تبليغاتX
گـــــــــــــا ه + نــــــــــــــامه

    بعد از خواندن مطلب دوست عزیزم  ارمینه  نکاتی چند به ذهنم رسید که انشا الله  خالی از لطف نخواهد بود  . قطعا برادر عزیزم جناب ارمینه هم می دانند که داستان جوانان این دیار و دینداری وپرهیز از گناه سرفصل های زیادی دارد . بنده سعی می کنم مسئله معضلات فرهنگی جامعه را مانند همین برادر خوبم از زاویه ای دیگر نگاه کنم  و جویای علت أن شوم .

 این میان به حال و روز و برنامه های همه آن مسئولان فرهنگی دیروز و امروز این مرز و بوم کار ندارم . چرا که فکر می کنم گیر کار درست آنجا است که ما همیشه می نشینیم و نقد دولتی بر عملکرد فرهنگی این دولت و دولت های قبل می کنیم . انگاری جز نقد کردن نباید کاری کرد . قطعا همه بر بی برنامگی و موازی کاری و عدم نقشه راه در دکترین فرهنگی کشورمان اعتقاد دارم و قطعا همه می دانیم که دولتها با بودجه های آنچنانی نقش بسیار مهمی در ایجاد ساختار صحیح فرهنگی دارند .

اما مهمترین سوال بنده این است : 

 پیاده نظام حرکتهای فرهنگی مخصوصا در حوزه رسانه و فضای سایبر کیست ؟

آیا تنها ابلاغ دولتی برنامه های فرهنگی  و برگزاری برنامه هایی در جهت ارائه بیلان کار کفایت و رفع تکلیف می کند ؟

انصافا چقدر ما در پیگیری حرکتهای اجتماعی در این فضا موفق بوده ایم و این همه توصیه رهبرم در خصوص جنگ نرم را کجا و چگونه قرار است عملیاتی کنیم ؟

    انصافا  نسلی که انقلاب و خیلی از آرمانها و ارزشهایش را تحویل گرفته ( منظور منحصر شدن آرمانها در این نسلهای بعد از انقلاب نیست . بلکه منظور  مکلفین جدید به  آرمانهای انقلاب  است ) چقدر در خود هنوزحال و هوای  مبارزه ا ی دائمی برای  تحقق آرمانهای انقلاب را  می بینند .  بیاییم از حوزه نظری خارج شویم و ببنیم که چقدر حلقه ها و جمع های کوچک یا بزرگ فرهنگی در جهت تقویت جبهه فرهنگی انقلاب فعال شده اند و چقدر حلقه های تشکیل شده در جهت جذب افراد جدید موفق بوده اند ؟ اصلا تشکل های تشکیل شده مجازی چقدر این کار را جدی گرفته اند ؟ یادم می آید حدود ۲ سال قبل همینجا مطلبی را نوشتم که فکر می کنم این روزها دوباره باید به آن نگاه کرد .  

   فضای این روزهای جامعه بیشتر از هر چیز نیاز به اخلاق محوری  دارد . البته قطعا منظور از اخلاق رفتار تسامح گونه با موضوعات و اخلاقی از جنس عرفانهای پوچ و بی هویت شرقی و غربی نیست . بلکه منظور اخلاقی اسلامی با همه شاخصه های آن و   حتی رفتارهای مجاهدانه آن است  . دستاوردهای انقلاب را تنها آنانی می توانند و باید پاسداری کنند که رنگ و بوی این انقلاب را می دهند . انقلابی که بدنه مومن آن با تاسی از رفتار مومنانه و انقلابی رهبرانش ایدئولوژی آن را نوشتند . مسیری عکس مسیر بسیاری از انقلابهای دیگر . پس هنوز هم باید حرکت فرهنگی جامعه را به بدنه آن تسری داد .

    در این میان گفتن این نکته اهمیت دارد که منظور حقیر قطعا ربط دادن اتفاقات پیش آمده با این تاثیرات فرهنگی نیست . اما فکر می کنم ما در جبهه رسانه مدتهاست تنها داریم تلفات می دهیم . این جبهه نیاز به بازپروری و تجدید قوی دارد . نیاز به تحرکی جدید دارد  . این بار باید با عزمی قوی و توکلی خاص و استعانت از همه شهدای همین راه به پیش رفت  .

...

     فکر می کنم بهترین راه برای ایستادن در برابر  این حجمه سنگین ناتوی فرهنگی که سعی در  بی هویت کردن دینی و ملی جامعه دارد ، تنها به وسیله پیاده نظامی قوی و سرشار از حال و هوای خوش معنوی که شامل  جوانان مومن و انقلابی است باید  اجرا گردد تا آنان - آن دشمنان تا بن دندان مسلح ـ جبهه را خالی نبینند و خب این راهی است سخت . شاید این روزها جنگیدن حتی از آن روزهای قبلتر  هم سختتر باشد . عبور از فتنه عجیبی که حالا در جامعه به پا شده است تنها از طریق اخلاق محور شدن در جامعه امکان پذیر است و باید تک تک ما ها مصادیق و سفیران همان شعارهای ناب باشیم حداقل در حد وسعمان .

انشا الله ...

باز هم در این مورد گفتگو می کنیم .

یا علی

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط یک برادر |

   

    و حالا ما در انقلاب اسلامی آیا اصلا به دنبال چیزی به نام ورزش اسلامی بوده ایم ؟؟ آیا هیچگاه ضرورت این امر احساس شده است ؟؟!! قبل از هر چیز باید تذکر داد که دقت کنید که ورزش اسلامی را هم مانند دانشگاه اسلامی ذبح نکنیم و با کارهای کلیشه ای و نیم بند هم اسلام را زیر سوال نبریم و هم ورزش را  . اینکه  تاثیرات کار غیر مستقیم  بر روی ورزکاران سطح ملی که در عرصه های جهانی مشغولند چقدر می تواند  برای طرح بعضی از شعارهای انقلاب راه گشا باشد به نظر  نیاز به تبیین ندارد .

متن کامل در اینجا


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه سی ام مرداد 1388 توسط یک برادر |

روایت  اول :

شیعه و استراتژی انتظار

گفتن از این نکته که صهیونیسم همه ماهیت تفکرات شیعی را در دو نکته شاخص آن یعنی انتظار سبز و نگاهی عاشورایی به مقوله شهادت می بیند به نظر کمی کلیشه ای می آید . اما آن چیزی که کلیشه ای نیست این است که متاسفانه ما - این ما شامل خیلی ها می شود و خواهشا سریع نگاهمان را دولتی نکنیم -  این است که ، هنوز حتی نفهمیدیم که سالهاست در مسیر منتظرین حضرتش هستیم . البته منظور از منتظرین نه آن منتظرینی است که آنی خود را از محضر مولایشان دور نمی بینند و به حاضر بودن امامی که ما غائبش می خوانیم اعتقاد قلبی و عملی دارند . منظور قرار گرفتن ما در سیر محبین و علاقه مندان به حضرت است که قرنها است خیلی بی تفاوت منتظرحضرت هستند تا بیایند  . انتظاری عادت گونه از سر رفع انجام تکلیف . این میان نه ما عوام الناس این جامعه که گاهی دغدغه انتظارمان گل می کند برنامه خاصی داریم و نه انگاری دولتمردانمان قرار است رفتاری خاص بکنند .

روایت  دوم :

همیشه از اوائل دهه اول شعبان همه جا می شود تبلیغات جشنهای شعبانیه رو دید . قطعا  ولادت منجی عالم بشریت که برای ما شیعیان جایگاهی خاص دارند خیلی با اهمیت است . برای اینکه اهمیت این جشنها رو متوجه بشوید و بشویم کافی است  به فهرستی از برنامه های پر بار فرهنگی  این جشنها توجه کنید :

۱- حضور قطعی یکی از خواننده های خوش صدای کشورمون که برای هم آوایی منتظرین حتما نیازه . ( بخش عرفانی مقوله انتظار با ادا و اصولهای احتمالی همان جماعت خواننده )

۲- حضور هنر پیشگان پری روی - و مخصوصا با حضور خانوم فلان - که حتما در بیشتر کردن چاشنی انتظار نقشی خاص دارند . (بخش جذب فله ای و کیلویی جهت منتظر شدن )

۳- انجام شعبده بازی و حرکات آکروبات ( بخش همه گیر کردن مقوله انتظار )

۴- حتی گاهی حضور سیرک بزرگ فلان جا با هنرپیشگان و هنرمندان فرنگی ( بخش صدور استراتژی انتظار )

۵- بگذریم ...

انصافا خیلی چیزهای می خواستم بنویسم که شرم کردم . شرم کردم که ما نتوانستیم برای این مردم دقایقی شاد فراهم کنیم و آن گاه عده ای رند با بهانه جشن انتظار چند ساعتی مردم را در سالنی جمع کرده و همه کاری می کنند جز همان کاری که باید جهت شناخت همانی که حاضر است و ما غائبش می خوانیم .

می خواستم از مجوزهایی که داده می شود بگویم . از عدم نظارت انتظامی و از عدم رعایت حداقل فاصله های در مراسمات این چنینی . از اختلاط . از موزیکهای تند . حتی از حرکات موزون  . از سالنهای دولتی که حتی گاهی به رایگان داده می شود تا آن هنرمندان لحظاتی مردم را جهت درک مقوله انتظار دور هم جمع کنند .

و از همه مهمتر می خواستم از بی معرفتی خودمان بگویم که دیدم هیچ نگویم بهتر است .

مولایم !!

غریبی . غریب ...

حتی اینجا میان کشوری که مردمانش داعیه شیعه بودنت را دارند .

و چقدر مهربانی که هنوز هم اینجا کشور صاحب الزمان است .          

 

                                                                      العجل یا مولا

نگارش در تاريخ جمعه شانزدهم مرداد 1388 توسط یک برادر |
درباره وبلاگ

سید مرتضی خوب گفته ای :
ما بازمانده ایم .
بازمانده ایم از آرمانهای آن امام عزیز و دوستان شهیدت ...
بازمانده ایم ...
و به نظر حقیر آنگاه به خیل آن مردان می پیوندیم که آنی از راه آن امام عزیز و این امانت گرانقدرش (رهبر و مقتدایم سید علی ) خارج نشویم .
سید جان دعایمان کن ...
پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ


Powered by tabnak