
یا لطیف و یا خبیر
سالها قبل مردمانی قیام کردندو انقلابی نمودند و بعدها بر اساس همان انقلاب حکومتی تاسیس نمودند که تا آن روز تاریخ تجربه نکرده بود .حکومتی از جنس حکومت پاکان ، حکومتی که سعی می کند فرامین خداوند را جاری کند . خدا کند که بتوانیم و بشود ...
واما بعدتر ها نبردی آغاز شد . نبردی که برای بسیاری قبل از آنکه نبردی بیرونی باشد ، نبردی از درون بود و آنانی در این مسیر ماندند و جاودانه شدند که خوب با درونشان جنگیدند و خوب بر درخواستهای نفسشان غلبه کردند . آن مردمان بزرگترین موفقیتشان علاوه بر غلبه بر هوای نفس رفتار صحیح اجتماعی با همه مردمان جامعه بود و همین عامل بود که باعث شد تاثیر رفتار آنها بسیاری را که به این انقلاب بدبین بودن به انقلاب خوش بین نماید .
آن روزها گذشت و از آن فرهنگ برای جوانان امروز چیزی به جای گذارد که نامش فرهنگ انقلاب است و ما مثلا میراث داران آن فرهنگ غنی هستیم . بد نیست گاهی رفتار اجتماعی خودمان را کالبدشکافی کنیم تا ببنیم در سالهای بعد از جنگ چه روی داده که فاصله بین جوانان این همه زیاد شده و گاهی بازخورد رفتارهایمان در جامعه مبین فرهنگ حقیقی اسلام وتشیع نیست . بهترین کار نقد از خودمان است و انشاالله که از خودمان شروع کنیم .

البته این اظهار نظر یه نظریه شخصی است و چندان هم قابل اتکا نیست .
یا جمیل
سلام سید مرنضی
یادت هست روزگاری در مورد دوستانت گفته بودی که بر کرانه ی ازلی وابدی وجود نشسته اند . حالا خودت هم در آن لا زمان و لامکان تاریخ نشسته ای و ماهم خوب در بطن تاریخ غوطه وریم . .
خوب به روز مرگی افتاده ایم وخوب شما را یادمان رفته خیلی بیشتر به همان عادات سخیفه دل بسته شده ایم ،آنقدر که ترک آن عادات سخیفه برایمان سخت است .
سید مرتضی !!!
یادت هست چقدر سخت می کوشیدی که لیبرالیسم و روشنفکری بر تار وپود هنر و تفکر این مرز و بوم سایه نگستراند حالا کجایی تا ببینی حتی خودمان هم مبلغان سرسخت لیبرالیسم شده ایم . حتی گاهی می توان درک رفتارهای همان دشمنانی که سخت کوشیدی تا دستانشان رو شود را نداریم .

یادت هست چقدر گفتی ((وای بر ما اگر اجازه دهیم که روشنفکران وارث انقلاب شوند ))*حالا گاهی خیلی مفتخریم که فلان روشنفکر غرب زده که هیچ دردی از مردمان این مرز و بوم را نمی فهمد برایمان در فلان نشریه هورایی بکشد . حالا مصاحبه ی آدم هایی با برداشتهای عجیب و غریب از انقلاب در نشریات و صدا و سیما – همانی که حضرت امام ( ره) روزگاری آن را دانشگاه خواند – بسیار زیاد شده . آدم هایی که مثل قارچ روئیده اند و نسل های جدید انقلاب فکر می کنند که اینها همه کاره انقلاب بوده اند .
می بینی سید ! خوب حرفهای شما و دوستانتان و پیر و مقتدایمان ـ همان پیرمرد دوستداشتنی جماران ــ را گوش داده ایم .
کلی از جملات شما را حفظ کرده ایم و بسیاری بیشتر از آنها را بر در و دیوار کوبیده ایم . خیالت را حت باشد کتابهایت چندین بار تجدید چاپ شدند . اما هیچ گاه درست بررسی نشد . اندیشه ات انگاری برای عده ای زیادی واپس گرا بوده است . چون هیچ کس کاری به کار اندیشه ات ندارد ، در عوض همه جا عکسی از تو را با ذکر جمله ای نوشته اند .
دلتنگ صدایت شده ام . . . . .
این همه بعد از شما کار کرده ایم کافی نیست ؟؟!!
خداحافظ سید .
دعا کن خدا ما را هم از شر خودمان حفظ کند .
....................
* کتاب حلزونهای خانه به دوش . صفحه ۳۴