تبليغاتX
گاهنامه - نامه ای به سید مرتضی - نامه دوم
گاهنامه

یا حکیم

سلام سید جان . . .

 این روزها دلم خیلی گرفته .

    نه فقط  دل من که دل عالمی گرفته است . این دیگر خاصیت این روزها است و قطعا اثر وضعی نفس همان مردان حقی است که هنوز در عام نفس می کشند و از غم غریبی ارباب عالمیان ناله می زنند وگرنه ما کجا و درک حال حسین (ع) در آن روزها کجا . . . ؟؟!!

سید جان !

    این روزها دلم خیلی هوای خواندن چند باره فتح خون را می کند و باز دوباره مانده ام که چه کرده ای که مولا این گونه تو را  مَحرم قرار داده اند ، یا بهتر است بگویم مولا شما را  مُحرم کرده اند .

 چه خوش آرمیده ای ... چه خوش

    خوشا به سعادتت .  چه کرده ای که مولا اذن داده اند تا اینگونه از مدینه تا آن سرزمین بلا همراه مولا باشی و همه جا همراهی اش کنی هم نقل کنی آن حماسه را و هم روایت کنی  فتح آن خون  را.

سید جان . . . !

    بارها آن فصل مناظره عقل و عشق را خوانده ام و هنوز هم نفهمیدم که در این منظره عقل و عشق چه خواهم کرد . هنوز هم نمی دانم که می مانم یا می روم ؟؟ !! هنوز هم بانگ الرحیل بلند است و هنوز هم مولا اذن دخول می دهند و در این میان این دل ماست که هنوز هم تردید می کنیم . تو خودت راحل این سفر بوده ای و خودت  گفته ای که : ((راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است  )).

اما ما چه کنیم ؟؟!!

    حالا ما میان این برهوت عقل نابالغ و عشق ناپخته مان گیر کرده ایم . نه عقلی داریم که به این دل فرمان دهد که :

هان !! چه می کنی و چرا شوریده نمی شوی و به راه نمی افتی ؟؟؟

و نه عشقی که به این عقل بانگ زند که :

هان !! چرا دست از سرم برنمی داری و دائم مرا اسیر معادلات روزمره ات می کنی ؟

میبینی سید جان . عاشورائی شدن و به خیل اصحاب حسین (ع) در سال ۶۱ هجری پیوستن سخت است ، آن هم در این وانفسای روزمرگی هایمان که سخت در آن غوطه وریم  . 

 سید جان . . . !!

شما اهلیت یافته اید و اذن گرفته اید و چه خوب همان بانگی که خودت می گفتی : (( و این راه که به سرزمین طف در کرانه فرات می رسد راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که الرحیل ، الرحیل )) را شنیده ای و سرمست از پی آن رفتی و حالا ما مانده ایم و این حسابگری های هر روزه نفسمان .

سیدجان دعایمان کن و دستی بر این دلهایمان بکش ، بلکه ما هم آسمانی شویم .

سلام ما را به اربابمان برسان .

                                                     یا علی  


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |