انقلاب ما فرصتی تاریخی در طول تاریخ بشر وعلی الخصوص جنبشهای شیعی است و همه نسلهای انقلاب چه آنها که در پیروزی انقلاب نقش داشته اند و چه آنها که در تحقق شعارها و آرمانهای آن نقش داشته اند باید لحظه -لحظه زیستن در آن را توفیق بدانند و تمام تلاششان را در جهت تحقق اهداف آن انجام دهند .

شاید نکته اینجا است که عده ی زیادی از ما متاسفانه پیروزی انقلاب اسلامی را هدف می دانیم و فکر می کنیم حالا که انقلاب در دفع طاغوت پهلوی موفق بوده است به تمامی آنچه که باید می بایست تا حالا رسیده باشد . اما باید یادمان باشد که حضرت امام (ره) بارها اشاره فرمودند که این انقلاب مقدمه ای است برای ایجاد حکومت عدل جهانی و نشان دادن شاخصه هایی از حکومت اسلامی در سطح جهان .
همین مطلب در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
ادامه مطلب...
بله !!
کمی بعد از اینکه اماممان از میانمان رفت یا حتی شاید کمی قبل تر از آنکه از میانمان برود ،عده ای فرمایشات او را تعابیری زیبا از جامعه دینی مورد تمنای بشر می دانستند که بهتر است تنها بر روی دیوار ها آذین بخورد و عملیاتی کردن آنها هزینه ای گزاف دارد که عده ای می پنداشتند تحقق آن محال است . همه جا را پر کرده بودیم از بعضی از سخنان امام عزیزمان و انگاری امامان چیز دیگری جز آن کلمات نگفته اند .
بله !!!
و خیلی سریع داشتیم به سمت جامعه مدنی پیش می رفتیم . عده ای اختیار از کف داده بودند و سخت مشغول سوت زدن و کف زدن بودند . جشن گرفته بودند که تنها چند گام تا مدرن شدن باقی مانده . دلهایمان می گرفت و یاد امام عزیزمان می افتادیم . او که این دیار را دیار حضرت ولیعصر (عج) خطاب می کرد و ما سرمست و آرزومند رسیدن به جامعه ای مهدوی بودیم .
بله !!!
هر آن از آرمانهای آن امام عزیز و فرزندان معنویش - شهدا - دورتر می شدیم و فرمایشات رهبر عزیزمان هم برای عده ای فصل الخطاب نبود . گفتن از آرمانها خیلی کلیشه ای می نمود . چه برسد به تلاش برای تحقق آرمانها . و شهدا برایمان تنها مردمانی خوب بودند که روزگاری کاری خوب کردند وتمام شده اند . انگاری آرمانهایشان هم برای همان روزها بوده .
بله !!!
اما درست همین چندی قبل بود . روزهایی که نزدیک به دو دهه و نیم از آغاز انقلاب می گذشت . درست همان روزهایی که از همه اطراف ما بوی انقلابهای مخملی می آمد . اتفاقی عجیبی رخ داد . اتفاق خیلی بزرگ بود . نداهایی جدیدی به گوش می رسید که انگاری دارد کسی دم از آرمانهای امامان می زند . انگاری حرفهایش همان رنگ و بو را دارد . انگاری کلامش تحت تاثیر کلام همان خمینی (ره) است و نگاه کن چه بی واهمه سخن می گوید و چه صادقانه از آرمانهای امامان می گوید .
بله !!!
شاد شدیم . در پوست خود نمی گنجیدیم . شعارها همان شعارهای انقلاب است گویا . دارند از آن مردمان کپر نشین حاشیه شهرها می گویند . قرار است کسی جرات کند حداقل کلمه عدالت را هجی کند . اینجا دارند با صدای بلند می گویند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند . اینجا انگاری دکترین ما از تحقق جامعه مدنی به سوی مبارزه با اسرائیل بازگشته .
بله !!!
آقای احمدی نژاد ! اینها همه شرح حال مختصری بود بر آنچه بر مردمان این دیار گذشته . تو خود بهتر می دانی که چه گذشته که خودت از مردمان قیام و دفاعی و خوب می دانی که این مردم نه با شخص شما که با شخصیت شما عهد بسته اند . شما را ثمره دردهای نهفته خود می دانند . شما را ذخیره ای می دانند برای تحقق آرمانهای انقلابی که بی شک عجیبترین نقطه تاریخ معاصر است .
و حالا رئیس جمهور عزیز !!!
ما بر عهدی که بسته ایم ، ایستاده ایم . اما شما چه ؟؟ آیا بر عهدی که بسته اید ایستاده اید . این روزها نداهایی عجیب می شنویم . انگاری حالا قرار است تمام آرمانها و آرزوهای ما هزینه افرادی شود که هیچ لیاقت این همه ولخرجی را ندارند .
رئیس جمهور عزیز !!!
یادت باشد که ما دلخوش به آن آرمانها بوده ایم و هستیم . نکند که ...
نه خدا نکند ...
یا مدبر
حالا چند روزی از سالگرد آن روزها گذشته ومن مردد مانده ام که راه امام (ره)کدام است؟؟
اگر راه امام آن است که سید حسن نصرالله درک کرده ، پس آن راهی که عده ای دیگر می گویند چیست؟؟مگر امام چند راه داشته اند !! مگر تفکر حضرت امام ، تفکری پیچیده و یا دیر باور بود که هر کس از ظن خود ، راهی را انتخاب نماید و بگوید این راه امام است .
بالاخره راه امام کدام است ؟!
راهی را که امثال سید حسن آن را درک کرده اند که چیزی نیست جز عزت و مصلحت که حتی اگر بهایش شهادت بود دریغی نیست . و یا راهی که گروهی از آنانی که مدعیان همراهی امامند می گویند و چیزی نیست جز مصلحت اندیشی به نفع مصالح شخصی وباندی .
کدامین راه درست است ؟؟
سید حسن نکند دروغ می گویی و آن مقاومت ۳۳روزه هیچ ربطی به تفکر امام ندارد ، آخر تو که از ایران دوری و هنوز بسیار جوانتر از خیلی از حضرات هستی ، چگونه توانستی پیام امام را درک کنی و به آن جامه ی عمل بپوشانی و مقتدایت را سید علی بنامی ؟!!!نه، سید تو دروغ می گویی . . . .
چگونه ممکن است کسی پیرو امام باشد و حتی اعراب خشک سنی منطقه ، عکس او را بر روی دست بگیرند ؟ ویا نه ! بالاتر ، دختران نامسلمان لبنان که تا دیروز در سواحل لبنان خوش گذرانی می کردند ، حالا عکسش را بر روی دست بگیرند . مگر تفکر امام این همه قدرت نفوذ داشته . پس چرا آنان که سالهاست مدعی اند نتوانستند کاری بکنند .
سید حسن مگر از رهبرمان سید علی چه دیدی که آن روز در مصاحبه ات بارها از او یاد کردی ، آن هم به شکلی که انگاری از بزرگترین انسان های عصر خودت یاد می کنی ؟! نکند شما هم نگران غربتش بودی که ما را آنگونه سفارش کردی که نکند تنها بماند .

نه ! سید تو دروغ می گویی؟!!!
شما بهتر آرمان های انقلاب را می دانی یا آنانی که بارها در برابر کلام رهبرم اِن قُلت می آورند . اگر روزی از مردان دولت حمایت کند ، او را به تسامح متهم می کنند و اگر روزی به مردان دولت تذکر دهد ، او را به اشتباه متهم می کنند .
می بینی سید ؟؟ حق می دهی که گیج شده با شم ؟! بالاخره یا شما راست می گویید یا آنانی که ۴۰سال در زیر بیرق امام وانقلاب حسابی بزرگ شده اند . بزرگ شدنی همه گونه و همه جانبه ...
حالا خودت بگو آرمان های انقلاب در آن رفتاری است که شما انجام می دهی یا در رفتار عده ای از آقایان ؟؟؟
کدام برداشت صحیح است ؟؟؟
********************************************
واما بعد ......
قصه آبروهای کنار پیاده رو .... رجوع به اصل خبر

