تبليغاتX
گاهنامه
گاهنامه

                                                     یا مصور

  قطعاْ هنوز در جامعه ما ، خانواده بزرگترین اثر را در تربیت و سیر تربیتی فرزندان به عهده دارد . در حالی که امروزه در دنیای غرب زندگی مردمانش به شدت در سیطره و چنگال مدرنیته قرار گرفته و حجم بالای رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی آنان را سخت به خود مشغول کرده و لذا  بیشترین تاثیر در امور تربیتی از سوی رسانه ها بر روی کودکان انجام می پذیرد و خب از آنجا که ما هم به تاخت و مخلصانه داریم خود را به همان جامعه مدنی آنها می رسانیم ، پس در کشور ماهم رسانه ها تاثیر بسیار زیادی در تربیت فرزندان دارند . این اتفاق در چند سال اخیر بسیار بیشتر شده است . لذا باید رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی و نهاد خانواده به تعامل مناسبی برسند تا در نهایت با تربیت صحیحتر فرزندان جامعه به تربیت بهتر اسلامی و اجتماعی برسد .

                         کودکان این جامعه را این جادوگران هزاره سوم چگونه تربیت می کنند ؟؟؟!!!

                          ادامه مطلب را در اینجا بخوانید


ادامه مطلب

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

                                                         یا مصور

فضای عمومی کشور ما چند سالی است که به شدت تحت تاثیر پدیده رسانه است . هرچند نبود رسانه های خصوصی گاهی آسیب هایی را به جریان انتقال آزاد اطلاعات می رساند . اما نکته مهم در این میان نبود محصولات کیفی از دستگاه عریض و طویل صداو سیما است که مدتهاست مورد اعتراض اقشار مختلف جامعه است . امید که هرچه سریعتر برنامه ریزی کلان در قالب چشم انداز بیست ساله تصویب شود ...

اما از سویی دیگر رسانه ها در روند انتقال مفاهیم مورد نظر خود همواره به دنبال فرصتهای زمانی مناسب هستند تا بتوانند برنامه ریزی صحیحی را برای انتقال و تثبیت آن مفهموم خاص انجام دهند ، گاهی این فرصت در حین برگزاری یه میتینگ سیاسی یا انجام یک مسابقه ورزشی و یا در بحبوحه پخش یک فیلم سینمایی پیش می آید و اربابان رسانه در غرب خوب می دانند درست در همان زمان مفاهیم خاص را به بهترین روش القا ء نمایند .

اما شاید در کمتر جایی از دنیا به جهت ملاحظات مذهبی فرصتی طلایی برای یک رسانه پیش بیاید . زمانهایی که مردم یک کشور یا چندین کشور به جهتی خاص ارتباطی بیشتر با رسانه دارند . اما این حقیقتی است که همه ساله در ایام ماه مبارک رمضان اتفاق می افتد و فرصتی طلایی برای همه برنامه سازان و برنامه ریزیان و استراتژیست های رسانه ملی پیش می آید تا به بهترین شکل مفاهیمی ناب را عرضه نمایند . البته در این میان چند نکته زیر مزید بر علت می شود تا این بستر بهتر آماده شود ...

متن کامل مطلب ...

                                  صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران


ادامه مطلب

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

یا مصور

بازم سلام آقای دهنمکی

    برادر گرامی ما فقط انجام وظیفه می کنیم و  درد دلمون رو اینجا می نویسیم و امیدوارم  شما یکبار لختی درنگ کنی و به پشتگرمی همونهایی که این فیلم رو با کمکهای معنوی اون حضرات ساخته ای ، امیدوار نباشی ...

برادر گرامی !!! هر چند اگر  امثال ما را برادر بدانی ؟؟؟!!!

فکر نمی کنی  زیادی اسیری ...

اسیر دایره بسته ای که برای خودت ساخته ای ...

چون خودت رو از اهالی وادی هنر می دونی توصیه می کنم یه نگاهی به بعضی از دست نوشته های آقا سید مرتضی بندازی . به نظرت در کلام و قلم پرغیرت سید مرتضی همچین ادبیاتی و کفتمانی بود ؟؟؟

     سید مرتضی رو که می شناسی ؟؟!!آره . شاید بگی اونم گویا یکی از نویسنده های دفاع مقدس بوده ...  حزب الله حقیقی اونی بود که تو کلام و قلم پرغیرت اون بود . نه مدعی بود و نه اهل اهانت به همرزمانش و یا هر بنی بشر دیگه ای . اما انصافا دوست دارم الان منظورت رو از حزب اللهی و خدا بدونم . انتخاب این تیتر اتفاقی نبوده و هوشمندانه بوده ،چون شما کار ژورنالیستی کرده اید . منظورتون دقیقا چیه ؟؟؟

                برای دیدن  اصل مطلب بر روی عکس کلیک کنید

   نمی دونم چرا اسم همرزمان خودت رو کنار خیلی از سایتها و آدمهای معلوم الحال قرار دادی ؟؟چرا بچه های جبهه رو با دارودسته صدای آمریکا مقایسه می کنی ؟؟؟!!! به نظرت این رفتار  یعنی چی ؟؟؟

دلم می گیره که حالا امثال شما حتی دیگه به کسانی که سالها دارند برای فرهنگ جبهه تلاش می کنند ، اینگونه می گویند ...

     دلم می سوزه از اینکه هیچ بویی از فرهنگ اون مردان در کلامت نمی بینم . نه اون موقع که تو شلمچه می نوشتی و  نه حالا که با این ادبیات لمپنیسم می خواهید فرهنگ اون مردان رو تو جامعه ترویج بدین ...

    دلم می سوزه - نه برای شما که تاریخ به زودی در موردت قضاوت خواهد کرد- بلکه برای فرهنگی که داری ذبحش می کنی  . دیگه چیزی از اون نگذاشتی و همچنان اصرار داری که تنها دلسوز فرهنگ حقیقی جبهه ها هستی ..

آقای دهنمکی !!!

       دست بردار برادر من . دست بردار. این نصیحت جونیه که خوب شهدا هنوز یادشه . درسته همرزشون نبود . اما خیلی هاشونو خوب یادشه . یادشه آدمهای زیادی اونجا عوض شدن . اما عوض شدند و نه اونی که شما می گید . نه اون نشدند .اونها تو یک پروسه متعالی شدند و هرچی بودند حداقال تو نفسهای آخر می شد از چهره های پاکشون و کلام دلنشینشون فهمید . اینو بارها کسانی به اون جوون گفتن که سالهاست داره کنارشون زندگی می کنه .

     بیچاره نسل بعد از جنگ که با دیدن اثر فوق هنری شما هیچ چیزی رو یاد نمی گیرند جز روش لمپن شدن . لمپن ماندن و با فرهنگ لمپنیسم به عرش رفتن . نمی دانم این نسل بعد از جنگ چرا اینقدر سخت می گیرند  ، می شود :  لمپن زیست و حتی در لحظات آخر با فحاشی محشور شد و حتی آنقدر فرمانده ات را تحت تاثیر رفتار خودت قرا دهی که لحظه آخر به جای یادآوری خیلی چیزهای مهمتر سیگار به لب دهانت بگذارد .

نگران نباشید نسل بعد از جنگ!!! هستند کسانی که خوب آرمان های لمپن شدن شما رو به تصویر بکشند . اصلا نگران نباشید . شما شروع کنید . کاریتان نباشد .

دلا دریغ نیست آرزو کن .....

            به امید جامعه لمپن مورد نظر افتخار سینمای دفاع مقدس !!! ما آقای دهنمکی

 

            


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

يا بصير

 

 

ديگر حس غرور نمي كنم .

       آنگاه كه ياد حماسه خرمشهر و آن مقاومت جانانه مي افتم و بعد ها كه مي بينم احمد رضا درويش تصويري كه از آن برايم ساخته در پس لوكيشنها و جلوه هاي ويژه  آنچناني محو شده است كه انگاري اين تصويري از مردان آن سوي آتلانتيك است ...

ديگر حس غرور نمي كنم .

       آنگاه كه آن مردي كه ديروز در جلو دانشگاه تهران آنگونه بر سر آن  زنان و دختران بد حجاب فرياد مي زد حالا در ميان بهت بسياري آن رفتار عجیبتر  را در برابر بازيگر زن فيلمش مي كند . حال آنكه نه رفتار آنروزش غرور آفرين بود و برعكس پندارش رفتار امروزش ...

ديگر حس غرور نمي كنم .

     وقتي مي بينم از آن روزهاي عزيز چيزي جز عشق بازي دختران و پسران جوان به تصوير كشيده نمي شود.

     انگاري در بحبوحه سير الي الله آن عارفان دير نديده  كه يك شبه ره صد ساله بسياري را رفتند هيچ دغدغه اي وجود نداشت ، جز وصال ياران زمينيشان . اين همان تصويري است كه در اكثر فيلمها و سريالهاي پرداخت شده با مضمون مثلاً دفاع مقدس است مي بينيم .

ديگر حس غرور نمي كنم .

    وقتي مي بينيم  كه براي آناني كه مي دانم همه چيز را گذاشتند و رفتند تا بمانند براي همه تاريخ نه تنها هيچ نكرده ايم . بلكه در بازسازي شخصيتشان اينگونه بدانها توهين مي شود ، من مي مانم و دنيايي از توهمات و بلا تكليفي ها .

من مانده ام تصويري كه از بهترين فرزندان اين ملت در ذهنم ايجاد شده است .

خدايا چرا اينقدر دور شده ايم .

كاش باز هم حاتمي كيا  ، حاج كاظم آژانس را بفهمد و آنرا آنگونه در - بنام پدر- ذليل نكند .

كاش گردان كميل پرواز در شب در پيچ وخم  - م مثل مادر- گم نشود .

كاش بجاي كلوز آپهاي كه در-  نغمه - از بازيگران گرفته مي شد كمي هم نماي نزديكي از زندگي آن مردماني كه با ريه خونين زندگي مي كنند گرفته مي شد .

كاش مخملباف هيچگاه - عروسي خوبان - را نمي ساخت تا بعدها آنگونه در ميان خوبان بهتر از عروس زندگي كند.

خدايا كاش دوباره  بازگردم  به سنين كودكي ام و دوباره لبخند حقيقي رزمنده هاي از جبهه باز گشته را ببينم .

كاش باز كودك مي شدم و با آناني كه امروز شهيدشان مي ناميم همبازي مي شدم . چقدر دوست داشتني بودند آن جوانان و من با همه كودكيم در برابرشان چقدر حس غرور داشتم كه آنان را حافظان عزت و شرف اين ديار مي ديدم .

 

كاش هيچگاه لبخندهاي اين رزمنده هاي قلابي اين فيلمها را نميديدم .

 

كاش ...

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |