تبليغاتX
گـــــــــــــا ه + نــــــــــــــامه

سلام حضرت روح الله

سلام خمینی کبیر ...

حضرت روح الله سه دهه از پیروزی انقلاب گذشته و ما داریم دهمین رئیس جمهور را انتخاب می کنیم . اتفاقات خیلی خوبی دارد می افتد . این روزها همه جا حرف از آرمانهای شماست . این روزها همه یک جوری به شما متصل شده اند . یکی خود را فرمانده دلاور شما می داند . یکی خود را نخست وزیر شما می داند و یکی خود را یار خیلی قدیمی شما می داند  . اینجا فقط یک نفر هست که هیچ ربطی به آرمانهای شما ندارد اما آنقدر ادعا دارد که نگو . حضرت روح الله نمی دانم این آقایی که فکر می کنم اسمش احمدی نژاد است برای چی یک دفعه آمد و همه چیز را به هم زد . از دوران حضور پر خیر و برکت شما و  بعد از رحلت شما همه چیز بر وفق مراد بود و یک دفعه با آمدن این آقا همه چیز به هم خورد .

 

یار امام ...!!!نخست وزیر امام ...!!فرمانده امام ...!!

یادتان هست که چه حرفهایی می زدید و چقدر ما را در بعضی امور سفارش کرده بودین . خدا را شکر که ناظرید و دیدین  که بعد از شما هم به شدت سخنان شما آویزه گوش مسئولین کشور بود و همه به شدت در پی تحقق آن بوده اند .  بعد از شما مفسرینی پیدا شده اند که به خوبی کلام شما را تفسیر کرده اند . آن هم تفاسیری مطابق روز

از سالهای آخر دهه  شصت ما به شدت شروع کردیم به سازندگی . همه جا را ساختیم الا خودمان . یادمان رفته بود که سازنگی را باید از خودمان شروع کنیم . همه جا ساخته شد فقط چند صد روستا خراب شد و تبدیل به شهر شد که آن هم مهم نیست . البته چند میلیون روستایی هم خلاف همه روالهای طبیعی زنگی در این اقلیم زنگی می کردند - یعنی شهر نشین و متمدن نبودند - که آنها هم شهر نشین شدند . چند میلیون نفر ناگهان زیر چرخهای متمدن شدن کمی آسیب دیدند که خیلی مهم نیست .  چند نفری از نزدیکان آقایون هم کمی وضعشان بهتر شد که خوب آن هم زیاد مهم نیست . بالاخره اینها اندکی زیادی برای این انقلاب زحمت کشیده اند و هر چه زودتر نقدتر حساب بشود بهتر است .

بعد از چند سالی دیدیم زیادی ساختیم . گفتیم خوب حالا بهتر است کمی خود سازی کنیم . شروع کردیم به کار فرهنگی بسیار عمیق بر روی خودمان  و از آن مهمتر تحقق امر بسیار مهم آزادی - البته آن روزها فهمیدیم که گویا شما هم خیلی آزادی را دوست داشتین اما شرایط فراهم نبوده و خدا را شکر بعضی از مسئولین این دیار هیچ گاه فراموش نمی کنند که به همه حرفهای شما خوب گوش دهند . این کار گاهی کمی زیادی عمیق بود و مقداری اتفاقات  بد افتاد که البته در مسیر گفتمان آزادی خیلی مهم نیست  . اینبار که دیگر نمی دانید چه ها نشد . البته شما ناظرید از آن بالا و حتما از همین پائین میان ما . اما خب ما زندگان خیلی بهتر طعمش را چشیدیم . شروع کردیم به گفتگو با همه دنیا . آنقدر موفق بودیم که نگو . تقریبا همه با ما گفتگو می کردند . البته درست است که گاهی خیلی منت کشیدیم  ، اما خب عیبی ندارد عوضش می ارزید . ما توانستیم تمام وزرای خارجه کشورهای بسیار مهم دنیا را اینجا جمع کنیم . اگر بدانید ما آن روز چقدر خوشحال بودیم . البته یه کمی گفتگو با کشور های کمی کوچکتر دنیا که خیلی هم مهم نبودن را بیخیال شدیم و این جنبش حزب الله هم که کمی موی دماغ دوستان آن طرف مرزمان بودند را کمی از خود دور کردیم .  البته بعد در مسیر گفتگو نزدیک بود یک انقلاب نرم هم اتفاق بیافتد که نمی دانیم قسمت نبود یا چه ؟ که نشد .

اما امام عزیز !!

درست چهار سال است که ما بدبخت شدیم و در این چها ر سال رئیس جمهوری داریم که اصلا بیکار نمی شنید . دائم به تمام نقاط کشور سر می زند .اصلا به فکر آبروی ما نیست . در مجامع جهانی که آبرویی برای ما نگذاشته . تازه می گوید شما  یعنی خمینی کبیر گفته بودین که اسرائیل غذه سرطانی است و آمریکا شیطان بزرگ . من که نمی فهمم این آدم از کجا آمده ؟! حرفهایی می زند  که انگار  از همه نیروهای پای کار انقلاب که سالها در طول این ۲۶ سال برای انقلاب زحمت کشیده اند ، هم بهتر می داند . همه جا از عدالت می گوید . نمی دانم چرا قبل از هر کاری و همه جا و قبل از هر کلامی اللهم عجل لولیک الفرج می گوید . او دائم می گوید ما می توانیم . باعث شده همه گدا شویم .

مردی از جنس ...

امام عزیز اگر بخواهم برایتان بگویم خیلی می شود . اذیت می شوید که ببنید اینقدر این منتخب مردم از راه شما دور شده و اینقدر آنها که برای این انقلاب در ۲۶ سال قبل او زحمت کشیده اند مظلوم مانده اند . اما مردد مانده ام . بالاخره چه کسی راست می گید .

ببخشید حضرت روح الله !!!

ما نمی دانیم  چه کنیم . راه شما را گم کرده ایم . کمکمان کنید ...

شما راه را نشان داده اید . اما ما شاید ...

 

نگارش در تاريخ دوشنبه چهارم خرداد 1388 توسط یک برادر |
 

یا خبیر

این روزها ما وارد دهه چهارم انقلاب اسلامی شده ایم . انقلاب اسلامی در تمامی ابعاد  توانسته است کاری سترگ انجام دهد و شاید عجیب این باشد که گروهی از مردانی که روزگاری در تحقق اهداف این انقلاب زحمات زیادی کشیده اند ، حالا کیلومترها در جهت خلاف این انقلاب و آرمانهایش می روند و تازه سخت مدعی اند که ما تنها حافظان اهداف انقلابیم و انقلاب در ما خلاصه می شود .

این گروه که به قول برخی از دوستان خودشان را بن بست انقلاب می دانند ، تمامی تلاششان را انجام می دهند که برای ماها نسلهای بعدی انقلاب این مطلب را خوب جا بیاندازند که خیلی کارهای آنچنانی برای زمانهای آنچنانی است و مثلا  این روزها دم از عدالت زدن و تنها از عهده آنان بر می آید . تنها آنان هستند که می فهمند راهکار صحیح فقر زدایی چیست و تنها آنان که راه های کلیدی و مگو برای حل مشکلات امروز کشور ما دارند .

انقلابی که پس لرزه های خفیف آن ، آن دورها و درست بیخ گوش استکبار جهانی را لرزانده ، انگاری برای عده ای تنها تغییر ظاهرو پوسته جامعه بود و حتی شاید برای آنها همینقدر هم نبوده . نمی خواهم دوباره چند فرازی از کلام آن پیرمرد دوست داشتنی جماران را بیاورم - که همیشه گفته ام رجوع به مرجع بهترین کار است ( حداقل  و حتما در حوزه فرمایشات حضرت امام (ره) )- اما این روزها عده ای خوب فرمایشات حضرت امام را هجی می کنند اما دریغ از یک جمله سازی خوب . اینها همان جماعتی هستند که آنقدر مدعی دفاع از راه اما م و فرمایشات امام هستند که  گویی هر صبح که بیرون می آیند تفالی به صحیفه نور می زنند تا ببینند بهتر است کدام فرمایش حضرت اما م را ، آن روز باید دست آویز کنند ؟؟!!

آنان می گویند قسمتی از فرمایشات حضرت امام تنها تا  ۱۴/۳/۶۸ تاریخ  مصرف داشته و قسمتی دیگر هم تنها تا چند صباحی بعد . حالا بهتر است قسمت عمده ای از فرمایشات امام را در نظر نگیریم . حالا بهتر است یادمان برود که اسرائیل غده سرطانی است و آمریکا شیطان بزرگ . حالا باید یادمان برود که جنگی که آنروز آغاز شده بود جنگ فقر وغنا بود و نه جنگ ما با آنها و حتی در نگاه حقوق بشری تر همانها - برادر کشی -  . خیلی چیزها را باید حالا فراموش کنیم و فراموش کنیم که ساختار ایدئولوژیک انقلاب و تفکرات شیعی آن هیچ ربطی  به  غرب و مفاهیم آن ندارد .

و اما بعدتر ...

این روزها هیچ طرحی از کاندیداها ندیدم و تنها چیزی که می بینم فحاشی و اتهام به رئیس جمهوری است که فکر می کنم عده ای فراموش کرده اند  که هنوز در مسند است و این همه بی تقوایی و بی پروایی و اتهام ، ناجوانمردی است .

تقریبا تمامی آنانی که آمده اند می گویند از ترس از بین رفتن آرمانهای انقلاب و حتی ویران شدن کشورمان ایران آمده اند .

چه هدف مقدسی  ... ؟؟!!

 

   

نگارش در تاريخ پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 توسط یک برادر |

سلام امام عزیز ...

    نمی دانم چرا آنگاه که دلتنگ می شوم دوست دارم برایت نامه ای بنویسم و درددل کنم . حالا باز هم این چند کلام از سر درد است برای آن پیرمرد دوست داشتنی جماران که آرزوی دیدارش همیشه ایام در دلم مانده است .

بارها از  کلام گهر بارت شنیده و یا خوانده بودیم که مملکت ما مملکت امام زمان (عج) است .

    چندی قبل مردمان این دیار به مردی از تبار مردان روح الله رای دادند و امید آن را داشتندکه حالا باز دوباره به مدد حرفهایی که رنگ و بوی شما را می داد ، قدمی بیشتر به آن جامعه آرمانی که آرزویت بود برسند . بعد از سالها در کلام دولت مرد اول این کشور به وضوح از ضدیت ما با اسرائیل گفته می شد . به وضوح فریاد مرگ بر اسرائیل را از زبان دولت مردانمان می شنیدیم آنهم بدون هیچ تسامحی . بعداز سالها از عدالت گفته شد. بعد از سالها دولت مردان ما به دورترین نقاط کشور رفتند . هرچند هیچ کس مدعی این نسیت که تمامی آن حرفها اجرا شده اما شادی ما این بود که باز دوباره کلام شما در جامعه متاثر از مدرنیته و تهاجم و تبادل و گفتگوی فرهنگی شنیده شده است و ما پس از تلاش فراوان برای گفتگوی تمدنها پی بردیم که کدامین گفتگو و کدامین تمدن ؟؟؟!!!

اماما!!!

     چقدر احساس خوش عزت و غرور می کردم درست آنگاه که مردی از تبار شیعیان علی (ع) در بلندترین تریبون جهان سخن خود را با اللهم عجل لویک الفرج آغاز نمود  . آنروزها فکر می کردم که این بزرگترین عزت برای کشور ماست که توانستیم  تمنای خوش وصال آن موعود عزیز را از جایی سر دهیم که تا آن روز هرگزیا فرصت نکردیم و یا اگر فرصتی هم بود بیشتر از آنکه حرف خود را بزنیم می خواستیم به زور حرفهای آنان را بشنویم و اصرار زیادی در شنیدن سخنان آنان داشتیم . نه !!! باور نمی کنم که همه آن کلامهای آغازین سخنرانی که در تمنای ظهور یار می باشد از سر ریا باشد .

اماما !!!

    حالا این روزها سخنان عجیبی می شنویم . آنقدر عجیب که گویی اینها که امروز مرد منتخب مردمان این دیار را تنها به جرم اعتقادش به مهدی موعود به عجیبترین اتهامات متهم کرده اند ، خود هیچگاه حس خوش منتظر بودن و هر آن آرزوی ظهورداشتن  را ،  نچشیده اند .

اماما !!!

   اینجا همان ام القرای جهان اسلام است که از برکت انفاس شما و همت مردمانش موفق به تشکیل حکومتی دینی شده و امروز در همین ام القرای جهان اسلام به آنانی که برای مهدی موعود تمنای ظهور دارند  اتهاماتاتی خرافی می زنند .

نگارش در تاريخ جمعه چهاردهم تیر 1387 توسط یک برادر |

سلام امام عزیز ...

    گویی همه می گویند که امروز سالگرد ارتحال شماست و من گیج شده ام . امام عزیز برای من شما هنوز زنده اید . بگذار همه بگویند شما در ۱۴ خرداد ۶۸ از میان ما رفته اید . فکر می کنم  آن روز فیض حضور و استفاده از نفس مسیحائیت را از دست داده ایم ، اما امام عزیزم برای خیلی از هم نسلان من شما هنوز هم زنده اید . هنوز هم  تنها آرزوی حس خوش نفست در جماران را داریم و سرخوشیم در دوران زندگی کرده ایم که حتما باید ملقب بشود به عصر خمینی (ره) ...

    بله عصر خمینی . من این عصر را نه عصر  ارتباطات می دانم و نه عصر فرا ارتباطات . برای من حالا نه دنیای ماهواره ها معنی دارد و نه دنیای رسانه . چراکه ، آن کاری که شما انجام داده اید  ، کاری فراتر از هر گونه ارتباطی مجازی و حقیقی در حد توان بشر بود . اما م عزیز کدام رسانه توان رسوخ در دلهای مردم را تا این حد دارد و کدامین رسانه می تواند این همه سال بعد از پایان گرفتن ظاهری ،  هنوز هم مردمان زیادی را متحول کند .

این همان قلب جهان اسلام است . یعنی جماران ...

    مهم نیست که کوردلان همیشه کور تاریخ فریاد همه آن مردمان جهان را نمی شنوند . مهم این است که از آن آمریکای لاتین که سالها در زیر بیرق رهبران چپ خود گیج بوده اند تا مردمان مظلوم و فقیر آفریقا که هیچ گاه طعم خوش آزادی را نچشیدند و از آن مردمان آسیای شرق دور تا اینجا و همین همسایگان کشور عزیزمان ایران کسی نیست که شما را نشناسد . و این همه در حالی بود که تو تنها پیرمردی دوست داشتنی بود که آنجا در بالکن حسینیه کوچک جماران می نشستی و از آن بالا برای آن مردمانی که آن پائین نشسته بودند کلامی از وجو با معرفتت می گفتی و گاهی  دستی تکان می دادی .

    حالا نزدیک به دو دهه از آن ۱۴ خرداد گذشته اما هر روز تو زنده تر می شوی و هر روز مردمان بیشتری با شوق بیشتر با اندیشه های شما آشنا می شوند و هیچ رسانه ای را سراغ ندارم که اینگونه تاثیر گذار باشد . اما شما یاد آور همان فرهنگ ناب اسلام محمدی بودی که فطرت همه انسا نها را به خود جذب می کند و برا ی همین است که همه رسانه های آن اربابان جهانی تزویر با دو دهه تلاش نتوانستند ذره ای از جاذبه والای شخصیت شما را کم کنند .

    و حالا حق بدهید که من مبهوت بمانم . مبهوت قدرت رسانه ای کلام ساده امام عزیزم . و حق بدهید که بگویم امام هنوز زنده است . او که به حق معجزه قرن بود و حالا سالها باید بگذرد تا تاثیر کلام و منش او بر دنیا معلوم گردد . تاثیر کلامی که منشعب از کلام پاک و نورانی مصطفوی بود و در جای جایش عزت و غیرت علوی موج می زد .

 

نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 توسط یک برادر |

 

ماه بهمن پر از خاطرات خوب روزهای خوب است . اما متاسفانه امسال هم مثل هر سال و خیلی بیشتر از هر سال اتفاق بزرگی را فراموش کردیم . البته این فراموشی از جانب رسانه ملی بسیار بیشتر بود و این تاسف را خیلی بیشتر می کند . کاش در یکی از برنامه های محرمانه قدری هم نامحرمی می کردند و کمی راجع به این رویداد مهم می گفتند . البته این روزها همه جا پر شده است از عروسک ، گل و شمع و خوب گفتن از این چنینی اتفاقاتی که کمی بوی تند تعصب انقلابی می دهد حتما خوب نیست .قطعا بهتر است این روزها یاد آوری ولنتاین کنیم تا حکم تاریخی حضرت امام (ره) .

 تو هیاهیوی ولنتاین این تصویر چه ربطی به شمع و گل و بلبل داره ؟؟؟!!!

بر روی عکس کلیک کنید

متن کامل مطلب را در اینجا بخوانید


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 توسط یک برادر |

هوالجبار

اماما !!!

چه فرقی می کند اگر سالها بگذرد  باز هم همچنان فریاد خواهیم زد که مرگ بر اسرائیل ..

    مگر تاریخ فراموش می کند که آن دورهای دور که هنوز پیرمرد دوستداشتنی جماران بله همان حضرت امام (ره) را عرض می کنم ، نفرمود اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود . آنروزها هنوز حتی یاران زیادی نداشتی ، اما هرجا می رسیدی دم از نابودی این غده سرطانی می زدی . یادت هست می گفتی که تمامی ملتهای مسلمان باید آن را زنده نگه دارند .

اماما !!!

    موجی که آنروز ایجاد کردی حالا همه جا را گرفته ، امام عزیز حالا حتی در قلب اروپا و آمریکا روز قدسی که بنیانش نهادی جریان دارد . هرچند این تنها فریاد توده های مظلوم دنیا است و هنوز دولتها هیچ نگران این دمل چرکی نیستند ..

اماما !!!

   یادت هست گفتی مراقب باشید آنها می خواهند بیایند و تا فرات را هم بگیرند .آنروزها حتی خوشبین ترینها هم شاید قبول نمی کردیم که قرار است تا فرات برای اسرائل بشود ، اما امروز مگر سفارت بزرگ و ۱۰۰۰۰ نفری آمریکا در عراق جزئی از اسرائیل نیست . مگر زمینهای کرکوک و کردستان عراق که آن ملعونین خریده اند جزئی از اسرائیل نیست .

اماما !!!

    همیشه دیرتر متوجه می شویم که چه ها گفتی . کاش این بار دیگر خیلی دیر نشود . کاش مشتهایمان را به روی هم بلند نکنیم وهمه با هم آنرا به سمت اسرائیل بلند کنیم .

این نسیم کشورهای مسلمان است که به توفان غرنده ای تبدیل شده ...

اماما !!!

        دعایمان کن که بتوانیم .

                       و ما باز هم می گوئیم ...

مرگ بر اسرائیل  

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه سیزدهم مهر 1386 توسط یک برادر |
 

  سلام امام عزيز

اينجا ام القراي جهان اسلام است . پايتخت كشوري كه بعد از آنهمه سال با نفس مسيحائيت آنرا دگرگون كردي . موج موج جوانانش براي آرمانهايي كه وعده داده بودي به خيابانها ريختند . چقدر شعار دادند و چقدر به شعور رسيدند ...

 

يادت هست آنروز كه از آن سفر طولاني  آمدي تمام مسير حركتت تا فرودگاه را گل باران كردند . چقدر آن جوانها و نوجوانها دوستت داشتند و امام خوبم چقدر شما آنها را دوست داشتي ...

 

يادت هست آنروز كه حكم جهاد دادي و گفتي كه غلام حلقه به گوش استعمار را بايد ادب كرد ، آن جوانها باز چه كردند . چقدر به عشق مولاي شما و خودشان حضرت ابا عبدالله(ع)  جانفشاني كردند آنقدر كه آن دشمن را از تمامي خاك اين كشور  بيرون كردند .

 

يادتان هست امام عزيزم آنروز كه رفتي و گفتي كه با قلبي آرام و دلي مطمئن مي روي آن جوانان در عزايت چه كردند ؟؟؟ چقدر گريستند ؟؟؟ گويي دنيا برايشان تمام شده . امام خوبم چقدر خوب شد كه غم نبودنتان را وجود مباركي  پر كردند و اگرنه آن جوانان و نوجوانان چه مي كردند ؟؟؟

 

مي بيني امام عزيزم اين جوانها خيلي كارها كردند كه هيچكس بهتر از شما و رهبر عزيزمان سيد علي آنها را نمي دا ند . حتي انگاري همين چند روز قبل عده اي از جوانان كه رنگ و بوي همان جوانان سالهاي قبل را داشتند از ناراحتي فراموشي آرمانهايت كه همان آرمانهاي همه انبيا و اوليا بوده است در پشت ديوارهاي سفارت فخيمه بريتانيا جمع شده بودند و اعتراض مي كردند كه چرا بايد جشن ميلاد ملكه خبيث ملتي خبيثتر در ام القراي جهان اسلام برگزار شود . ملكه اي كه در همان روز در كشور پليدش مدال به هماني داد كه روزي با فتواي شما به جهنم واصل شد و همان روز مرد  .مي بيني اما عزيزم كه انگاري دارد فتواي تاريخي شما فراموش مي شود  ...

 

امام خوبم خدا كند اين يكي را نديده باشي ...

 

نديده باشي كه چگونه همان جوانان را زدند و چگونه دختران محجبه ات را مشتي بي غيرت در ايام فاطميه زدند . بله در همين پايتخت ام القراي اسلام . در همين جا كه سنگفرش هاي خيابانهايش پر است از خون شهداي انقلاب و هنوز ضرباهنگ پاي بسيجيان خميني در سپاهيان يكصدهزار نفري محمد (ص) خيابانهايش را مي لرزاند .

 

چقدر دلم تنگ شماست و نگران غربت رهبرم سيد علي ...

 

مباد كه پيرش كنند . مباد كه دلش را به رنج آورند از هجومشان به اين جوانان .

 

اماما دعايمان كن . دعايمان كن كه يادمان نرود چه ها گفتي و چه ها كردي ...

 

دعايمان كن ...

 

 

السلام عليك يا روح الله

 

 

نگارش در تاريخ جمعه یکم تیر 1386 توسط یک برادر |

 

يا رحيم

 

ساعت حدود 7 صبح بود .

 

    پسرك شادمان و مضطرب از رفتن به مدرسه و شركت در آزمون رياضي مقطع چهارم ابتدايي بود . هنوز تا نزديك در نرسيده  بود كه صداي شيون مادرش بگوش مي رسيد . كودك دوان دوان به درون خانه بازگشت و آنچه را از راديو مي شنيد باور نمي كرد . مبهوت مانده بود ...

 

روح بلند آزادگان جهان به ملكوت اعلي پيوست

                                                       

    مادرش ضجه مي زد و اين برايش خيلي عجيب مي نمود . يادش مي آيد چندي پيش كه مادربزرگش از دنيا رفته بود هم مادرش را اينگونه نديده بود .

 

    ناگهان در باز شد و پدر به درون آمد . انگاري برايش غريب مي نمود. اين ديگر پدر نبود . تكه هاي خرد شده پدر بود كه كنار يكديگر قرار گرفته بود . پدر از درون خرد شده بود . پيراهنش را عوض كرد و به سرعت بيرون رفت . لختي بعد بازگشت و به روي زانو نشست . دستش را بر روي سر پسرك كشيد و سعي مي كرد كه براي پسرك مبهوت لبخند بزند .

 

    پسرك در عمق چشمان  پدر اقيانوسي پرتلاطم مي ديد و حس مي كرد برعكس هميشه كه اگر دلش گرفته بود ، دوست داشت به آغوش پدر رفته و بگريد اينبار پدر بود كه دوست داشت  در آغوش  پسرك  گريه كند . پدر رفت و تا چند روز بازنگشت .

 

    كيف مدرسه اش به آرامي از دستش افتاد و آرام شروع به گريستن كرد . هيچكس نبود كه حتي آرامش  نمايد . او مي گريست . آخر قرار بود تابستان همان سال براي ديدن همان پيرمرد دوستداشتني و نوراني به جماران برود . او ديگر امام را نديد و هيچگاه نتوانست دوزانو جلو تلويزيون بنشيند و چشم بدوزد به آن پيرمرد دوستداشتني ...

 

    سالها گذشته و آن پسرك حالا خيلي بزرگتر شده اما هنوز غم آن ديدار انجام نشده در دلش مانده و بغضي كه هيچگاه به پايان نمي آيد ...

 

 

                   نسلي كه ياد و خاطره امام را از همان كودكي در دل داشت و دارد

                   

نگارش در تاريخ چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط یک برادر |

يا لطيف

 

    14 اسفند نزديك است . روزي كه يادآور ايام خاصي در روزهاي ابتداي انقلاب است . روزي كه تقريبا پاياني بود براي جريان خطرناك بني صدر . روزي كه در دانشگاه سخنراني كرد و حتي عده اي در همان روز كشته شدند. اين رويداد باعث شد تا به ياد نكته مهمي در رابطه با حضرت امام بيافتم . . .

     بني صدر با راي مردم به رياست جمهوري رسيده بودو از طرفي  زياد شنيده بودم كه امام بارها فرموده بود ند كه از اول هم با بني صدر موافق نبود ند .

       برايم قابل درك نبود حضرت امام از يك سو شديداً به دنبال برقراري حكومت اسلامي بودند وتمام تلاششان را انجام مي دادند واز سويي به افرادي ما نند بني صدر تا اين حد آزادي عمل مي دادند . درك وپذيرش اينگونه رفتارها از جانب امام و گاهاً بعد ها از مقام معظم رهبري وصبوري در برابر خطاهاي واضح بعضي از افراد برايم تحمل ناپذير بود .افرادي كه در بسيار از موارد توسط مردم انتخاب شده بودند .گاهي در ذهن خود از حضرت امام هم انقلابي تر مي شدم ومي گفتم نكند كه اينجا امام اشتباه كرده باشند .

     نكته جالب اين بود كه در تمامي موارد صبر و تحمل حضرت امام ومقام معظم رهبري تا آنجا ادامه پيدا مي كرد كه تقريبا بعضي از جريانات موافق آن طيف نيز دست به نقد ميبردند وحتي گاها با آن مخالفت مي نمودند .اين حركت تنها در برابر افرادي مانند بني صدر اتفاق نيفتاده بلكه در طول ساليان انقلاب بارها رخ داده است .چقدر سخت است كه بداني و صبوري كني وسكوت كني ودر جاي خود - آنگاه كه افراد عوامي مانند حقير نيز پي به انگيزه هاي خطا و خائنانه آن جريان مشكوك پي برده اند به بهترين شكل برخورد نمايي.

 

      البته بيان اين مطلب بدان معني نيست كه رهبري جامعه همواره منتظر نتيجه گيري وفهم از پايين وآنگاه دستور از بالا مي باشند بلكه در مواردي خاص رهبر جامعه اين فرصت را براي ابلاغ وفهم به جامعه مي دهند تا جامعه بتواند رشد نمايد. اين تمرين بسيار خوبي بود براي مردمي كه در حال تمرين دموكراسي بودند. دموكراسي در نمايي جديد و زيبا . . .

 

      حكومتي كه حضرت امام اما تاكيد زيادي داشتند در جمهوريت آن و اسلاميت آن و هيچگاه هيچكدام را بر ديگري ترجيح ندادند .       جمهوري اسلامي نه يه كلمه كم نه يك كلمه زياد .

 

    خدايا ولايت پذير بودن را به ما بياموز كه نه تنها در زبان بلكه در سكوت وفهم واطاعت بي چون وچرا از مقام رهبري است.انشاالله

 

نگارش در تاريخ یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 توسط یک برادر |
درباره وبلاگ

سید مرتضی خوب گفته ای :
ما بازمانده ایم .
بازمانده ایم از آرمانهای آن امام عزیز و دوستان شهیدت ...
بازمانده ایم ...
و به نظر حقیر آنگاه به خیل آن مردان می پیوندیم که آنی از راه آن امام عزیز و این امانت گرانقدرش (رهبر و مقتدایم سید علی ) خارج نشویم .
سید جان دعایمان کن ...
پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ


Powered by tabnak