
یا مدبر
حالا چند روزی از سالگرد آن روزها گذشته ومن مردد مانده ام که راه امام (ره)کدام است؟؟
اگر راه امام آن است که سید حسن نصرالله درک کرده ، پس آن راهی که عده ای دیگر می گویند چیست؟؟مگر امام چند راه داشته اند !! مگر تفکر حضرت امام ، تفکری پیچیده و یا دیر باور بود که هر کس از ظن خود ، راهی را انتخاب نماید و بگوید این راه امام است .
بالاخره راه امام کدام است ؟!
راهی را که امثال سید حسن آن را درک کرده اند که چیزی نیست جز عزت و مصلحت که حتی اگر بهایش شهادت بود دریغی نیست . و یا راهی که گروهی از آنانی که مدعیان همراهی امامند می گویند و چیزی نیست جز مصلحت اندیشی به نفع مصالح شخصی وباندی .
کدامین راه درست است ؟؟
سید حسن نکند دروغ می گویی و آن مقاومت ۳۳روزه هیچ ربطی به تفکر امام ندارد ، آخر تو که از ایران دوری و هنوز بسیار جوانتر از خیلی از حضرات هستی ، چگونه توانستی پیام امام را درک کنی و به آن جامه ی عمل بپوشانی و مقتدایت را سید علی بنامی ؟!!!نه، سید تو دروغ می گویی . . . .
چگونه ممکن است کسی پیرو امام باشد و حتی اعراب خشک سنی منطقه ، عکس او را بر روی دست بگیرند ؟ ویا نه ! بالاتر ، دختران نامسلمان لبنان که تا دیروز در سواحل لبنان خوش گذرانی می کردند ، حالا عکسش را بر روی دست بگیرند . مگر تفکر امام این همه قدرت نفوذ داشته . پس چرا آنان که سالهاست مدعی اند نتوانستند کاری بکنند .
سید حسن مگر از رهبرمان سید علی چه دیدی که آن روز در مصاحبه ات بارها از او یاد کردی ، آن هم به شکلی که انگاری از بزرگترین انسان های عصر خودت یاد می کنی ؟! نکند شما هم نگران غربتش بودی که ما را آنگونه سفارش کردی که نکند تنها بماند .

نه ! سید تو دروغ می گویی؟!!!
شما بهتر آرمان های انقلاب را می دانی یا آنانی که بارها در برابر کلام رهبرم اِن قُلت می آورند . اگر روزی از مردان دولت حمایت کند ، او را به تسامح متهم می کنند و اگر روزی به مردان دولت تذکر دهد ، او را به اشتباه متهم می کنند .
می بینی سید ؟؟ حق می دهی که گیج شده با شم ؟! بالاخره یا شما راست می گویید یا آنانی که ۴۰سال در زیر بیرق امام وانقلاب حسابی بزرگ شده اند . بزرگ شدنی همه گونه و همه جانبه ...
حالا خودت بگو آرمان های انقلاب در آن رفتاری است که شما انجام می دهی یا در رفتار عده ای از آقایان ؟؟؟
کدام برداشت صحیح است ؟؟؟
********************************************
واما بعد ......
قصه آبروهای کنار پیاده رو .... رجوع به اصل خبر
یا رحیم
خدایا مارا چه می شود ؟؟
انگاری بی غیرتی برایمان عادتی معمول شده . انگاری آستان بی غیرتیمان آنقدر بالا گرفته که همه چیز را فراموش کرده ایم .نه این بار منظورم فراموشی آرمان های امام و شهدا نیست که این فراموشی برایمان آنقدر عادی شده که حتی حرف زدن از این فراموشی ها هم کلیشه ای شده .
حدود 3 سال پیش مردانی که از آنسوی آبهای آتلانتیک آمده بودند با کمک ایادی داخلی اش در عراق به بهانه واهی سرکوب جماعتی از شیعیان وارد نجف اشرف شدند و آن تیر بر گنبد حرم نشاندند ، گلوله ای که باید همان روزبر قلب هایمان می نشست ونباید حرم مولای عشق که محل آمد وشد ملائکه مقرب خداست به عرصه ی تاخت وتاز این وحشی ترین قوم تاریخ تبدیل می شد .
مردان آمده از آن دورهای دور گام اول را به خوبی برداشتند .سالی نگذشته بود که جسارت وتوهین آنان به کاظمین وحرم امامان آنجا کشید .بمب های پیاپی که منفجر می شدند و قلب های ما که دیگر به تند تپیدن عادت کرده بود .هنوز هم یادم هست آنروز که برای زیارت به کاظمین رفته بودیم وتمام محوطه ی اطراف حرم سیم خاردار داشت و هنوز خیلی دور نشده بودیم که صدای انفجار مهیبی از حرم آمد و . .
چندی بعد وبعد از آنکه حسابی در آزمون غیرت سربلند بیرون آمدیم یانکی های از خود راضی مطمئن شدند که ما را چه به آن سرزمین های مقدس آن سوی مرزهایمان ، دست به شاهکاری بزرگ زدند .
خبرها کوتاه بود و وحشتناک . حرمین امامین عسکریین مورد تهاجم تروریست ها قرار گرفت .به همین سادگی نوع تهاجم مواد منفجره ی به کار رفته و از همه مهمتر نحوه ی عملیات آنقدر دقیق بود که معلوم بود این گروه مدتها برای این امر آموزش دیده اند . درب های حرم را مدت ها بستند وبه راحتی تمام آنجایی را که می خواستند بمب گذاشتند وبه همین راحتی گنبد حرم فرو ریخت . بغض هایمان باز هم فرو ریخت . باز هم چند دقیقه ای غیور مرد شدیم وبعد هیچ ...
گام بعدی تکمیل کار نیمه تمام آنان بود . به زودی تمامی باقیمانده ی حرم و مکان های مقدس اطرافش از بین رفت . به همین راحتی ...
چندی بعد دستورات بعدی علمای وهابی دادند . تخریب اماکن عراق و سوریه و مصر ...
و در نهایت بعد از اطمینان از بی تفاوتی مسلمین جهان ، مردی از مجلس نشینان آمریکا تهدید به تخریب اماکن مکه و مدینه کرد .
تاریخ خوب یادت هست که هنوز دو قرن از تخریب بقیع نگذشته . آنروزها شیعه غریب بود و تنها . نکند امروز هم ...
نمی دانم چه بگویم این همه بی تفاوتی را چگونه در نسل ما به وجود آورده اند ؟؟؟!!!
عرض بنده این نیست که بعد از تمامی این اتفاقات شروع به انجام یک عکس العمل فردی و خارج از عرف اجتماعی و شرعی نماییم ، اما جداً در اعماق وجودمان چقدر برایمان این اتفاق سخت آمد . چقدر آماده ایم تا اگر دستوری از جایی رسید هیچ کم نگذاریم ؟!
اینها سوالاتی است که دائم ذهنم را مشغول ساخته .
نمی دانم خدا کند برای این بی غیرتی هایمان باز خواست نشویم که اگر اینگونه شود خیلی سر افکنده ایم .
یا محول الحول والاحوال
درست همان موقع که شهر را گرد و غبار تهاجم آن غولهای بزرگ فرهنگی غرب فرا گرفته و هنوز در گیرودار درک عبارت ناتوی فرهنگی از سوی رهبر عزیزمان هستیم و در همان زمان که همه دغدغه مان اجرای طرح امنیت اجتماعی است ، فوج فوج جوانان این دیار برای پاک شدن به سوی محلهای اعتکاف می شتابند . . .
نه انگاری شهر ما خیلی بیشتر از آنکه از عروسکان دستاویز شده تمناهای نفسانی عده ای پر شده باشد مملو از دختران پاکی است که خوب زینبی هستند برای آن برادران حسین مسلکشان که دیروزتر رفته بودند . . .
درست است اینجا هنوز بوی خوش ایمان جریان دارد . کافی است کمی عمیقتر نفس بکشیم تا رایحه ایمان این جوانان مومن را حس کنیم. فقط کمی عمیقتر . . .

بقیه در ادامه مطلب