تبليغاتX
گاهنامه
گاهنامه

سلام امام عزیز ...

    گویی همه می گویند که امروز سالگرد ارتحال شماست و من گیج شده ام . امام عزیز برای من شما هنوز زنده اید . بگذار همه بگویند شما در ۱۴ خرداد ۶۸ از میان ما رفته اید . فکر می کنم  آن روز فیض حضور و استفاده از نفس مسیحائیت را از دست داده ایم ، اما امام عزیزم برای خیلی از هم نسلان من شما هنوز هم زنده اید . هنوز هم  تنها آرزوی حس خوش نفست در جماران را داریم و سرخوشیم در دوران زندگی کرده ایم که حتما باید ملقب بشود به عصر خمینی (ره) ...

    بله عصر خمینی . من این عصر را نه عصر  ارتباطات می دانم و نه عصر فرا ارتباطات . برای من حالا نه دنیای ماهواره ها معنی دارد و نه دنیای رسانه . چراکه ، آن کاری که شما انجام داده اید کاری فراتر از هر گونه ارتباطی مجازی و حقیقی در حد توان بشر بود . اما م عزیز کدام رسانه توان رسوخ در دلهای مردم را تا این حد دارد و کدامین رسانه می تواند این همه سال بعد از پایان گرفتن ظاهری ،  هنوز هم مردمان زیادی را متحول کند .

این همان قلب جهان اسلام است . یعنی جماران ...

    مهم نیست که کوردلان همیشه کور تاریخ فریاد همه آن مردمان جهان را نمی شنوند . مهم این است که از آن آمریکای لاتین که سالها در زیر بیرق رهبران چپ خود گیج بوده اند تا مردمان مظلوم و فقیر آفریقا که هیچ گاه طعم خوش آزادی را نچشیدند و از آن مردمان آسیای شرق دور تا اینجا و همین همسایگان کشور عزیزمان ایران کسی نیست که شما را نشناسد . و این همه در حالی بود که تو تها پیرمردی دوست داشتنی بود که آنجا در بالکن حسینیه کوچک جماران می نشستی و از آن بالا برای آن مردمانی که آن پائین نشسته بودند دستی تکان می دادی .

    حالا نزدیک به دو دهه از آن ۱۴ خرداد گذشته اما هر روز تو زنده تر می شوی و هر روز مردمان بیشتری با شوق بیشتر با اندیشه های شما آشنا می شوند و هیچ رسانه ای را سراغ ندارم که اینگونه تاثیر گذار باشد . اما شما یاد آور همان فرهنگ ناب اسلام محمدی بودی که فطرت همه انشا نها را به خود جذب می کند و برا یهمین است که همه رسانه های آن اربابان جهانی تزویر با دو دهه تلاش نتوانستند ذره ای از جاذبه والای شخصیت تو را کم کنند .

    و حالا حق بدهید که من مبهوت بمانم . مبهوت قدرت رسانه ای کلام ساده امام عزیزم . و حق بدهید که بگویم امام هنوز زنده است . او که به حق معجزه قرن بود و حالا سالها باید بگذرد تا تاثیر کلام و منش او بر دنیا معلوم گردد . تاثیر کلامی که منشعب از کلام پاک و نورانی مصطفوی بود و در جای جایش عزت و غیرت علوی موج می زد .

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

هوالجبار

اماما !!!

چه فرقی می کند اگر سالها بگذرد  باز هم همچنان فریاد خواهیم زد که مرگ بر اسرائیل ..

    مگر تاریخ فراموش می کند که آن دورهای دور که هنوز پیرمرد دوستداشتنی جماران بله همان حضرت امام (ره) را عرض می کنم ، نفرمود اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود . آنروزها هنوز حتی یاران زیادی نداشتی ، اما هرجا می رسیدی دم از نابودی این غده سرطانی می زدی . یادت هست می گفتی که تمامی ملتهای مسلمان باید آن را زنده نگه دارند .

اماما !!!

    موجی که آنروز ایجاد کردی حالا همه جا را گرفته ، امام عزیز حالا حتی در قلب اروپا و آمریکا روز قدسی که بنیانش نهادی جریان دارد . هرچند این تنها فریاد توده های مظلوم دنیا است و هنوز دولتها هیچ نگران این دمل چرکی نیستند ..

اماما !!!

   یادت هست گفتی مراقب باشید آنها می خواهند بیایند و تا فرات را هم بگیرند .آنروزها حتی خوشبین ترینها هم شاید قبول نمی کردیم که قرار است تا فرات برای اسرائل بشود ، اما امروز مگر سفارت بزرگ و ۱۰۰۰۰ نفری آمریکا در عراق جزئی از اسرائیل نیست . مگر زمینهای کرکوک و کردستان عراق که آن ملعونین خریده اند جزئی از اسرائیل نیست .

اماما !!!

    همیشه دیرتر متوجه می شویم که چه ها گفتی . کاش این بار دیگر خیلی دیر نشود . کاش مشتهایمان را به روی هم بلند نکنیم وهمه با هم آنرا به سمت اسرائیل بلند کنیم .

این نسیم کشورهای مسلمان است که به توفان غرنده ای تبدیل شده ...

اماما !!!

        دعایمان کن که بتوانیم .

                       و ما باز هم می گوئیم ...

مرگ بر اسرائیل  

 


ادامه مطلب

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
 

  سلام امام عزيز

اينجا ام القراي جهان اسلام است . پايتخت كشوري كه بعد از آنهمه سال با نفس مسيحائيت آنرا دگرگون كردي . موج موج جوانانش براي آرمانهايي كه وعده داده بودي به خيابانها ريختند . چقدر شعار دادند و چقدر به شعور رسيدند ...

 

يادت هست آنروز كه از آن سفر طولاني  آمدي تمام مسير حركتت تا فرودگاه را گل باران كردند . چقدر آن جوانها و نوجوانها دوستت داشتند و امام خوبم چقدر شما آنها را دوست داشتي ...

 

يادت هست آنروز كه حكم جهاد دادي و گفتي كه غلام حلقه به گوش استعمار را بايد ادب كرد ، آن جوانها باز چه كردند . چقدر به عشق مولاي شما و خودشان حضرت ابا عبدالله(ع)  جانفشاني كردند آنقدر كه آن دشمن را از تمامي خاك اين كشور  بيرون كردند .

 

يادتان هست امام عزيزم آنروز كه رفتي و گفتي كه با قلبي آرام و دلي مطمئن مي روي آن جوانان در عزايت چه كردند ؟؟؟ چقدر گريستند ؟؟؟ گويي دنيا برايشان تمام شده . امام خوبم چقدر خوب شد كه غم نبودنتان را وجود مباركي  پر كردند و اگرنه آن جوانان و نوجوانان چه مي كردند ؟؟؟

 

مي بيني امام عزيزم اين جوانها خيلي كارها كردند كه هيچكس بهتر از شما و رهبر عزيزمان سيد علي آنها را نمي دا ند . حتي انگاري همين چند روز قبل عده اي از جوانان كه رنگ و بوي همان جوانان سالهاي قبل را داشتند از ناراحتي فراموشي آرمانهايت كه همان آرمانهاي همه انبيا و اوليا بوده است در پشت ديوارهاي سفارت فخيمه بريتانيا جمع شده بودند و اعتراض مي كردند كه چرا بايد جشن ميلاد ملكه خبيث ملتي خبيثتر در ام القراي جهان اسلام برگزار شود . ملكه اي كه در همان روز در كشور پليدش مدال به هماني داد كه روزي با فتواي شما به جهنم واصل شد و همان روز مرد  .مي بيني اما عزيزم كه انگاري دارد فتواي تاريخي شما فراموش مي شود  ...

 

امام خوبم خدا كند اين يكي را نديده باشي ...

 

نديده باشي كه چگونه همان جوانان را زدند و چگونه دختران محجبه ات را مشتي بي غيرت در ايام فاطميه زدند . بله در همين پايتخت ام القراي اسلام . در همين جا كه سنگفرش هاي خيابانهايش پر است از خون شهداي انقلاب و هنوز ضرباهنگ پاي بسيجيان خميني در سپاهيان يكصدهزار نفري محمد (ص) خيابانهايش را مي لرزاند .

 

چقدر دلم تنگ شماست و نگران غربت رهبرم سيد علي ...

 

مباد كه پيرش كنند . مباد كه دلش را به رنج آورند از هجومشان به اين جوانان .

 

اماما دعايمان كن . دعايمان كن كه يادمان نرود چه ها گفتي و چه ها كردي ...

 

دعايمان كن ...

 

 

السلام عليك يا روح الله

 

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

 

يا رحيم

 

ساعت حدود 7 صبح بود .

 

    پسرك شادمان و مضطرب از رفتن به مدرسه و شركت در آزمون رياضي مقطع چهارم ابتدايي بود . هنوز تا نزديك در نرسيده  بود كه صداي شيون مادرش بگوش مي رسيد . كودك دوان دوان به درون خانه بازگشت و آنچه را از راديو مي شنيد باور نمي كرد . مبهوت مانده بود ...

 

روح بلند آزادگان جهان به ملكوت اعلي پيوست

                                                       

    مادرش ضجه مي زد و اين برايش خيلي عجيب مي نمود . يادش مي آيد چندي پيش كه مادربزرگش از دنيا رفته بود هم مادرش را اينگونه نديده بود .

 

    ناگهان در باز شد و پدر به درون آمد . انگاري برايش غريب مي نمود. اين ديگر پدر نبود . تكه هاي خرد شده پدر بود كه كنار يكديگر قرار گرفته بود . پدر از درون خرد شده بود . پيراهنش را عوض كرد و به سرعت بيرون رفت . لختي بعد بازگشت و به روي زانو نشست . دستش را بر روي سر پسرك كشيد و سعي مي كرد كه براي پسرك مبهوت لبخند بزند .

 

    پسرك در عمق چشمان  پدر اقيانوسي پرتلاطم مي ديد و حس مي كرد برعكس هميشه كه اگر دلش گرفته بود ، دوست داشت به آغوش پدر رفته و بگريد اينبار پدر بود كه دوست داشت  در آغوش  پسرك  گريه كند . پدر رفت و تا چند روز بازنگشت .

 

    كيف مدرسه اش به آرامي از دستش افتاد و آرام شروع به گريستن كرد . هيچكس نبود كه حتي آرامش  نمايد . او مي گريست . آخر قرار بود تابستان همان سال براي ديدن همان پيرمرد دوستداشتني و نوراني به جماران برود . او ديگر امام را نديد و هيچگاه نتوانست دوزانو جلو تلويزيون بنشيند و چشم بدوزد به آن پيرمرد دوستداشتني ...

 

    سالها گذشته و آن پسرك حالا خيلي بزرگتر شده اما هنوز غم آن ديدار انجام نشده در دلش مانده و بغضي كه هيچگاه به پايان نمي آيد ...

 

 

                   نسلي كه ياد و خاطره امام را از همان كودكي در دل داشت و دارد

                   


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

يا لطيف

 

    14 اسفند نزديك است . روزي كه يادآور ايام خاصي در روزهاي ابتداي انقلاب است . روزي كه تقريبا پاياني بود براي جريان خطرناك بني صدر . روزي كه در دانشگاه سخنراني كرد و حتي عده اي در همان روز كشته شدند. اين رويداد باعث شد تا به ياد نكته مهمي در رابطه با حضرت امام بيافتم . . .

     بني صدر با راي مردم به رياست جمهوري رسيده بودو از طرفي  زياد شنيده بودم كه امام بارها فرموده بود ند كه از اول هم با بني صدر موافق نبود ند .

       برايم قابل درك نبود حضرت امام از يك سو شديداً به دنبال برقراري حكومت اسلامي بودند وتمام تلاششان را انجام مي دادند واز سويي به افرادي ما نند بني صدر تا اين حد آزادي عمل مي دادند . درك وپذيرش اينگونه رفتارها از جانب امام و گاهاً بعد ها از مقام معظم رهبري وصبوري در برابر خطاهاي واضح بعضي از افراد برايم تحمل ناپذير بود .افرادي كه در بسيار از موارد توسط مردم انتخاب شده بودند .گاهي در ذهن خود از حضرت امام هم انقلابي تر مي شدم ومي گفتم نكند كه اينجا امام اشتباه كرده باشند .

     نكته جالب اين بود كه در تمامي موارد صبر و تحمل حضرت امام ومقام معظم رهبري تا آنجا ادامه پيدا مي كرد كه تقريبا بعضي از جريانات موافق آن طيف نيز دست به نقد ميبردند وحتي گاها با آن مخالفت مي نمودند .اين حركت تنها در برابر افرادي مانند بني صدر اتفاق نيفتاده بلكه در طول ساليان انقلاب بارها رخ داده است .چقدر سخت است كه بداني و صبوري كني وسكوت كني ودر جاي خود - آنگاه كه افراد عوامي مانند حقير نيز پي به انگيزه هاي خطا و خائنانه آن جريان مشكوك پي برده اند به بهترين شكل برخورد نمايي.

      البته بيان اين مطلب بدان معني نيست كه رهبري جامعه همواره منتظر نتيجه گيري وفهم از پايين وآنگاه دستور از بالا مي باشند بلكه در مواردي خاص رهبر جامعه اين فرصت را براي ابلاغ وفهم به جامعه مي دهند تا جامعه بتواند رشد نمايد. اين تمرين بسيار خوبي بود براي مردمي كه در حال تمرين دموكراسي بودند. دموكراسي در نمايي جديد و زيبا . . .

      حكومتي كه حضرت امام اما تاكيد زيادي داشتند در جمهوريت آن و اسلاميت آن و هيچگاه هيچكدام را بر ديگري ترجيح ندادند .       جمهوري اسلامي نه يه كلمه كم نه يك كلمه زياد .

    خدايا ولايت پذير بودن را به ما بياموز كه نه تنها در زبان بلكه در سكوت وفهم واطاعت بي چون وچرا از مقام رهبري است.انشاالله

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |