تبليغاتX
گـــــــــــــا ه + نــــــــــــــامه

هو المحبوب

آفرینش می دانم باور نداری چنین سعادتی داشتی و در چنین ساعاتی میلاد مولودی را شاهد بودی که در همه چیز کم نظیر است ...

رهبرم !!!

سرورم !!!

انشا الله همیشه سربازت می مانم ...

 

         چه مي كند اين جمال تو با دل حقيرم اي عزيز ...

 

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 توسط یک برادر |

                                                            يا مسبب الاسباب


چه روزهايي بود . . .
حتي ياد آوريش برايم سخت است . دانشگاهي كه روزي تجلي همه ي آرمان هاي پاك اين انقلاب بود،جولانگاهي  شده بود براي برخورد گروهي لائيك وليبرال از يك سو واز سويي ديگر ، محملي براي گروهي كه به ظاهر خود را ميراث داران اين انقلاب مي دانستند و كاري مي كردند كه نه هيچ گاه در انديشه آن پيرمرد دوست داشتني جماران بود ونه هيچ گاه در رفتار و كردار رهبرمان سيد علي عزيز . . . 

 

             آنروزها دانشگاهي مسيري بود براي عروج نكند اكنون بزرگراهي باشد براي سقوط


   آن روز ها گذشت وغمي كه از آن روزها برايم مانده ، نه فرياد حقير عده اي است كه نوكراني ذليل بودند براي آناني كه سال ها قبل از اين كشور رانده شده بودند ونه نعره ي جاهلانه و مستانه ي جماعت تندرو ومتعصبي است كه  خود را نه تنها عين نظام وانقلاب مي دانستند بلكه خود را گاهي جلوتر و دلسوزتر از همه دلسوزان حقيقي اين انقلاب  مقدس مي ديدند . غمي كه از آن روزها برايم ماند جسارتي بود كه بر رهبرم ، سرورم وكسي شد كه همه آرمان هاي انقلاب را در نگاه و كلام و سيرت او مي بينم . تمام آن چيزي كه سال ها شهداي اين ديار فريادش را مي زدند و امام عزيزمان در گوشمان مي خواند ،همه را يك جا در او مي بينم .
   او كه از معدود ياراني است كه در بدر جنگيد و به بدري بودنش غره نشد و حالا انگاري تنها پرچمدار صفين ونهروان و جمل هستند  .


  
رهبرم ! ! !
 اگر نبودي  در اين بازار مكاره ي ادعاي ميراث داري انقلاب چه مي كرديم ؟؟؟؟؟؟ وشايد هنوز زماني از روز هاي حماسه ي خون و قيام نگذشته كه خيلي چيزها را فراموش مي كرديم .


 
رهبرم ! ! !
   چقدر آن روز ها دلم شكست . چه قدر مظلومي آقا ، كه در اينجا – در ميان كشوري كه در وصيت نامه شمار بسياري از پروانه هاي سفر كرده اش آمده است كه پشتيبان ولايت فقيه باشيم – آن گونه در حقت جفا مي كنيم .


 وهنوز نمي دانم كه فهم گروهي از آناني كه مدعي دينداريند از ولي فقيه چيست كه گاهي خود را دلسوزتر از شما مي بينند . . .
چقدر پير شدي سرورم ، چقدر زود پير شدي . . .
آري از آن روزها برايم هيچ چيز تلختر از ياد آوري اين خاطرات نيست و مي بينم كه حتي هنوز هم در همين جا ، در ميان همين آب و خاك به بالاترين آرمان اين نظام توهين مي كنند و انگاري هيچ نشده . . .
مي بيني رهبرم تئوريسين هاي ولي فقيه زياد شدند .كجايند پيروان حقيقي ات كه آن دستان ملكوتيتان را بگيرد .
اين همه فرياد زديم « دست خدا بر سر ماست » ، اما كجا فهميديم كه دستي كه  به آسمان رفته و بازگشته است گوهري است كه كافي است همراهيش كنيم تا گامي بلند برداريم . گامي بلند به سوي همه آرمانهاي خوب بشري ...

     گوش دادن قطعه صوتي زير خالي از لطف نخواهد بود . . .

نگارش در تاريخ یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط یک برادر |
درباره وبلاگ

سید مرتضی خوب گفته ای :
ما بازمانده ایم .
بازمانده ایم از آرمانهای آن امام عزیز و دوستان شهیدت ...
بازمانده ایم ...
و به نظر حقیر آنگاه به خیل آن مردان می پیوندیم که آنی از راه آن امام عزیز و این امانت گرانقدرش (رهبر و مقتدایم سید علی ) خارج نشویم .
سید جان دعایمان کن ...
پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ


Powered by tabnak