سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد . انقلابی که به اعتراف بسیاری از تئوریسین های غربی و شرقی و داخلی و خارجی پدیده ای منحصر به فرد در طول تاریخ بشریت بوده است . انقلابی که خیلی سریعتر و خالصانه تراز نقلابهای دیگر به سایر نقاط دنیا صادر شد .
وقتی از انقلاب اسلامی ، آرمانها و اهداف آن گفته می شود ، شاید برای گروهی گفتن از آرمانهای انقلاب اسلامی نخ نما شده به نظر برسد و گفتن از آرمانهای انقلاب ، بیان حرفهایی باشد که حالا خیلی وقت است تاریخ مصرف آن گذشته است . دلیل اصلی این گروه عدم تحقق بعضی از شعارهای انقلاب اسلامی و حتی در بعضی موارد متاسفانه معکوس شدن جریان تحقق شعارها و بازگشت به همان نقطه قبل از انقلاب است .
متاسفانه باید اعتراف کرد که این حقیقتی است که اتفاق افتاده است . ما درتحقق خیلی از شعارهای ناب انقلاب اسلامی تعلل کردیم . این ما شامل بازه وسیعی می شود . همه نسلهای اول و دوم و سوم وچهارم و حتی بعدترهای انقلاب را شامل می شود . شاید همیشه گیر کار آنجا بوده است که به دنبال مقصر بوده ایم ودائم در حال متهم کردن گروهی در بی توجهی به انقلاب هستیم . مثلا ماها نسلی که انقلاب را تحویل گرفتیم چه تلاش سختی همچون نسلهای قبلی برای تحقق آرمانهای آن انجام داده ایم؟ اینکه دائم بنشینیم و از نسلهای قبلی انتقاد کنیم ، کاری نکرده ایم و یا عده ای از آن نسل قبلی تنها به همان کاری که آن روزها کردند ، بسنده کرده اند .
اما انصافا چه کرده ایم ؟؟
انقلاب ما فرصتی تاریخی در طول تاریخ بشر وعلی الخصوص جنبشهای شیعی است و همه نسلهای انقلاب چه آنها که در پیروزی انقلاب نقش داشته اند و چه آنها که در تحقق شعارها و آرمانهای آن نقش داشته اند، باید لحظه - لحظه زیستن در آن را توفیق بدانند و تمام تلاششان را در جهت تحقق اهداف آن انجام دهند .
نکته اینجاست که عده زیادی از ما متاسفانه پیروزی انقلاب اسلامی را هدف می دانیم و فکر می کنیم حالا که انقلاب در دفع طاغوت پهلوی موفق بوده است به تمامی آنچه که باید، می بایست تا حالا رسیده باشد . اما باید یادمان باشد که حضرت امام (ره) بارها اشاره فرمودند که این انقلاب مقدمه ای است برای ایجاد حکومت عدل جهانی و نشان دادن شاخصه هایی از حکومت اسلامی در سطح جهان .
پس یادمان باشد پیروزی انقلاب اسلامی تنها وسیله ای بوده برای همه نسلها تا اهداف اسلام و تشیع تحقق یابد و انشاءالله مقدمه ای باشد برای همان حکومت وعده داده شده از سوی پیامبر اسلام به سلمان فارسی در روزهای واپسین مانده به ظهور .
*************************
نگاهی دوباره به بعضی از فرمایشات گهر بار حضرت امام در خصوص حکومت اسلامی خالی از لطف نیست .
«... من اميدوارم كه حكومت اسلامي در ايران تشكيل بشود و از مزايايي كه در حكومت اسلام هست، بر بشر روشن بشود تا بشريت بفهمد كه دين اسلام چه ديني است، و در روابط بين حكومت و ملتها چه روابطي است و در طرز اجراي عدالت چه نحوي است و شخص اول مملكت با رعيت چه جور فرقي دارد در زندگي...» ۱
«... اگر چنانچه اسلام به آن طوري كه هست پياده بشود و اجرا بشود اميد آن را داريم كه تمام بشر در تحت لواي اسلام بيرون بيايد، تمام مكتبها شكست بخورد. معالاسف نگذاشتند كه اسلام را بشناسند مردم...» ۲
«... حكومت اسلام مثل حكومتهاي ديگر از قبيل سلاطين، از قبيل رؤساي جمهوري نيست. حاكم اسلام حاكمي است كه در بين مردم، در همان مسجد كوچك مدينه ميآمد، جلوس ميكرد و آنهايي كه مقدرات مملكت دستشان بود، مثل ساير طبقات مردم در مسجد اجتماع ميكردند...»۳
«... اسلام حكومت دارد و حكومتش همان نحوي كه حكومتهاي ديگري هست و تشكيلات دارد؛ تشكيلات دارد لكن تشكيلاتي كه تمامش بر مبناي عدالت است. روابط حكومت با رعيت، با اصناف رعيت، روابط رعيت با حكومت، روابط حكومت با مذاهب اقليت، روابط مردم جامعه با اقليتها، روابط حكومت با حكومتهاي ديگر، روابط خود جامعة اسلامي با جوامع ديگر، تمام اينها قوانين دارد...»۴
«... وقتي حكومت اسلامي تشكيل شود همه تابع قانون اسلامند و اسلام يك جناح يكپارچه و واحد است؛ حكومت ما جمهوري اسلامي است كه متكي بر آيات قرآني است و قانونش، قانون اسلام است و جناحهاي سياسي در آنجا در اظهار عقايد خود آزادند...»۵
«... از حكومت اسلامي شما را نترسانند، حكومت عدالت است؛ حكومتي است كه زندگي شما را زندگي مرفه انشاءالله قرار ميدهد. براي مردم نفع دارد. براي مردم همهاش منفعت است...»۶
«... بايد كوشش كنيد تا طرز حكومت اسلام و رفتار حكام اسلامي را با ملتهاي مسلمان به اطلاع دنيا برسانيد تا زمينه فراهم شود كه حكومت عدل و انصاف به جاي اين حكومتهاي استعمار زده كه اساس آن بر ظلم و چپاولي است، برقرار شود... اگر حكومت اسلام كه رئيسش با رعيت يكسان و دارالحكومهاش مسجد روي خاكهاي گرم و سلطانش با كفش و جامة كهنه حكومت ميكند و ملت در پناه آن با آرامش و در ساية عدل زندگاني ميكند، روي كار آيد، اساس انحرافات چپ و راستي بر باد ميرود...»۷
۱. صحیفه امام ، ج۴ ، ص ۴۱۷
۲. صحیفه امام ، ج۴ ، ص ۴۱۸
۳. صحیفه امام ، ج ۴ ، ص ۴۱۸
۴. صحیفه امام ، ج ۴ ، ص ۴۱۹
۵. صحیفه امام ، ج ۵ ، ص ۲۲۳
۶.صحیفه امام ، ج ۴ ، ص ۱۸۲
۷.صحیفه امام ، ج ۲ ، ص ۳۴۶
*****************************

