گوناگون و جغرافیای متفاوت حفظ نماید . اما درست از حدود یک دهه قبل این کشور در عرصه اقتصادی به جهت همت بالای مردم این کشور رشد بسیار زیادی نموده است . حالا زمان آن بود که تمدن جدید مردم کره به شکل بهتری معرفی گردد . شاید ساخت این سریالها و بزرگ و مقتدر نشان دادن این کشور در راستای جذب بازارهای جهان برای همان کالاهای کشورشان باشد و یا حداقل ایجاد موج کره ای .
ب - غیر از موضوع اشاره شده در بالا این مجموعه ها به طور جدی از لحاظ فنی و محتوایی دارای نکات ارزشمندی هستند . کشور کره درست در سالهایی که همسایه بزرگ و نیرومندش - چین- و همسایه همیشه مدعی دیگرش - ژاپن - شروع به جهانی کردن سینمای خود ( در موجی جدید و شکلی جدید ) کردند ، از قافله عقب نماندند و نگذاشتند مخاطب جهانی - که همیشه درگیر آن چیزهایی است که زیاد می بیند و زیاد می شنود - کشور کره را فراموش کند . نکته مهم تر اینجاست که این کشور سعی نکرده به موضوعاتی عجیب و خارج از تصور که شاید گاهی نیاز به توان فنی و تکنیک خاصی باشد و نمی توان در همه کمپانی های فیلم سازی جهان آن را یافت، روی آورد . بلکه با استفاده از داستانها و افسانه هایی که خیلی هم به وفور یافت می شوند ، مجموعه هایی قدرتمند ساخته اند که بی انصافی است اگر روایت ساده و خوب داستان را در آن نادیده بگیریم . ضربآهنگ خوبی که بیینده را کمتر خسته می کند .
ج- اشاره شد که قطعاْ کشور کره از لحاظ تاریخی در عرصه میراث بشری آنچنان چیزی برای گفتن ندارد . اما آنگونه عمل می نمایند که مخاطب اسیر رسانه به زودی کره را یکی از تمدنهای موثر فرهنگ جهان می پندارد . این نکته ای است که نباید از آن غافل شد . تقریباً در تمامی سریالهایی که کمی جنبه تاریخی دارند، با نام بردن از تمدن های بزرگی مثل چین وحتی ایران و هند و در نهایت عبور ( علمی - تکنیکی - نظامی - فنآوری ) از آنها تمدنی در ذهن مخاطب القا می شود، که اصلاً در تاریخ حقیقی بشر آنچنان جایی نداشته و همیشه اسیر جنگ های داخلی بوده است .
د- در تمام این سریال ها، داستان های موازی زیادی شکل گرفته است. داستانهای حماسی ، عشقی، اجتماعی و اخلاقی . اما انصافاً هیچ کس به خاطر مسائل عشقی این سریال ها، آنها را دنبال نمی کند . در حالی که ما همیشه به جهت ضعف روایتگری در داستان، روایت داستانی سریالهای خودمان را با قرار دادن داستانهای آبکی عشقی ( از نوع فیلم فارسی ) به صورت موازی می خواهیم جبران کنیم .
اینها همه گفته شد و بهتر است از پتانسیل بالای خودمان برای سریال سازی از مستندات تاریخی و دینی چیزی نگوئیم . کافی است کمی به ساختار بعضی از سریالهای تاریخی بنگریم و افسوس بخوریم که آنها توان دارند که شخصیتی خیالی را آنچنان اسطوره کنند که ما ایرانیان با این تمدن غنی اسلامی و ایرانی میخکوب بنشینیم و نکات اخلاقی با رویکرد بودایی ببینیم و از آن طرف مثلاً وقتی می خواهیم از ملاصدرا شخصیتی بسازیم، کاری می کنیم که مخاطب می پندارد ملاصدرا - نابغه ایرانی - فردی بوده که همه چیزش اسیر عشقی زمینی بوده است و انصافاً آیا می توانیم این سریال را در بازار آزاد رسانه جهانی ( به دور از داد و ستد های اقتصادی- فرهنگی ) عرضه نمائیم؟؟؟
