گـــــــــــــا ه + نــــــــــــــامه
قالب وبلاگ

یا لطیف

   انقلاب اسلامی بعد از پیروزی با توجه به شاخصه های درونی که همراه داشت ، باعث رشد افراد معتقد بدان در همه ابعاد گردید  . البته این بدان معنی نیست که تنها این انقلاب بعد از پیروزی توان بروز این خصایص را داشته است ، بلکه انقلاب بعد از پیروزی توانست به جهت بسترهای اجتماعی بوجود آمده  برای همه افراد جامعه شرایط رشد دینی و معرفتی را فراهم نماید . این خصیصه ای بوده است که به جهت اصیل بودن انقلاب و نتیجه نیت ها و  خونهای پاکی که در پای نهال انقلاب هزینه شده است ، در نهاد انقلاب قرار دارد و لذا هر کسی فارغ از موقعیت جغرافیایی(تاثیرات انقلاب در کشورها و مردمانی بسیار دوردست که ثمرات انقلاب اسلامی را ندیده اند)و حتی اعتقادی(تاثیر در کشورها و نهضتهای غیر مسلمان و غیر شیعه)، می تواند از آن اثر بگیرد . نمونه های بسیاری از سرتاسر جهان می توان برای این امر یافت . بدین ترتیب انقلاب اسلامی به تنهایی پتانسیل تربیتی بالایی دارد . اما این بدان معنی نیست که متولیان فرهنگی وظیفه ای ندارند ، بلکه این وظیفه آنان را سنگین تر می کند . در این میان همواره با آغاز ماه مبارک رمضان یکی از مهمترین دلمشغولی های نهادهای فرهنگی ایجاد فضایی است که در آن بتوان حال و هوای متناسب این ماه را استشمام کرد . تلاشهایی که در این زمینه می شود حتما با نیت بالاتر بردن فضایی معنوی در جامعه است . اما متاسفانه همواره در روشهای فرهنگی قرار است به مناسبتهای دینی در کشور انجام شود دو مشکل اصلی قابل بررسی است .

الف سطحی نگری :

    متاسفانه متولیان فرهنگی ما در طی سالهای بعد از انقلاب  نتوانسته اند دینداری جامعه را آنطور که باید عمیق نمایند . شاید در بسیاری از موارد نگاه متوليان امر هنوز خیلی سطحی است . متاسفانه در پاره ای از موارد حتی رگه هایی از نگاه تربیتی و فرهنگی رژیم منحوس پهلوی است . برای مثال هنوز برای عده ای از دست اندکاران فرهنگی مهمترین ماحصل ماه مبارک رمضان با همه خصوصیات خاص آن که در روایات آمده است ، نشان دادن چیزی در حد توبه آدمی لات و یا حجابهای مقطعی خلاصه می شود . شاید این نوع نگاه در حکومتهای غیر دینی و یا کشورهایی که اسلام جزئی از مشخصات شناسنامه ای آنان است امری عادی به نظر بیاید ، اما رفتارهای بالاصطلاح فرهنگی اینچنینی در حکومتی که برآمده از عالی ترین مضامین شیعی و درحالی که بيش از سه دهه از پیروزی آن می گذرد ، قطعا اجحاف بزرگی بر معمار کبیر آن و همه آرمانهای شهدای راه این انقلاب است .


    سالهاست متولیان فرهنگی  چه در بخش رسانه ای و چه در محیطهای میدانی به دنبال جذب حداقل مخاطب هستند . انگاری انقلاب اسلامی پدیده ای جدید است که قرار است با زحمت زیاد برای عده ای غیر مسلمان تبیین شود . شاید علت اصلی سطحی نگری در حوزه فرهنگ ، آن هم بدین شکل گسترده اصرار بر جذب به هر قیمتی توده هایی از مردم است که شاید کمتر با باورهای دینی آشنا هستند . این باعث شده تا صاحبان و حاملان اصلی انقلاب قدری مغفول بمانند و تلاشی در جهت انقلاب و بر اساس اصول نگه داشتن سبک زندگی دینی این قشر از جامعه که بخش بسیار بزرگتری هستند ، به کار گرفته نشود .

البته باید انصاف داشت و کارهایی که انجام شده و يا شروع شده را هم دید . هرچند بعضی از تلاشها خیلی دیر شروع شده . از طرفی این نکته را هم باید در نظر گرفت که روشهای فرهنگی امری نیست که بتوان آن را برای عده ای منحصر کرد و دستگاه های فرهنگی موظفند که تولید خود را با توجه به اقشار جامعه و با همه سطوح فکری تنظیم نمایند .

ب - تبعیض شدید مخاطبین :

    متاسفانه بسیاری از مدیران فرهنگی در انتخاب مخاطب بیش از حد نگاهی مرکز محور دارند . به عبارتی اینان باور نکرده اند که صاحبان اصلی انقلاب همان پابرهنگان هستند . اینان سعی دارندکه حتما شعارهای فرهنگی را آنچنان لوکس و کادوپیچ کنند تا بلکه آن قشری که اصلا دربند آرمانهای انقلاب نیستند هم علاقه مند به انقلاب و شعارهای آن و حتی گاهي معتقد به دین و کارکردهای آن شوند . شاید رسانه ملی در این خصوص بیشترین رویکرد را دارد . ساخت برنامه های مناسبتی که چندین سال است شروع شده بی توجه به گستردگی مخاطب ساخته می شود. شاید کمتر در برنامه ای ذکری از جوان روزه داری شود که کارگر ریخته گری است و یا آن نانوا که با تحمل همه گرمای تابستان باز هم روزه دار می ماند و یا هزاران مادر که با تحمل سختی های زیاد با هم با عشق و علاقه روزه دار می مانند . گاهي هم اگر ذکری شود نگاهی که بدان می شود همانند توریستی به مقوله هاي ديني است که از انگاري اين گروه توليد برنامه فرهنگي براي رسانه ملي از جایی دور آمده اند و همه اینها برایشان جدید و عجیب به نظر می آید .

انشاءالله بتوان آرمانهاي متعالي انقلاب را به بهترين شكل بيان نمود .


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه، مناسبتها، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ ] [ 22:28 ] [ حمید عربیان ] [ ]
قطعاً برای  جوان انقلابی هزاره جدید که سعی می کند انقلابی و مومنانه زندگی کند، پذیراندن  بسیاری از مفاهیم به معنی مفهمومی استراتژیک سخت نیست. یعنی اگر نظام اسلامی با مصلحت اندیشی های خیرخواهانه و صحیح، مفهومی را  از طریق مجاری  مورد وثوق و با روش های صحیح به عنوان مفهومی بنیادین و استراتژیک  که به ماهیت انقلاب اسلامی متصل است مطرح نماید ، جوان انقلابی به جهت مختصات قبلی فکری و عقیدتی خود توان بالایی برای پذیرش آن دارد. اما آیا جامعه مخاطبین ما تنها افرادی هستند که خواه ناخواه به جهت دغدغه های انقلابی خود در مسیر درک مفاهیم استراتژیک قرار می گیرند و یا اصلا همین جامعه آماری چقدر توان نگاهداری و تعمیق بخشیدن به مفاهیم استراتژیک را دارند؟

    می توان گفت یکی از مغفولات مهم ما پس از انقلاب اولاً تبیین مفاهیم استراتژیک بوده است و ثانیاً توسعه آن مفهوم استراتژیک از جامعه ای خاص به کل جامعه بوده است. شاید برای نمونه بتوان یکی از این مغفولات مهم را نگاه استراتژیک به مفهوم فتح خرمشهر عنوان نمود.


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: حضرت روح الله، شهدا و دفاع مقدس، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
ادامه مطلب
[ سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:23 ] [ حمید عربیان ] [ ]
یا حکیم
    3 دهه قبل و درست در زمانی که دنیا و مردمانش در مسیری مطابق میل اربابان تمدن غرب پیش می رفتند و در جایی حوالی  حیاط  خلوت همان اربابان غربی مردی از تبار حیدریون تاریخ  ، بیرق انقلابی اسلامی را بر دوش گرفت . بیرقی که خیلی زود آنان که دشمنان همیشگی عدالت  بودند  ، سعی در پائین آوردنش داشتند . خیلی زود آنان که عمق استراتژیک این انقلاب را درک کرده بودند سعی در سنگ اندازی کردند . صف آرایی آغاز شد . و گویی باید تصمیم گرفته می شد و انتخاب آنقدر مهم بود که حتی کسی نمی توانست میانه این جبهه ازبرای مصالحه بایستند. چون این بار آن اهالی  تمدنهای نخ نمای غربی فهمیده بودند که  این روایت دیگری است متفاوت با همه آن چه که تا کنون بوده است . روایتی اصیل از گفتمان علوی با شاخصه های مصطفوی . اینان این بار برای مهدیشان می جنگند و افتخارشان سرباز حسین بودن است .



موضوعات مرتبط: شهدا و دفاع مقدس، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
ادامه مطلب
[ شنبه سوم مهر ۱۳۸۹ ] [ 20:54 ] [ حمید عربیان ] [ ]
یا جبار

    اسلام از همان ابتدا با تهدیدهای گسترده ای مواجه بود . ودقیقا از همان ابتدا تهدیدات دارای ابعاد سخت و نرم بوده است . اما اسلام به جهت نوع ساختار ایدئولوژیک  خود خیلی زود راه کارهای مقابله با تهدیدهای نرم و سخت را پیدا نمود . می توان گفت یکی از بهترین تاکتیکهای مقابله با جنگ نرم و سخت تاسیس مساجد بود .

     مسجد اولین پایگاه اجتماعی منسجم و دائمی در اسلام بوده است . پیامبر اکرم ( صلی الله ) در اولین اقدام پس از به دست آوردن حداقل جایگاه اجتماعی شروع به ساخت مسجد نمودند . البته مسجد در آن زمان صرفا جهت عبادت نبوده است و مکانی برای تجمعات گروهی ، محل قضاوت عمومی و حتی مکانی برای استقرار بی خانمانها بوده است . البته بعدها مساجد دارای کاربردهای جدیدی مانند تدریس و درمان و برگزاری مراسمات هم شده است  . بدین ترتیب مساجد توانستند پایگاهی برای مقابله با تهدیدات نرم و سخت باشند .

    این سیر در طول تاریخ ادامه داشته است و هرچه به عصر حاضر نزدیک می شویم ، مساجد هم در سبک ساخت و هم درنحوه  استفاده دارای کاربردهای جدیدتر و بهتری شدند . برای نمونه می توان به مساجد عظیم و زیبای قدیمی ایران نگاهی بیاندازیم . مساجدی مانند مسجد جامع اصفهان ، مسجد جامع یزد و مسجد جامع سمنان و بسیاری از مساجد قدیمی و یا حتی بعضی مساجد جدیدتر که دارای کاربردهایی بسیار بیشتر از عبادت بوده و هستند . به عبارتی مسجد در طول تاریخ اسلام و مخصوصا ایران ارتباطی جدانشدنی با زندگی روزمره و عادی مردم داشته است و همیشه بعنوان کانونی مردمی و انسان ساز نقش داشته است . این نگاه خاص به مکان عبادی که تقریبا در ادیان دیگر  وجود ندارد می تواند منشا بسیاری از خیرات باشد و یا به بیان علمای علوم امنیتی فرصتی خوب برای مقابله با تهدیدها و یا ایجاد فرصتهای جدید شود . شاید بتوان گفت به همین جهت بسیاری از قیامها و اعتراضات یا از مساجد شروع می شده اند و یا از طریق مساجد پشتیبانی می شدند . قطعا اوج این حرکتها تحقق و پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است . در طول چندین سال مردمی که در پای منابر علمای مختلف در مساجد شهرهای سراسر کشور توانستند به خوبی اهداف اصلی انقلاب و حضرت امام خمینی ( سلام الله علیه ) را درک نمودند .

    پیروزی انقلاب اسلامی سبب شد که مساجد به بسیاری از کاربردهای فراموش شده خود رجوع کنند . دوباره مساجد همان کاربردهای صدر اسلام را بازیافته بودند . مورد مراجعه بودن مساجد آن قدر فراگیر شده بود که حتی گروهای معاندی مانند فرقان هم برای یارگیری به سراغ مساجد رفتند . کار تا جائی پیش رفت که در فضای معنوی اوائل انقلاب جوانان انقلابی مراسم عروسی خود را در مساجد می گرفتند . این رویه تا سالهای پایانی جنگ هم ادامه داشت  . اما متاسفانه مساجد در بعد از دوران جنگ تحمیلی هم در بعد محتوا و هم در بعد توسعه و مدیریت دچار رخوت و سستی شده اند . این در حالی است که مساجد به جهت جایگاه خاصی که در بین مردم داشته و دارند بهترین مکان جهت انجام مسائل تربیتی و آموزشی است و از آن مهمتر جبهه بسیاری خوبی برای مقابله با تهدیدهای نرم و سخت است . اما متاسفانه طی سالهای بعد از دفاع مقدس مساجد به مرور جهت مقابله با این تهدیدهای نرم و سخت ضعیف شدند . بی تردید دهه هفتاد دهه آغاز سست شدن جایگاه مساجد بود . در مقطی بحث  توسعه فرهنگسراها در شهرهای بزرگ پیگیری شد که شاید بهتر بود هزینه های سرسام آور ساخت فرهنگسراهای بزرگ را صرف توسعه کانونهای مساجد می کردند و یا حداقل بخشی از اهداف فرهنگسراها را در  مساجد تعقیب می نمودند .

     در این دوران مساجد بیشتر دارای ابعاد تبلیغاتی و رسانه ای بود تا تربیتی و فرهنگی . از طرفی متاسفانه در این هنگام به دلایلی که بعد ذکر می کنم متدینین کمتر در مساجد حضور می یافتند و مساجد هم سعی در بازسازی فضای فکری خود با ورود نیروهای جوان و تازه نفس نکردند . متولیان مساجد دیگر مانند زمان دفاع مقدس مورد رجوع  مردم نبودند . در بسیاری از مساجد با وجود اینکه حضور در هیئت امنای مساجد هیچ نفع اقتصادی برای نماز گزاران ندارد اما اصرار گروهی از هیئت امنای سنتی مساجد برای باقی ماندن در هیئت امنا  باعث شده است که بسیاری از مساجد نتوانند در حوزه فرهنگ شایسته و بایسته عمل کنند . این اتفاق درست زمانی در حال رخ دادن بود  که رهبر معظم انقلاب بارها به شبیخون فرهنگی دشمن هشدار می دادند و در بعضی از مساجد هیئت امنا  که دارای تجربیات فرهنگی کم در خصوص شرایط جدید فرهنگی جامعه و اتفاقات رخ داده ماحصل فرآیندهای بعد از جنگ و شرایط توسعه افسار گسیخته اقتصادی بدون توجه به ابعاد فرهنگی خاص آن یک دهه بعد از جنگ ، نتوانستند راه های جدیدی برای جذب جوانان  ایجاد نمایند . ریزش در  نمازگزاران مساجد آغاز شد و مساجد دیگر مانند دهه قبل پر شور نبودند .

    اینها همه در حالی است که مسجد از صدر اسلام تا دوران انقلاب و جنگ تحمیلی پایگاه اصلی برای سرباز گیری و تربیت و پشتیبانی جنگ سخت و نرم دشمن بوده است .کافی است ببینیم که پیامبر اکرم ( صلی الله ) کجا مردم را برای جهاد آماده می کردند ویا خطبه های آتشین امیرالمونین ( علیه السلام)  کجا بوده است و یا خطبه معروف حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) در کجا ایراد شده است .بدین ترتیب انقلاب یکی از پایگاه های خوب خود جهت مقابله با جنگ سخت و نرم را از دست داده بود .

    بعد از سالهای دولت اصلاحات و با روی کار آمدن دولت  عدالت محور نهم و دهم توقع این بوده و هست که به این پایگاه قدیمی بیشتر توجه می شد . هر چند توجهات به مساجد در اتمام پروژه های فرهنگی و یا اتمام ساخت و ساز بنای مساجد کمکهای شایان توجهی شده است ، اما متاسفانه مساجد هنوز نتوانستند از لحاظ محتوا بتوانند با قدرت عمل نمایند و جایگاهی در خور توجه در میان مردم به دست بیاورند و دوباره محل مراجعه همه آحاد مردم قرار بگیرند .

    البته همواره حمایتهای مستقیم دولتی در تمامی موارد موجبات دولتی شدن و توقعات بی جای دولتها را به همراه داشته است . بنابراین بهترین کار حمایتهای غیر مستقیم و غیر مادی و عمدتا فرهنگی از مساجد است . کاری که کاش در طی سالهای بعد از انقلاب همواره ادامه پیدا می کرد تا امروز برای بازیابی جایگاه مساجد – که امری بسیار سخت و دشوار به نظر می آید – اینچنین نگران نباشیم .

    اما در این میان در بین شیعیان مکان دیگری جهت برگزاری آئینهای عبادی خاصی وجود دارد که بدین فضا هیئت گفته می شود .  بررسی تفاوت هیئت و مساجد موجب اطاله مطلب می شود که انشا الله در نوشتار بعدی به این مطلب می پردازم .

موضوعات مرتبط: جوانان و جامعه، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ پنجشنبه چهارم شهریور ۱۳۸۹ ] [ 3:34 ] [ حمید عربیان ] [ ]
یا لطیف

دست اندکاران فرهنگی مهمترین ماحصل ماه مبارک رمضان با همه خصوصیات خاص آن که در روایات آمده است ، را نشان دادن چیزی در حد توبه آدمی لات و یا حجابهای مقطعی خلاصه می کنند . شاید این نوع نگاه در حکومتهای غیر دینی و یا کشورهایی که اسلام جزئی از مشخصات شناسنامه ای آنان است امری عادی به نظر بیاید ، اما رفتارهای بالاصطلاح فرهنگی اینچنینی در حکومتی که برآمده از عالی ترین مضامین شیعی و درحالی که سه دهه از پیروزی آن می گذرد بی انصافی به نظر می آید .


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 0:5 ] [ حمید عربیان ] [ ]

    یا مصور

    نزدیک به پنج  دهه قبل، آغاز حرکت  انقلاب اسلامی با نفس قدسی و مسیحایی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه ) همان پیرمرد دوست داشتنی جماران    و همت مثال زدنی مردان وزنان بسیاری شکل گرفت و پیروز گشت و خیلی زود در قلوب مستضعفین جهان ماندگار شد و شاید بتوان آن را به جهت تاثیرات خاصی که بر روی جوامع بشری گذاشته است ، مهمترین و بزرگترین رویداد بشری در 100 ساله اخیر به حساب آورد. انقلابی که به هیچ کدام از مکاتب به ظاهر پر طمطراق و بزرگ شده غربی و شرقی متصل نبود، اما در عین حال تاثیری عجیب بر هر دو بلوک شرق و غرب گذاشت.

...

   


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 17:5 ] [ حمید عربیان ] [ ]

  یا مصور

    این روزها ، روزهای خوش پیروزی انقلاب و یاد آوری خاطرات خوش آن روزها است . چه برای ما نسلی که نبودیم تا ببنیم و چه برای نسلهای قبلتر . نکته ای که تکرار آن شاید قدری کلیشه ای به نظر بیاید رویکرد و شخصیت فرهنگی و عقیدتی انقلاب ماست .  فکر می کنم برعکس نظر خیلی از آقایون مردم  برای نان انقلاب نکردند . بلکه خیلی بیشتر برای دینشان انقلاب کردند . بعد از پیروزی انقلاب شاید یکی از نگرانیهای عده ای برخورد انقلاب با مقوله هنر بود . و درست در   فضای احساسی حاکم بر اوائل انقلاب حضرت امام  با چند صحبت کوتاه تکلیف ما  را با مقوله هنر برای همیشه روشن کردند . تکلیفی که  درست از همان روزها تقریبا بر زمین مانده . برای مثال در یکی از کاربردی ترین  مقوله های هنر یعنی ـ سینما ـ  انصافا خروجی ما از سینمای متعهد  در مقایسه با حجم ورودی به عرصه سینما تقریبا چیزی در حدود صفر بوده .

 از همان  روزهای اول  ما سخت مشکل محتوا و مضمون داشتیم . وانگار  نمی دانستیم که قرار است خروجی این سینما چه باشد . همه سینما و درد سینمای  ما داستانهایی شده که در مصداق حتی در یک درصد جامعه هم وجود خارجی ندارد . که البته این اتفاق این روزها با سرعت نور دارد زیاد می شود و فضایی را بر سینمای ما حاکم کرده که هر نگاه جز این وصله ای ناجور را نمایان می کند . موضوعات سینمای ما حالا شده ، مرد چند زنه و زنهای چند شوهره . مربعها و مثلثها و دایره های عشقی . آدمهای بی هویت . زندگی های بی خدا . خداهای بی تاثیر در زندگی . اعتیاد از سر خوشی . عبادت از سر درد و گاهی بی دردی .    

                 ... 

 

 آیا اصلا در طی این سالها توانسته ایم  و یا مهمتر خواسته ایم چیزی به نام سینمای انقلابی داشته باشیم و یا چرا اندک مردانی که خوب ادای سینماگر انقلابی را در می آورند پس از چندی درست در آن سوی خطوط انقلابیون قرار می گیرند .  حوزه فرهنگ در این کشور تا کی قرار است ساکت و راکد بماند و هیچ کاری نکند . انصافا بالاخره مدعیان حوزه هنر و فرهنگ در این دیار به تاثیر بی بدیل فرهنگ و هنر و رسانه  معتقدند یا نه ؟ اگر معتقدند کمی همت و غیرت انقلابی می طلبد  و اگر نه که عزیزان جمیعا دعا بفرمائید برای حال خوش دوستانمان .

به شخصه علاقه خاصی به سینما دارم و عجیب میل به دیدن فیلمها در یک سیر مشخص و هدفمند . حالا فرض کنیم فردی بخواهد فهرستی از فیلمهای ارزشمند ۱۰ ساله اخیر نام ببرد ، می تواند چند فیلم را نام ببرد . حتی اگر نگاهمان کمی باشد ما چه کرده ایم؟  بگذارید برویم سراغ همین دولتی انصافا انقلابی و جهادی نهم و درهمین فرصت چهار - پنج ساله چند فیلم خوب خروجی دستگاه عریض و طویل وزارت فخیمه فرهنگ و ارشاد اسلامی !!! است  ؟؟ بله !  فیلمسازی  خرق الساعه نیست که یک شبه بشود فیلمساز و نویسنده و بازیگر ارزشی ایجاد کرد . اگر ما قبل از این دولت فیلمساز و بازیگر و نویسنده متعهد نداشته ایم ، دوستان مطلع زحمت بکشند و فهرستی از تربیت نیروهای متخصص ومتعهد را به ما بدهند و  یا نشانه ای از تلاشی مشخص برای ایجاد مرکزی و یا تقویت مراکز موجود قبلی ـ نه از نظر سخت افزاری - بلکه از لحاظ نرم افزاری و محتوا  بدهند . و یا نه حداقل خبری بدهند که ما بگوئیم لااقل در ۵ ساله آینده  موجی از فیلمسازان ارزشی - دقت کنید ارزشی ونه دینی - را خواهیم داشت . ( قرار نیست ارزشها بالاتر از دین باشند ، قرار است ارزشی جز دین، نباشد . ) 

     این روزها سینما ها در کف پیاده روها ست و ما آنقدر فرصت از دست داده ایم که حالا هالیوود سخیفترین آثارش را می تواند با کیفیت دی وی دی به قیمت یک هزاری نا قابل در همین پیاده روهای شهر ما به فروش برساند و  رسانه ملی رسما به تبلیغ فیلمفارسی می پردازد . آیا خیل عظیمی از فیلمهایی که امروزه بر پرده های سینماست تفاوت زیدی با آثار فیلمفارسی قبل از انقلاب دارند ؟

و در این میان مخاطب علاقه مند به سینما که دغدغه فیلمهای ارزشی را دارد باید از خیر همه چیز بگذرد و به یک سینما پیاده رو مراجعه کند و ...


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه
[ شنبه دوازدهم دی ۱۳۸۸ ] [ 23:26 ] [ حمید عربیان ] [ ]

    بعد از خواندن مطلب دوست عزیزم  ارمینه  نکاتی چند به ذهنم رسید که انشا الله  خالی از لطف نخواهد بود  . قطعا برادر عزیزم جناب ارمینه هم می دانند که داستان جوانان این دیار و دینداری وپرهیز از گناه سرفصل های زیادی دارد . بنده سعی می کنم مسئله معضلات فرهنگی جامعه را مانند همین برادر خوبم از زاویه ای دیگر نگاه کنم  و جویای علت أن شوم .

 این میان به حال و روز و برنامه های همه آن مسئولان فرهنگی دیروز و امروز این مرز و بوم کار ندارم . چرا که فکر می کنم گیر کار درست آنجا است که ما همیشه می نشینیم و نقد دولتی بر عملکرد فرهنگی این دولت و دولت های قبل می کنیم . انگاری جز نقد کردن نباید کاری کرد . قطعا همه بر بی برنامگی و موازی کاری و عدم نقشه راه در دکترین فرهنگی کشورمان اعتقاد دارم و قطعا همه می دانیم که دولتها با بودجه های آنچنانی نقش بسیار مهمی در ایجاد ساختار صحیح فرهنگی دارند .

اما مهمترین سوال بنده این است : 

 پیاده نظام حرکتهای فرهنگی مخصوصا در حوزه رسانه و فضای سایبر کیست ؟

آیا تنها ابلاغ دولتی برنامه های فرهنگی  و برگزاری برنامه هایی در جهت ارائه بیلان کار کفایت و رفع تکلیف می کند ؟

انصافا چقدر ما در پیگیری حرکتهای اجتماعی در این فضا موفق بوده ایم و این همه توصیه رهبرم در خصوص جنگ نرم را کجا و چگونه قرار است عملیاتی کنیم ؟

    انصافا  نسلی که انقلاب و خیلی از آرمانها و ارزشهایش را تحویل گرفته ( منظور منحصر شدن آرمانها در این نسلهای بعد از انقلاب نیست . بلکه منظور  مکلفین جدید به  آرمانهای انقلاب  است ) چقدر در خود هنوزحال و هوای  مبارزه ا ی دائمی برای  تحقق آرمانهای انقلاب را  می بینند .  بیاییم از حوزه نظری خارج شویم و ببنیم که چقدر حلقه ها و جمع های کوچک یا بزرگ فرهنگی در جهت تقویت جبهه فرهنگی انقلاب فعال شده اند و چقدر حلقه های تشکیل شده در جهت جذب افراد جدید موفق بوده اند ؟ اصلا تشکل های تشکیل شده مجازی چقدر این کار را جدی گرفته اند ؟ یادم می آید حدود ۲ سال قبل همینجا مطلبی را نوشتم که فکر می کنم این روزها دوباره باید به آن نگاه کرد .  

   فضای این روزهای جامعه بیشتر از هر چیز نیاز به اخلاق محوری  دارد . البته قطعا منظور از اخلاق رفتار تسامح گونه با موضوعات و اخلاقی از جنس عرفانهای پوچ و بی هویت شرقی و غربی نیست . بلکه منظور اخلاقی اسلامی با همه شاخصه های آن و   حتی رفتارهای مجاهدانه آن است  . دستاوردهای انقلاب را تنها آنانی می توانند و باید پاسداری کنند که رنگ و بوی این انقلاب را می دهند . انقلابی که بدنه مومن آن با تاسی از رفتار مومنانه و انقلابی رهبرانش ایدئولوژی آن را نوشتند . مسیری عکس مسیر بسیاری از انقلابهای دیگر . پس هنوز هم باید حرکت فرهنگی جامعه را به بدنه آن تسری داد .

    در این میان گفتن این نکته اهمیت دارد که منظور حقیر قطعا ربط دادن اتفاقات پیش آمده با این تاثیرات فرهنگی نیست . اما فکر می کنم ما در جبهه رسانه مدتهاست تنها داریم تلفات می دهیم . این جبهه نیاز به بازپروری و تجدید قوی دارد . نیاز به تحرکی جدید دارد  . این بار باید با عزمی قوی و توکلی خاص و استعانت از همه شهدای همین راه به پیش رفت  .

...

     فکر می کنم بهترین راه برای ایستادن در برابر  این هجمه سنگین ناتوی فرهنگی که سعی در  بی هویت کردن دینی و ملی جامعه دارد ، تنها به وسیله پیاده نظامی قوی و سرشار از حال و هوای خوش معنوی که شامل  جوانان مومن و انقلابی است باید  اجرا گردد تا آنان - آن دشمنان تا بن دندان مسلح ـ جبهه را خالی نبینند و خب این راهی است سخت . شاید این روزها جنگیدن حتی از آن روزهای قبلتر  هم سختتر باشد . عبور از فتنه عجیبی که حالا در جامعه به پا شده است تنها از طریق اخلاق محور شدن در جامعه امکان پذیر است و باید تک تک ما ها مصادیق و سفیران همان شعارهای ناب باشیم حداقل در حد وسعمان .

انشا الله ...

باز هم در این مورد گفتگو می کنیم .

یا علی


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه، جوانان و جامعه، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۸ ] [ 22:48 ] [ حمید عربیان ] [ ]

   

    و حالا ما در انقلاب اسلامی آیا اصلا به دنبال چیزی به نام ورزش اسلامی بوده ایم ؟؟ آیا هیچگاه ضرورت این امر احساس شده است ؟؟!! قبل از هر چیز باید تذکر داد که دقت کنید که ورزش اسلامی را هم مانند دانشگاه اسلامی ذبح نکنیم و با کارهای کلیشه ای و نیم بند هم اسلام را زیر سوال نبریم و هم ورزش را  . اینکه  تاثیرات کار غیر مستقیم  بر روی ورزشکاران سطح ملی که در عرصه های جهانی مشغولند چقدر می تواند  برای طرح بعضی از شعارهای انقلاب راه گشا باشد به نظر  نیاز به تبیین ندارد .

متن کامل در اینجا


موضوعات مرتبط: عمومی، جوانان و جامعه، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
ادامه مطلب
[ جمعه سی ام مرداد ۱۳۸۸ ] [ 8:2 ] [ حمید عربیان ] [ ]

روایت  اول :

شیعه و استراتژی انتظار

گفتن از این نکته که صهیونیسم همه ماهیت تفکرات شیعی را در دو نکته شاخص آن یعنی انتظار سبز و نگاهی عاشورایی به مقوله شهادت می بیند به نظر کمی کلیشه ای می آید . اما آن چیزی که کلیشه ای نیست این است که متاسفانه ما - این ما شامل خیلی ها می شود و خواهشا سریع نگاهمان را دولتی نکنیم -  این است که ، هنوز حتی نفهمیدیم که سالهاست در مسیر منتظرین حضرتش هستیم . البته منظور از منتظرین نه آن منتظرینی است که آنی خود را از محضر مولایشان دور نمی بینند و به حاضر بودن امامی که ما غائبش می خوانیم اعتقاد قلبی و عملی دارند . منظور قرار گرفتن ما در سیر محبین و علاقه مندان به حضرت است که قرنها است خیلی بی تفاوت منتظرحضرت هستند تا بیایند  . انتظاری عادت گونه از سر رفع انجام تکلیف . این میان نه ما عوام الناس این جامعه که گاهی دغدغه انتظارمان گل می کند برنامه خاصی داریم و نه انگاری دولتمردانمان قرار است رفتاری خاص بکنند .

روایت  دوم :

همیشه از اوائل دهه اول شعبان همه جا می شود تبلیغات جشنهای شعبانیه رو دید . قطعا  ولادت منجی عالم بشریت که برای ما شیعیان جایگاهی خاص دارند خیلی با اهمیت است . برای اینکه اهمیت این جشنها رو متوجه بشوید و بشویم کافی است  به فهرستی از برنامه های پر بار فرهنگی  این جشنها توجه کنید :

۱- حضور قطعی یکی از خواننده های خوش صدای کشورمون که برای هم آوایی منتظرین حتما نیازه . ( بخش عرفانی مقوله انتظار با ادا و اصولهای احتمالی همان جماعت خواننده )

۲- حضور هنر پیشگان پری روی - و مخصوصا با حضور خانوم فلان - که حتما در بیشتر کردن چاشنی انتظار نقشی خاص دارند . (بخش جذب فله ای و کیلویی جهت منتظر شدن )

۳- انجام شعبده بازی و حرکات آکروبات ( بخش همه گیر کردن مقوله انتظار )

۴- حتی گاهی حضور سیرک بزرگ فلان جا با هنرپیشگان و هنرمندان فرنگی ( بخش صدور استراتژی انتظار )

۵- بگذریم ...

انصافا خیلی چیزهای می خواستم بنویسم که شرم کردم . شرم کردم که ما نتوانستیم برای این مردم دقایقی شاد فراهم کنیم و آن گاه عده ای رند با بهانه جشن انتظار چند ساعتی مردم را در سالنی جمع کرده و همه کاری می کنند جز همان کاری که باید جهت شناخت همانی که حاضر است و ما غائبش می خوانیم .

می خواستم از مجوزهایی که داده می شود بگویم . از عدم نظارت انتظامی و از عدم رعایت حداقل فاصله های در مراسمات این چنینی . از اختلاط . از موزیکهای تند . حتی از حرکات موزون  . از سالنهای دولتی که حتی گاهی به رایگان داده می شود تا آن هنرمندان لحظاتی مردم را جهت درک مقوله انتظار دور هم جمع کنند .

و از همه مهمتر می خواستم از بی معرفتی خودمان بگویم که دیدم هیچ نگویم بهتر است .

مولایم !!

غریبی . غریب ...

حتی اینجا میان کشوری که مردمانش داعیه شیعه بودنت را دارند .

و چقدر مهربانی که هنوز هم اینجا کشور صاحب الزمان است .          

 

                                                                      العجل یا مولا


موضوعات مرتبط: شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۸۸ ] [ 14:42 ] [ حمید عربیان ] [ ]

در زمانی قرار گرفته ایم که همه جا را نمایش سیاسی فرا گرفته . فضایی که سخت تهوع آور شده و دیگر تحملش هم سخت شده . اما خوب که گوش کنیم ندایی می آید . ندایی که همین نزدیکی هاست و  همه ما را فرا می خواند .

ندای زیبای                               این الرجبیون

و ماه نیایش آغاز شد .

هرچند که آنقدر فضا را  غبار گرفته است که سخت می توان روح خود را از این همه هیاهو آزاد کرد . اما امید که بشود قدری دوباره نفس کشید . خارج از این هیاهوها  

و حالا کافی است تا چند روز دیگر بروی در یکی از اعتکافها شرکت کنی و ببنی باز هم همین جوانها که تا دیروز اینگونه بحث می کردند اینبار همه به یکباره برادر می شوند و روز آخر چه سخت برای جدایی از هم اشک می ریزند .

 

...

 

پی نوشت :

جالبه کافیه که تو این فضای مجازی دنبال عکس از اعتکاف یا یه مراسم معنوی باشید ، می دونید چه اتفاقی می افته ...

بهتره آزمایش کنید .

خب نتیجه رو بنده عرض می کنم کلی عکس پیدامی کنید که خواهران مکرمه و مومنه مشغول عبادتند اما در حقیقت اعتکاف یک امر عبادی برای مومنین و مومنات است . حالا چرا وقتی سایتهای معروف تصمیم می گیرند ، عکسی از این مراسم معنوی بگذارند معمولا از خانومها استفاده می کنند رو نمی دونم .

این هم (+)  پیشنهاد میشه . شاید به حال و هوای این  روزها و گشت ارشاد و این چیزها بخوره ...


موضوعات مرتبط: جوانان و جامعه
[ پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۸۸ ] [ 13:21 ] [ حمید عربیان ] [ ]

سلام آقای موسوی ...

    می دانم که این روزها سخت مشغول بیانیه دادن و شرکت در راهپیمایی های عظیم بدون مجوز قانونی  هستی و ممکن است که اصلا این چند خط را نخوانی . مهم نیست . من این را برای دل خودم می نویسم . برای دل مفلوک خودم که این روزها سخت گرفته است . روزهایی که احساس می کنم هر روزش رهبر و عزیز دلمان را پیرتر می کند .

    مهندس موسوی بگذار کمی برویم عقب تر . اول از همه بگویم که دیگر برایم میر حسین نیستی . حالا فقط برایم مهندس موسوی هستی و خدا کند که همین بمانی . آقای موسوی از خیلی قبلترها که کودکی بیش نبودم در خانواده ام به شما میر حسین می گفتند و پدرم از مدیریت خوب شما با همه نقاط ضعفتان می گفت و از اینکه توانستید در آن شرایط حساس با وجود اشکالاتی کارنامه به نسبت خوبی داشته باشید . برایم شما در میان  تمامی آن مردان موسوم به چپ جنس دیگری بودید . هرچند که بعدتر ها به خیلی چیزها در مورد شما پی برده بودم اما باز هم شما را انسانی وارسته و خالص می دیدم .

    آن روزها که برای ریاست جمهوری آمدید لحظه ای درنگ کردم . در خیلی از دوستان هم تردید می دیدم . این خوب بود . حتی عده ای گفتند بازی برد برد اتفاق افتاده . اما ناگهان معلوم شد منفورترین ها را برای عقبه  خود برگزیدی . از تئوریسین سکولاریزه کردن انقلاب تا چریک بی قید به ولایت تا یاندهای مافیایی زر و زور . بعدتر ها کاشف به عمل آمد که توانستی عده ای شعبان بی مخ هم جمع کنی . انتخابات تمام شد و ما کلی شادمان پیروزی تفکر و گفتمان حضرت امام (ره) بودیم که ناگهان بیانیه ها شروع شد . چه می دیدم ؟؟!!

    باورم نمی شد این تو همان نخست وزیر به قول خودت منسوب به امام بودی . نمی توانستم باور کنم . این چگونه برخوردی بود . دیدار با رهبر عزیزم و باز دوباره شرکت در تجمعات غیر قانونی . چگونه به همین راحنی مردم را فریب می دهی .عده ای شهید شده اند و تو آنها را مصادره به نفع ستادت می کنی . آقای موسوی عده ای از آن شهدا بسیجیانی بودند که همان شعبان بی مخ ها آن ها را کشته اند . داشتی چه می کردی . تمام انگاره هایم از نخست وزیر جنگ فرو ریخته بود . دیگر به طور قطع مطمئن بودم که اصلا نشناخته بودمت و فکر می کردم که تو را شناختم .

 

نمی دانم اینها چه کسانی هستند . اما شاید ... بماند بگذار  این اندک ایمان خود را نفروشیم

 

    آن روز که نماینده هایت به دیدار رهبر عزیزم رفتند را به یاد داری ؟ فکر می کنی اصلی ترین سایت منصوب به شما چه کرد ؟ باورت می شود هنوز هم خبری از آن دیدار بر روی پایگاه ات  نیست و حالا امروز در ساعات پایانی جمعه ای که بزرگترین نماز جمعه تاریخ انقلاب که به جهت  رفتار کودکانه ات باعث اش شده ای ، هنوز هیچ چیز درباره این نماز جمعه تاریخی  ننوشته اند و گویا صحبت چند استاد دانشگاه از بیانات رهبر عزیزمان برای آن عقبه آنچنانی ات مهمتر است .

و اما در آخر ...

    آقای موسوی یادت باشد که دیگر صبر ما هم اندازه ای دارد . یادت باشد که اگر باز هم بخواهی قدمی کج برداری که بر خلاف گفته های پدرانه و حکیمانه رهبر عزیزمان باشد حساب شما با همان شعبان بی مخ ها یکی است .

****************

پینوشت بعدی :

سلام
سرکاران خانم زهرا و مریم که شاید یک نفر باشند شاید هم نه دقت کنید این عکس مربوط به حدود یک ماه قبل و دیدار آقای موسوی از اهوازه و اون زمان کلی تو اینترنت معروف شد . شما برای صحتش می تونید از همون کارشناس های فتوشاپ کاری که نامه وزارت کشور به رهبری رو جعل کردن کمک بگیرید . بلکه اونها تائید کنند .
کسانی که مطالب حقیر رو پیگیری می کنند و کمی هم بنده رو می شناسند می دونن که منظورم از این عکس توهین به شخص موسوی نبوده ( هرچند در تفکر شماها به نظر می یاد ما عده ای بی ادب و متحجر و چماق دار باشیم ) اما منظورم بیشتر همون اطرافیانی بوده که اطراف ایشون رو گرفتند .
این عکس یه جور کاریکاتوره . منظور متن عکس نیست بلکه حاشیه مهمه . هرچند الان معتقدم  این حاشیه چیزی بوده  که ماها متاسفانه  فکر می کردیم در حاشیه  آقای موسوی بوده  . در این لحظه دیگر اطمینان دارم حاشیه و متن یکی است .
بنده متاسفانه دقت کنید متاسفانه هنوز هم امیدوارم آقای موسوی به دامان انقلاب بر گردند .
در ضمن فکر می کنیم این بازی بچه گانه ای باشه که بیاین و کامنت بگذارید و فرار کنید .
اگر مانند رهبرانتون معتقد به شعار زنده باد مخالف من هستین ما آماده همه جور مناظره در همین فضای مجازی هستیم .


والعاقبه للمتقین


موضوعات مرتبط: شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ جمعه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 22:33 ] [ حمید عربیان ] [ ]

سلام حضرت روح الله

سلام خمینی کبیر ...

حضرت روح الله سه دهه از پیروزی انقلاب گذشته و ما داریم دهمین رئیس جمهور را انتخاب می کنیم . اتفاقات خیلی خوبی دارد می افتد . این روزها همه جا حرف از آرمانهای شماست . این روزها همه یک جوری به شما متصل شده اند . یکی خود را فرمانده دلاور شما می داند . یکی خود را نخست وزیر شما می داند و یکی خود را یار خیلی قدیمی شما می داند  . اینجا فقط یک نفر هست که هیچ ربطی به آرمانهای شما ندارد اما آنقدر ادعا دارد که نگو . حضرت روح الله نمی دانم این آقایی که فکر می کنم اسمش احمدی نژاد است برای چی یک دفعه آمد و همه چیز را به هم زد . از دوران حضور پر خیر و برکت شما و  بعد از رحلت شما همه چیز بر وفق مراد بود و یک دفعه با آمدن این آقا همه چیز به هم خورد .

 

یار امام ...!!!نخست وزیر امام ...!!فرمانده امام ...!!

یادتان هست که چه حرفهایی می زدید و چقدر ما را در بعضی امور سفارش کرده بودین . خدا را شکر که ناظرید و دیدین  که بعد از شما هم به شدت سخنان شما آویزه گوش مسئولین کشور بود و همه به شدت در پی تحقق آن بوده اند .  بعد از شما مفسرینی پیدا شده اند که به خوبی کلام شما را تفسیر کرده اند . آن هم تفاسیری مطابق روز

از سالهای آخر دهه  شصت ما به شدت شروع کردیم به سازندگی . همه جا را ساختیم الا خودمان . یادمان رفته بود که سازنگی را باید از خودمان شروع کنیم . همه جا ساخته شد فقط چند صد روستا خراب شد و تبدیل به شهر شد که آن هم مهم نیست . البته چند میلیون روستایی هم خلاف همه روالهای طبیعی زنگی در این اقلیم زنگی می کردند - یعنی شهر نشین و متمدن نبودند - که آنها هم شهر نشین شدند . چند میلیون نفر ناگهان زیر چرخهای متمدن شدن کمی آسیب دیدند که خیلی مهم نیست .  چند نفری از نزدیکان آقایون هم کمی وضعشان بهتر شد که خوب آن هم زیاد مهم نیست . بالاخره اینها اندکی زیادی برای این انقلاب زحمت کشیده اند و هر چه زودتر نقدتر حساب بشود بهتر است .

بعد از چند سالی دیدیم زیادی ساختیم . گفتیم خوب حالا بهتر است کمی خود سازی کنیم . شروع کردیم به کار فرهنگی بسیار عمیق بر روی خودمان  و از آن مهمتر تحقق امر بسیار مهم آزادی - البته آن روزها فهمیدیم که گویا شما هم خیلی آزادی را دوست داشتین اما شرایط فراهم نبوده و خدا را شکر بعضی از مسئولین این دیار هیچ گاه فراموش نمی کنند که به همه حرفهای شما خوب گوش دهند . این کار گاهی کمی زیادی عمیق بود و مقداری اتفاقات  بد افتاد که البته در مسیر گفتمان آزادی خیلی مهم نیست  . اینبار که دیگر نمی دانید چه ها نشد . البته شما ناظرید از آن بالا و حتما از همین پائین میان ما . اما خب ما زندگان خیلی بهتر طعمش را چشیدیم . شروع کردیم به گفتگو با همه دنیا . آنقدر موفق بودیم که نگو . تقریبا همه با ما گفتگو می کردند . البته درست است که گاهی خیلی منت کشیدیم  ، اما خب عیبی ندارد عوضش می ارزید . ما توانستیم تمام وزرای خارجه کشورهای بسیار مهم دنیا را اینجا جمع کنیم . اگر بدانید ما آن روز چقدر خوشحال بودیم . البته یه کمی گفتگو با کشور های کمی کوچکتر دنیا که خیلی هم مهم نبودن را بیخیال شدیم و این جنبش حزب الله هم که کمی موی دماغ دوستان آن طرف مرزمان بودند را کمی از خود دور کردیم .  البته بعد در مسیر گفتگو نزدیک بود یک انقلاب نرم هم اتفاق بیافتد که نمی دانیم قسمت نبود یا چه ؟ که نشد .

اما امام عزیز !!

درست چهار سال است که ما بدبخت شدیم و در این چها ر سال رئیس جمهوری داریم که اصلا بیکار نمی شنید . دائم به تمام نقاط کشور سر می زند .اصلا به فکر آبروی ما نیست . در مجامع جهانی که آبرویی برای ما نگذاشته . تازه می گوید شما  یعنی خمینی کبیر گفته بودین که اسرائیل غذه سرطانی است و آمریکا شیطان بزرگ . من که نمی فهمم این آدم از کجا آمده ؟! حرفهایی می زند  که انگار  از همه نیروهای پای کار انقلاب که سالها در طول این ۲۶ سال برای انقلاب زحمت کشیده اند ، هم بهتر می داند . همه جا از عدالت می گوید . نمی دانم چرا قبل از هر کاری و همه جا و قبل از هر کلامی اللهم عجل لولیک الفرج می گوید . او دائم می گوید ما می توانیم . باعث شده همه گدا شویم .

مردی از جنس ...

امام عزیز اگر بخواهم برایتان بگویم خیلی می شود . اذیت می شوید که ببنید اینقدر این منتخب مردم از راه شما دور شده و اینقدر آنها که برای این انقلاب در ۲۶ سال قبل او زحمت کشیده اند مظلوم مانده اند . اما مردد مانده ام . بالاخره چه کسی راست می گید .

ببخشید حضرت روح الله !!!

ما نمی دانیم  چه کنیم . راه شما را گم کرده ایم . کمکمان کنید ...

شما راه را نشان داده اید . اما ما شاید ...

 


موضوعات مرتبط: حضرت روح الله، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ دوشنبه چهارم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 21:24 ] [ حمید عربیان ] [ ]

 سالهای طولانی از انقلاب گذشته و ما هنوز اندر خم تحقق بسیاری از آرمانهای ابتدایی انقلابیم و در این میان عده ای آنقدر در این پیچ و خم گیر کرده اند که راه را برگشته اند و به همان عقب رفته اند و اگر بتوانند همان اندک سابقه مبارزه را هم بی خیال می شوند تا دینی بر گردن نداشته باشند .

حالا این روزها دوباره قرار است انتخابی صورت بگیرد . این روزها و رفتار اشتباه آدمها و خیلی کارهای دیگر را تاریخ خیلی زود فراموش می کند . اما یادمان نرود ما که معتقد به مبانی انقلاب هستیم ، نگاه ما به تاریخ و جامعه و همه ابزار های آن با بسیاری دیگر باید فرق کند . یادمان باشد که ما خود را وام دار اندیشه های ناب و بکر حضرت روح الله می دانیم و در اندیشه او نه قدری تسامح بی جا بود و نه ذره ای بی منطقی .

دفاع امام از انقلاب و آرمانهای آن به دلیل رهبری در پیروزی آن نبود . امام همه آرزوهای دیرینه بشری را در پیروزی گفتمان همین انقلاب می دیدند . برای همین هم این انقلاب را انقلاب پابرهنه ها می دانستند . حضرت امام خمینی ( رحمه الله علیه ) هیچ گاه در اندیشه سیاسی و سیره رفتاری خود هیچ  کس را نه عین انقلاب و آرمانهای آن دیدند و نه هیچ وقت از آن کسی که حتی اندک زحمتی برای انقلاب کشیده بود بی تفاوت گذشتند و از همه مهم تر ملاک را حال افراد می دانستند .

این روزها مواجهه نیروهای که خود را نیروهای انقلاب می دانند در تاریخ ۳۰ ساله انقلاب به خوبی بی نظیر بوده . این خود می تواند بالقوه پتانسیل بالایی را به همراه داشته باشد ، برای پای کار آمدن نیروهایی با رویکردهای مختلف . اما درست همین نکته محملی شده برای تردید عده ای از آنهایی که در پی تحقق شعارهای انقلابند . بگذارید قدری از فضای رسانه ای این روزها دور شویم و منصفانه به جریان در حال جلو رفتن توجه کنیم .

 آیا اتفاقاتی که در طی سالهای بعد از پیروزی انقلاب در حال اتفاق است  ، روندی صعودی - حتی با شیبی ملایم - به سمت آرمانهای انقلاب را داشته است  ؟

آیا ما در طرح اولیه شعارهای انقلاب - دقت کنید در شعارها و نه درطرحهای اجرایی - اشتباهاتی فاحش داشته ایم  که گاهی  زمزمه هایی مبنی بر اشتباه بودن بعضی از آنها داریم ؟

و در رویکردی دیگر آیا شعارهای انقلاب مگر در مسیر تحقق نبوده که امروز بعد از اتفاقاتی که در دولت قبل افتاد و رویکردی دوباره در طرح شعارهای انقلاب شد ، امروز تقریبا فریاد همه کاندیداها - حداقل در ظاهر - تحقق همان شعارهای ناب انقلاب ا ست ؟

این میان این تغییر مسیر در تحقق ارزشهای انقلاب از کجا شروع شده ؟

 قرار نیست اینجا به دنبال مقصر بگردیم و اورا مقصر قلمداد کنیمِِ، اما همین واکاوی جریان ۳۰ ساله  انقلاب دارای ارزش های زیادی است که انشاءالله منشا خیر است .

او و آرمانهای فراموش شده حضرت روح الله

 صبر کنید این یک انتقاد درون گفتمانی است . بگذارید قدری در رفتارهای خودمان تامل کنیم و درنگی دوباره نماییم . یادمان باشد رفتار تک تک آنان که معتقد به مبانی حکومت دینی هستند مورد تجزیه و تحلیل قرا می گیرد و یادمان باشد که جامعه دینی با رفتار دین دارانه حاکمان و مردمان شکل می گیرد . اما از طرفی  همانطور که قبلا هم عرض کرده بودم ما در مسیر تحقق آرمان های انقلاب هستیم . مسیری که در افراد خلاصه نمی شود . هرچند انصافا شخصیت هایی که بتوانند تمامی آرمان های انقلاب را در زندگی شخصی و سیاسی خود به خوبی متمایز کنند و بر اساس آن شاخصه ها زندگی کنند، بسیار کم اند .

به شخصه فکر می کنم رویکردی که عده ای از دوستان به رییس جمهور دولت نهم و در حمایت از او دارند، گاهی موارد خارج از انصاف می باشد. ما همه خوب می دانیم که هیچ گاه در تاریخ انقلاب اسلامی این چنین هجمه ای توسط  به اصطلاح  نیروهای خود انقلاب به سمت مسوولین اجرایی کشور نبوده که اکثر آنها بی انصافی و نا جوانمردی است. اما این دلیلی نیست بر قدسی کردن رییس جمهور مکتبی و او را عاری از خطا دیدن . یادمان باشد که خلاصه کردن آرمان های انقلاب در اشخاص خطایی بزرگ است. اما اگر افراد را مصداقی از مصادیق شعارهای انقلاب ببنیم، این دارای ابعاد ارزشمندی است .

۴ سال گذشته و سیره رفتاری رییس جمهوری کشورمان در حوزه داخلی و خارجی ثمرات بسیاری برای کشور - مخصوصا در طرح گفتمان انقلاب اسلامی - داشته که باید سال ها صبر کرد تا نتایج آن را دید .


موضوعات مرتبط: شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ جمعه یکم خرداد ۱۳۸۸ ] [ 2:30 ] [ حمید عربیان ] [ ]
 

یا خبیر

این روزها ما وارد دهه چهارم انقلاب اسلامی شده ایم . انقلاب اسلامی در تمامی ابعاد  توانسته است کاری سترگ انجام دهد و شاید عجیب این باشد که گروهی از مردانی که روزگاری در تحقق اهداف این انقلاب زحمات زیادی کشیده اند ، حالا کیلومترها در جهت خلاف این انقلاب و آرمانهایش می روند و تازه سخت مدعی اند که ما تنها حافظان اهداف انقلابیم و انقلاب در ما خلاصه می شود .

این گروه که به قول برخی از دوستان خودشان را بن بست انقلاب می دانند ، تمامی تلاششان را انجام می دهند که برای ماها نسلهای بعدی انقلاب این مطلب را خوب جا بیاندازند که خیلی کارهای آنچنانی برای زمانهای آنچنانی است و مثلا  این روزها دم از عدالت زدن و تنها از عهده آنان بر می آید . تنها آنان هستند که می فهمند راهکار صحیح فقر زدایی چیست و تنها آنان که راه های کلیدی و مگو برای حل مشکلات امروز کشور ما دارند .

انقلابی که پس لرزه های خفیف آن ، آن دورها و درست بیخ گوش استکبار جهانی را لرزانده ، انگاری برای عده ای تنها تغییر ظاهرو پوسته جامعه بود و حتی شاید برای آنها همینقدر هم نبوده . نمی خواهم دوباره چند فرازی از کلام آن پیرمرد دوست داشتنی جماران را بیاورم - که همیشه گفته ام رجوع به مرجع بهترین کار است ( حداقل  و حتما در حوزه فرمایشات حضرت امام (ره) )- اما این روزها عده ای خوب فرمایشات حضرت امام را هجی می کنند اما دریغ از یک جمله سازی خوب . اینها همان جماعتی هستند که آنقدر مدعی دفاع از راه اما م و فرمایشات امام هستند که  گویی هر صبح که بیرون می آیند تفالی به صحیفه نور می زنند تا ببینند بهتر است کدام فرمایش حضرت اما م را ، آن روز باید دست آویز کنند ؟؟!!

آنان می گویند قسمتی از فرمایشات حضرت امام تنها تا  ۱۴/۳/۶۸ تاریخ  مصرف داشته و قسمتی دیگر هم تنها تا چند صباحی بعد . حالا بهتر است قسمت عمده ای از فرمایشات امام را در نظر نگیریم . حالا بهتر است یادمان برود که اسرائیل غده سرطانی است و آمریکا شیطان بزرگ . حالا باید یادمان برود که جنگی که آنروز آغاز شده بود جنگ فقر وغنا بود و نه جنگ ما با آنها و حتی در نگاه حقوق بشری تر همانها - برادر کشی -  . خیلی چیزها را باید حالا فراموش کنیم و فراموش کنیم که ساختار ایدئولوژیک انقلاب و تفکرات شیعی آن هیچ ربطی  به  غرب و مفاهیم آن ندارد .

و اما بعدتر ...

این روزها هیچ طرحی از کاندیداها ندیدم و تنها چیزی که می بینم فحاشی و اتهام به رئیس جمهوری است که فکر می کنم عده ای فراموش کرده اند  که هنوز در مسند است و این همه بی تقوایی و بی پروایی و اتهام ، ناجوانمردی است .

تقریبا تمامی آنانی که آمده اند می گویند از ترس از بین رفتن آرمانهای انقلاب و حتی ویران شدن کشورمان ایران آمده اند .

چه هدف مقدسی  ... ؟؟!!

 

   


موضوعات مرتبط: حضرت روح الله، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
[ پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ 9:45 ] [ حمید عربیان ] [ ]

   

یا لطیف

    کشور کره در طول تاریخ هیچ گاه دارای تمدن درخشانی نبوده و در اکثر مواقع در سایه تمدنهای بزرگ اطراف خود مانند چین و حتی در مقطعی مغولها بوده است و همیشه به زحمت توانسته است در پی جنگهای فرسایشی زیاد ماهیت خود را با نامهای گوناگون و جغرافیای متفاوت حفظ نماید، درست از حدود یک دهه قبل این کشور در عرصه اقتصادی به جهت همت بالای مردم این کشور رشد بسیار زیادی نموده است. حالا زمان آن بود که تمدن جدید مردم کره به شکل بهتری معرفی گرد . شاید اینها همه موجی باشد به نام :   موج کره ای .

 

جواهری در قصر افسانه جومونگامپراطور دریاها

متن کامل در اینجا

 


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸ ] [ 20:41 ] [ حمید عربیان ] [ ]

انقلاب ما فرصتی تاریخی در طول تاریخ بشر وعلی الخصوص  جنبشهای شیعی است  و همه نسلهای انقلاب چه آنها که در پیروزی انقلاب نقش داشته اند و چه آنها که در تحقق شعارها و آرمانهای آن نقش داشته اند باید لحظه -لحظه زیستن در آن را توفیق بدانند و تمام تلاششان را در جهت تحقق اهداف آن انجام دهند .

 

و آیا ما نسلهای بعدی جز حمل شعارهای حضرت امام (ره) کاری کرده ایم ؟؟!!

 

شاید نکته اینجا است که عده ی زیادی از ما متاسفانه پیروزی انقلاب اسلامی را هدف می دانیم و فکر می کنیم حالا که انقلاب در دفع طاغوت پهلوی موفق بوده است به تمامی آنچه که باید می بایست تا حالا رسیده باشد . اما باید یادمان باشد که حضرت امام (ره) بارها اشاره فرمودند که این انقلاب مقدمه ای است برای ایجاد حکومت عدل جهانی و نشان دادن شاخصه هایی از حکومت اسلامی در سطح جهان .

*** متن کامل مطلب ***

همین مطلب در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی


موضوعات مرتبط: حزب الله و مقاومت، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
ادامه مطلب
[ پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۸۷ ] [ 0:12 ] [ حمید عربیان ] [ ]

تشکیلات دانشجویی همیشه  منتظر رفتاری دولتی از نظام جمهوری اسلامی است ، تا بتواند با تشکلات دانشجویی متعهد جهان اسلام ارتباط برقرار کند . در حالی که قطعا دولت به جهت مصالح سیاسی نمی تواند خیلی مستقیم وارد این حوزه گردد . فکر می کنم این وظیفه ای است که تنها بر دوش خود دانشجویان است .  تنها کافی است به سالهای عقبتر بریم و ببینیم که جنبش دانشجویی در سالهای سیاه طاغوت با چه مشقتی با جنبشهای آزادی بخش یا دانشجویی جهان اسلام ارتباط برقرار می کرد .

                            

BubbleShare: Share photos - Find great Clip Art Images.

 

متن کامل مطلب

داغ کن - کلوب دات کام
موضوعات مرتبط: جوانان و جامعه، شیعه بودن و انقلاب اسلامی
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۷ ] [ 1:14 ] [ حمید عربیان ] [ ]

 

بله !!

کمی بعد از اینکه اماممان از میانمان رفت یا حتی شاید کمی قبل تر از آنکه از میانمان برود ،عده ای  فرمایشات  او را تعابیری زیبا از جامعه دینی مورد تمنای بشر می دانستند که بهتر است تنها بر روی دیوار ها آذین بخورد و عملیاتی کردن آنها هزینه ای گزاف دارد که عده ای می پنداشتند تحقق آن محال است . همه جا را پر کرده بودیم از بعضی از سخنان امام عزیزمان و انگاری امامان چیز دیگری جز آن کلمات نگفته اند .

بله !!!

و خیلی سریع داشتیم به سمت جامعه مدنی پیش می رفتیم . عده ای اختیار از کف داده بودند و سخت مشغول سوت زدن و کف زدن بودند . جشن گرفته بودند که تنها چند گام تا مدرن شدن باقی مانده . دلهایمان می گرفت  و یاد امام عزیزمان می افتادیم . او که این دیار را دیار حضرت ولیعصر (عج) خطاب می کرد و ما سرمست و آرزومند رسیدن به جامعه ای مهدوی بودیم  .

بله !!!

هر آن از آرمانهای  آن امام عزیز و فرزندان معنویش - شهدا - دورتر می شدیم و فرمایشات رهبر عزیزمان هم برای عده ای فصل الخطاب نبود . گفتن از آرمانها خیلی کلیشه ای می نمود . چه برسد به تلاش برای تحقق آرمانها . و شهدا برایمان تنها مردمانی خوب بودند که روزگاری کاری خوب کردند وتمام شده اند . انگاری آرمانهایشان  هم برای همان روزها بوده .

بله !!!

اما درست همین چندی قبل بود . روزهایی که نزدیک به دو دهه و نیم از آغاز انقلاب می گذشت . درست همان روزهایی که از همه اطراف ما بوی انقلابهای مخملی می آمد . اتفاقی عجیبی رخ داد . اتفاق خیلی بزرگ بود . نداهایی جدیدی  به گوش می رسید که انگاری دارد  کسی  دم از آرمانهای امامان می زند . انگاری  حرفهایش همان رنگ و بو را دارد . انگاری کلامش تحت تاثیر کلام همان خمینی (ره) است و نگاه کن چه بی واهمه سخن می گوید و چه  صادقانه از آرمانهای امامان می گوید .

بله !!!

شاد شدیم . در پوست خود نمی گنجیدیم .  شعارها همان شعارهای انقلاب است گویا . دارند از آن مردمان کپر نشین حاشیه شهرها می گویند .  قرار است کسی جرات کند حداقل کلمه عدالت را هجی کند . اینجا دارند با صدای بلند می گویند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند . اینجا انگاری دکترین ما از تحقق جامعه مدنی  به سوی مبارزه با اسرائیل بازگشته .

بله !!!

آقای احمدی نژاد ! اینها همه شرح حال مختصری بود بر آنچه بر مردمان این دیار گذشته . تو خود بهتر می دانی که چه گذشته که خودت از مردمان قیام و دفاعی و  خوب می دانی که این مردم نه با شخص شما که با شخصیت شما عهد بسته اند . شما را ثمره دردهای نهفته خود می دانند . شما را ذخیره ای می دانند برای تحقق آرمانهای انقلابی که بی شک عجیبترین نقطه تاریخ معاصر است .

و حالا رئیس جمهور عزیز !!!

ما بر عهدی که بسته ایم ، ایستاده ایم . اما شما چه ؟؟ آیا بر عهدی که بسته اید ایستاده اید . این روزها نداهایی عجیب می شنویم . انگاری حالا قرار است تمام آرمانها و آرزوهای ما هزینه افرادی شود که هیچ لیاقت این همه ولخرجی را ندارند .

 رئیس جمهور عزیز !!!

یادت باشد که ما دلخوش به آن آرمانها بوده ایم و هستیم . نکند که ...

نه خدا نکند ...

داغ کن - کلوب دات کام
موضوعات مرتبط: حزب الله و مقاومت
[ دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۷ ] [ 19:12 ] [ حمید عربیان ] [ ]

 يا لطيف

 این خطائی استراتژیک است که مولفه های تمدن عظیمی چون انقلاب اسلامی را به شکل نادرست تبیین کنیم و حتی امری نابخشودنی است. تصویری که همواره از خانمهای مذهبی تعریف می شود حتی در پوشش و رفتار اجتماعی اصلاً حقیقی نیست . البته در اینجا باید منصفانه گفت که مشکل رسانه ملی قدری هم سخت افزاری است و خصوصاً در عرصه بازیگری نمی توان از خانمهای باصطلاح هنر پیشه !!! توقع داشت برای بازی در نقش یک خانم مذهبی قدری وقت بگذارند و زندگانی روزانه آنها را کمی بررسی دقیقتر بنمایند تا بازی ایشان قدری مستند باشد. 

 

...

متن كامل مطلب

 


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه
ادامه مطلب
[ سه شنبه هفتم آبان ۱۳۸۷ ] [ 22:21 ] [ حمید عربیان ] [ ]

    در روزگاران دور  آن هنگام كه قرار بود بين تمدنها جنگي آغاز شود ، دو سوي جنگ سعي مي كردند كه هر آنچه دارند را به رخ حريف بكشند . از خيلي وقتها قبل از جنگ تن به تن و شمشير به شمشير هر آنچه داشتند را براي حقانيت و قوي تر بودن خود نشان مي دادند . اين روند در طول تاريخ ادامه داشت . سالهاي بعدتر وقتي بشر مثلا كمي عاقلتر شد قدري ترفندهاي ناجوانمردانه و غير انساني هم چاشني همان مسائل قبل و حين جنگ كرد . هميشه در طول تاريخ تمدنها نقاط قوت خودرا به خوبي نشان داده اند و سعي در مخفي كردن نقاط ضعف خود داشته اند . اين مخفي كردن به هر قيمتي بوده و همواره در اين ميان شعار (( هدف وسيله را توجيه مي كند))  نيز ابزاري بود براي صدور تفكر تمدنها ...

و نسلي تمام آرمانش شهادت بود ...

متن كامل مطلب


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه
ادامه مطلب
[ جمعه نوزدهم مهر ۱۳۸۷ ] [ 23:54 ] [ حمید عربیان ] [ ]

   

و خدا خيلي نزديك است ؛ خيلي ...

 

 حالا خیلی وقت است که ناتوی فرهنگی آغاز شده است و خوب ما هم به خوبی توانستیم بخشهایی از آن را تبیین کنیم و خوب انشاءالله برای کار عملیاتی واجرای میدانی حالا فرصت زیاد است . یکی از نکات مهم در این ناتوی فرهنگی حرکت عظیم فرقه ها و گروههای منحرف غربی است . جریانی که از خیلی  قبلترها  به صورت زیر پوستی شکل گرفته بوده و حالا به یک جریان قوی تبدیل شده است . قطعا یکی از روشهای بازدارنده از جذب شدن به این گروهها ، آشنایی و دانستن درباره این گروه هاست و مهمترین وظیفه در این میان بر عهده نهادهای خاصی است  که می توانند نقش بازدارندگی زیادی داشته باشند .

 

  متن کامل مطلب

 


موضوعات مرتبط: سینما و رسانه
ادامه مطلب
[ جمعه پنجم مهر ۱۳۸۷ ] [ 1:21 ] [ حمید عربیان ] [ ]
  

 یا حکیم

     درست از آن روزهایی که مردمان این دیار در مسیر حرکت انقلابی بزرگ قرار گرفتند، نقش زنان در این حرکت نقشی خاص بود . این بی انصافی است که این نقش را تنها در پس زمینه و پشتیبانی حرکت انقلابی مردمان کشورمان تعریف کنیم. هرچند که حتی همین تعریف هم چیزی از ارزشهای رفتار زنان غیور این دیار در طول سالیان انقلاب کم نمی کند .

    بررسی حرکت زنان انقلاب نشان می دهد که این زنان چه در جایگاه مسئولیتهای اجتماعی و خانوادگی و چه جایگاه فردی تأثیر بسزایی داشته اند. تأثیری که زنان مسلمان ایرانی در روند پیروزی انقلاب و اتفاقات بعدی داشته اند، به طور قطع در طول تاریخ تکرار نشده است. حتی بررسی نقش زنان در انقلابهای به ظاهر بزرگ و معروف شده غربی چون انقلاب فرانسه و وروسیه و یا اعتراضات و انقلابهای آسیای شرق دور و آمریکای لاتین هم مبين این مطلب است. بررسی روند این انقلابها نشان می دهد که تأثیر رفتار زنان بزرگ این انقلابها بیشتر فردی بوده و کمتر موفق به جریان سازی پایدار شده است. شاید بزرگترین جریان سازی زنان در آنگونه انقلابها صرفاً یک تأثیر گذاری ظاهری و حتی گاهی در حد تأثیر در آرایش و پوشش حامیان آنها بوده است.

    در عوض از آن سو، برکت نیت و خواست ارزشی مردم در جریان انقلاب باعث شد تا بر خلاف خواست ر‍ژيم گذشته كه زنان در آن حداکثر نقش عروسکان ویترینهای مغازه ها و بازیگران نقشهای سطحی سینمایی را داشتند ، به یک باره تبدیل به مادرانی شوند که از دامانشان فرزندان غیوری به میدانهای جنگ بروند که در عجیب ترین و نابرابرترین نبرد تاریخ حماسه ای جاودانه ایجاد کنند.

    بدین ترتیب نسلی از زنان جریان ساز به دنیا معرفی شدند. نسلی که قرار نبود تنها چند صباحی عمر کنند. بلکه آنها تبدیل به زنانی شدند که توانایی ساخت تمدنی جدید را داشتند. جالب اینجاست که این اتفاق در شرایطی بسیار سخت اتفاق افتاد. کافی است شرایط اجتماعی آغاز نهضت اسلامی را در نظر بگیرید. یعنی  حدود نیم قرن قبل که جامعه هنوز دچار سنتهایی خاص بود. در آن فضای پارادوکسیکال سنتی و بعدها به شتاب غربی شده، حضور زنان مومن و متفکر خیلی سخت می نمود. اما این اتفاق افتاد و بعدها با رشد دانشگاه ها و ارتباط بیشتر با حوزه ها بیشتر ايدئولوژیک شد. هرچند در این ایام جریانهای انحرافی سعي در مصادره به مطلوب حرکت زنان به نفع خود را داشتند، اما درایت و خواست پاک و صادقانه مردم و بالطبع زنان جامعه این حرکتها را از بین برد.

نسلي كه ماندگار مانده اند ...

    روزهای سختی بود. اما به هرحال انقلاب پیروز شد و نسلي جديد از زنان به دنيا معرفي شد. نسلي مومن و متفكر و محجبه با حضوري پر رنگ و موثر. تا اينجا رسالتي بر دوش آن نسل از زنان بود و آن نسل به خوبي از پس رسالتشان  درعرصه هاي خانوادگي و اجتماعي  برآمدند. اما بعدها كار خيلي سخت تر شد. درست آنجا كه بايد نسل بعدي اين بار را به دوش مي كشيد. چون درست همان روزها بود كه تهاجم فرهنگي و بعدها شبيخون فرهنگي و بعدترها ناتوي فرهنگي آغاز شد. از اينجا به بعد ديگر برمي گردد به همت همان زنان و حتي خيلي بيشتر مردان جامعه اسلامي ايراني تا بتوانند از آن فرصت طلائي استفاده كنند و همچنان تمدن ساز و جريان ساز باقي بمانند .

اما از آن سو وظيفه اي سنگين  به دوش متوليان حكومتي و مخصوصاً فرهنگي جامعه قرار گرفته است كه انشاء الله در روايت بعدي بيشتر بدان پرداخته مي شود.


موضوعات مرتبط: حجاب و عفاف، عمومی
[ سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۷ ] [ 1:20 ] [ حمید عربیان ] [ ]

یا حکیم

نزدیک به سه دهه  از آن هنگام که مردم این دیار انقلاب کرده اند گذشته است ، و در این سالها شعارهایی که برای مردممان آرمانی بود ، همچنان آرمانی مانده است . بدنه مردم این کشور و گروه کثیری از آنان با تحمل همه مشکلات و موانع حتی لحظه ای از آرمانهایشان کنار نکشیدند .  در طی این سالها گاهی منتخبین و یا منسوبین آنها کاری کردند و چیزی گفتند که با روح حقیقی این انقلاب و آرمانهایش فاصله ای دو چندان داشت ، اما اینها باز باعث نشد که قدمی به عقب بردارند. 

حدود ۳ سال پیش مردی دیگر با تکیه بر شعارهایی که شاید خیلی وقت بود به بایگانی افکار این مردم رفته بود - در حالی که همین مردم برای تحقق همان شعارها انقلاب کرده بودند - فرصت خدمت رسانی به این مردم غیور را یافت . چیزی که برای خیلی از دلسوزان این انقلاب مایه مسرت بود ، تکیه و اصرار رئیس جمهور منتخب مردم بر مبارزه با صهیونیسم بود . او آنقدر در این امر اصرار داشت که حتی کمتر باری نامی از آن سرزمین مجهول را به زبان آورد و این دقت نظر قطعا از آن رو بود که با تکرار نام آن توسط  یک  شخصیت دولتی جمهوری اسلامی به سرزمینهای اشغالی مشروعیتی داده نشود .

این اتفاق در حالی می افتاد که مبارزه با صهیونیسم سالها بود که دیگر کلیشه ای می نمود و بیشتر امری مگو و در نهایت ابراز و بیان آن  با احتیاط  و رعایت اصول کامل امنیتی بود !!!؟؟؟ انگاری آن پیرمرد دوست داشتنی جماران آنگاه که با تکیه بر ایمان والایش می فرمود : اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود نمی دانسته چه خطراتی در گفتن این کلام است  .

  

 حالا این روزها چیزهایی می شنویم و می بینیم که گویی آرمانها عوض شده و یا شاید قرار است آرمانهایمان را به قیمت گافهای آدمها بدهیم . حالا همان دولت آرمانخواه انگاری  می خواهد آبروی خود را هزینه  فردی بکند که از همان آغاز هم حرافیهای عجیب و رفتارهای عجیبش برای دولتمردان  عادی می نمود و این میان انگاری دولت مردان فراموش کرده اند که آدمها می روند و این آرمانهاست که می ماند . خدا کند که هزینه هایی که می پردازیم زیادی گران نباشد .


موضوعات مرتبط: عمومی
[ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۷ ] [ 8:4 ] [ حمید عربیان ] [ ]

سلام امام عزیز ...

    نمی دانم چرا آنگاه که دلتنگ می شوم دوست دارم برایت نامه ای بنویسم و درددل کنم . حالا باز هم این چند کلام از سر درد است برای آن پیرمرد دوست داشتنی جماران که آرزوی دیدارش همیشه ایام در دلم مانده است .

بارها از  کلام گهر بارت شنیده و یا خوانده بودیم که مملکت ما مملکت امام زمان (عج) است .

    چندی قبل مردمان این دیار به مردی از تبار مردان روح الله رای دادند و امید آن را داشتندکه حالا باز دوباره به مدد حرفهایی که رنگ و بوی شما را می داد ، قدمی بیشتر به آن جامعه آرمانی که آرزویت بود برسند . بعد از سالها در کلام دولت مرد اول این کشور به وضوح از ضدیت ما با اسرائیل گفته می شد . به وضوح فریاد مرگ بر اسرائیل را از زبان دولت مردانمان می شنیدیم آنهم بدون هیچ تسامحی . بعداز سالها از عدالت گفته شد. بعد از سالها دولت مردان ما به دورترین نقاط کشور رفتند . هرچند هیچ کس مدعی این نسیت که تمامی آن حرفها اجرا شده اما شادی ما این بود که باز دوباره کلام شما در جامعه متاثر از مدرنیته و تهاجم و تبادل و گفتگوی فرهنگی شنیده شده است و ما پس از تلاش فراوان برای گفتگوی تمدنها پی بردیم که کدامین گفتگو و کدامین تمدن ؟؟؟!!!

اماما!!!

     چقدر احساس خوش عزت و غرور می کردم درست آنگاه که مردی از تبار شیعیان علی (ع) در بلندترین تریبون جهان سخن خود را با اللهم عجل لویک الفرج آغاز نمود  . آنروزها فکر می کردم که این بزرگترین عزت برای کشور ماست که توانستیم  تمنای خوش وصال آن موعود عزیز را از جایی سر دهیم که تا آن روز هرگزیا فرصت نکردیم و یا اگر فرصتی هم بود بیشتر از آنکه حرف خود را بزنیم می خواستیم به زور حرفهای آنان را بشنویم و اصرار زیادی در شنیدن سخنان آنان داشتیم . نه !!! باور نمی کنم که همه آن کلامهای آغازین سخنرانی که در تمنای ظهور یار می باشد از سر ریا باشد .

اماما !!!

    حالا این روزها سخنان عجیبی می شنویم . آنقدر عجیب که گویی اینها که امروز مرد منتخب مردمان این دیار را تنها به جرم اعتقادش به مهدی موعود به عجیبترین اتهامات متهم کرده اند ، خود هیچگاه حس خوش منتظر بودن و هر آن آرزوی ظهورداشتن  را ،  نچشیده اند .

اماما !!!

   اینجا همان ام القرای جهان اسلام است که از برکت انفاس شما و همت مردمانش موفق به تشکیل حکومتی دینی شده و امروز در همین ام القرای جهان اسلام به آنانی که برای مهدی موعود تمنای ظهور دارند  اتهاماتاتی خرافی می زنند .


موضوعات مرتبط: حضرت روح الله
[ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۸۷ ] [ 15:40 ] [ حمید عربیان ] [ ]

سلام امام عزیز ...

    گویی همه می گویند که امروز سالگرد ارتحال شماست و من گیج شده ام . امام عزیز برای من شما هنوز زنده اید . بگذار همه بگویند شما در ۱۴ خرداد ۶۸ از میان ما رفته اید . فکر می کنم  آن روز فیض حضور و استفاده از نفس مسیحائیت را از دست داده ایم ، اما امام عزیزم برای خیلی از هم نسلان من شما هنوز هم زنده اید . هنوز هم  تنها آرزوی حس خوش نفست در جماران را داریم و سرخوشیم در دوران زندگی کرده ایم که حتما باید ملقب بشود به عصر خمینی (ره) ...

    بله عصر خمینی . من این عصر را نه عصر  ارتباطات می دانم و نه عصر فرا ارتباطات . برای من حالا نه دنیای ماهواره ها معنی دارد و نه دنیای رسانه . چراکه ، آن کاری که شما انجام داده اید  ، کاری فراتر از هر گونه ارتباطی مجازی و حقیقی در حد توان بشر بود . اما م عزیز کدام رسانه توان رسوخ در دلهای مردم را تا این حد دارد و کدامین رسانه می تواند این همه سال بعد از پایان گرفتن ظاهری ،  هنوز هم مردمان زیادی را متحول کند .

این همان قلب جهان اسلام است . یعنی جماران ...

    مهم نیست که کوردلان همیشه کور تاریخ فریاد همه آن مردمان جهان را نمی شنوند . مهم این است که از آن آمریکای لاتین که سالها در زیر بیرق رهبران چپ خود گیج بوده اند تا مردمان مظلوم و فقیر آفریقا که هیچ گاه طعم خوش آزادی را نچشیدند و از آن مردمان آسیای شرق دور تا اینجا و همین همسایگان کشور عزیزمان ایران کسی نیست که شما را نشناسد . و این همه در حالی بود که تو تنها پیرمردی دوست داشتنی بود که آنجا در بالکن حسینیه کوچک جماران می نشستی و از آن بالا برای آن مردمانی که آن پائین نشسته بودند کلامی از وجو با معرفتت می گفتی و گاهی  دستی تکان می دادی .

    حالا نزدیک به دو دهه از آن ۱۴ خرداد گذشته اما هر روز تو زنده تر می شوی و هر روز مردمان بیشتری با شوق بیشتر با اندیشه های شما آشنا می شوند و هیچ رسانه ای را سراغ ندارم که اینگونه تاثیر گذار باشد . اما شما یاد آور همان فرهنگ ناب اسلام محمدی بودی که فطرت همه انسا نها را به خود جذب می کند و برا ی همین است که همه رسانه های آن اربابان جهانی تزویر با دو دهه تلاش نتوانستند ذره ای از جاذبه والای شخصیت شما را کم کنند .

    و حالا حق بدهید که من مبهوت بمانم . مبهوت قدرت رسانه ای کلام ساده امام عزیزم . و حق بدهید که بگویم امام هنوز زنده است . او که به حق معجزه قرن بود و حالا سالها باید بگذرد تا تاثیر کلام و منش او بر دنیا معلوم گردد . تاثیر کلامی که منشعب از کلام پاک و نورانی مصطفوی بود و در جای جایش عزت و غیرت علوی موج می زد .

 


موضوعات مرتبط: حضرت روح الله
[ سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۸۷ ] [ 9:33 ] [ حمید عربیان ] [ ]

یا حکیم  

حالا سالها از آن حماسه ۸ ساله گذشته و خوب دیگر حالا همه حتما خوب می دانیم که حماسه اصلی هنوز پایان نگرفته که ما پیرو مکتب همان امامی هستیم که فرمودند جنگ ما جنگ فقر و غناست ...

    هر چنداین روزها گفتن از کلمات حماسی و استراتژیک امام (ره) قدری کلیشه ای به نظر می آید . اما ما باز هم خواهیم گفت تا بلکه روزی کلیشه ها بشکند ...

و اما بعد ...

    بعد از پایان دوران دفاع مقدس جانانه ۱۰ساله ما نکته ای که ضرورت عینی داشت ، و انصافا این نکته دغدغه مهم بسیاری از مردمان و زنان روزهای حماسه هم بود ضرورت انتقال صحیح و درست واقعیتهای دوران جنگ با حفظ اصلالت اخبار بود . شاید یکی از بهترین طرحهای اجرایی در این زمینه بازدید عمومی از مناطق جنگی بود . بازدیدی که کافیست برای هرنفر حتی یکبار هم که شده اتفاق بیافتد و ِآنوقت بعید است که او  آن سفر و آن سرزمینها را فراموش کند . مناطق جنگی دوران دفاع مقدس قابلیت های بالقوه خاصی دارند که شاید در هیچ نقطه تاریخ باستانی ما هم وجود نداشته باشند .

    نکاتی مانند وسعت بسیار زیاد ، معاصر بودن جریان دفاع مقدس ، مردمی و ملی بودن این اتفاق و از همه مهمتر مایه های درونی که این حرکت است که سرچشمه های عمیق معرفتی و دینی و انقلابی دارد . همه این موارد ضرورت توجه به برگزاری کاروانهای  راهیان نور را بیشتر می کند . اما متاسفانه هنوز نتوانستیم بطور صحیحی از این فرصت بسیار خوب بهره برداری کنیم .

    شاید بزرگترین مشکلی که سالهاست دز این زمینه احساس می شود عدم وجود مدیریت واحد و برخوردهای سلیقه ای است . نبود این مدیریت گاهی حتی رقابتهای عجیبی را در این عرصه بین نهادهای مختلف نظامی و فرهنگی بر سر مالکیت و یا مدیریت این جریان نموده است .

    و اما آن چیزی که شاید همه آنانی که سالهاست به این سرزمینها مشرف می شوند را نگران کرده است - که به طور قطع به عدم وجود مدیریت ثابت و عدم وجود یک برنامه ریزی دقیق کوتاه مدت و بلند مدت برمی گردد - تغییر هر روزه مناطق است .

مناطق بازسازی شده شلمچه ...

    اینجانب حقیقتا هنوز هم نمی دانم این همه اصرار در بازسازی بعضی از مناطق برای چیست ؟ بهتر نبود آن روزها که خرمشهر فتح شد قسمتهایی از شهر و مخصوصا مناطق مرکزی شهر و اطراف مسجد جامع از درون بازسازی - جهت جلوگیری از ویرانی و فروریختن -می شدند و با همان حالت نگهداری می شدند و  بناهایی جدیدی در همان نزدیکی ها با همان معماری ساخته می شد اما در عوض ما برای همیشه تاریخی مستند داشتیم . نمادهای مقاومت مردمی ایران کاخهای تخت جمشید و معماری های دوره صفویه نبودند که تمام تلاشمان را برای بازسازی آنها و اثبات تمدن چندهزار ساله خودمان به همه جهانیان انجام دهیم . اینها نمادهای مقاومت مظلومانه مردمی غریب در این عصر بودند و هستند .

    هنوز هم نمی دانم این همه اصرار در شبیه سازی مناطق برای چیست ؟؟؟ این همه صدای دالبی و زحمت فوق العاده برای بهتر قرار دادن دستگاه های پخش صدا در بهترین فرم و بهترین جا برای چیست ؟؟؟ آیا ما می خواهیم برای مردمانمان قطعاتی از نبرد نیروهای ویژه آمریکایی را تداعی کنیم که این گونه در بهتر پخش شدن صدای انفجارات تلاش می کنیم .

    هنوز هم نمی دانم تلاش بسیار زیاد برای تغییر جغرافیای جنگ برای چیست ؟ آیا نمی دانیم  که این همه تغییر در ظاهر در آینده دور تغییر در ماهیت را هم ایجاد می کند ؟؟؟

    داستان جنگ گاهی از زبان راویان تغییر می کند و خیلی از این راویان فراموش می کنند که بزرگترین معجزه دفاع مقدس ، نفس قدسی حضرت امام (ره) و همه آن تاثیر گذاری آرمانخواهانه کلمات ایشان  بود که هنوز هم در دل تاریخ جاریست .

حالا از که باید بپرسم که :

                به کجا چنین شتابان ؟

                          اینها همه تغییر در روایت و ماهیت و جغرافیای جنگ برای چیست ؟

    چه کسی پاسخگوی اشتباهات فردی برخواسته ار سلیقه های شخصی و عدم مدیریت واحد خواهد بود ...

                         آهای دوستان ...

                                          به کجا چنین شتابان ...

همین مطلب در وبلاگ گروهی دفاع مقدس

 


موضوعات مرتبط: شهدا و دفاع مقدس
[ یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۷ ] [ 20:4 ] [ حمید عربیان ] [ ]
 

باز هم رای خواهم داد ...

      دوباره قرار است حس خوش غرور تکرار شود .

               دوباره قرار است همه دنیا ما را ببینند .

                      بله مطمئن باشید همه چشمهایشان آنها کاملا باز است

    حالا باز دوباره یاد امام افتادم و همان آرامش و طمانینه اش در هنگام رای دادن . دوباره یاد آن همه سفارش و  اصرارت برای حضور مردم در پای صندوقهای رای .

 چقدر این دستان جوهری دوست داشتنی هستند ...

وباز رای خواهم داد .

به یاد همه آن مردانی که رفتند و حالا اینجا حتی وقتی می خواهیم بگوئیم قرار است به یادشان رای بدهیم حس می کنم باز اسیر کلیشه شده ایم .

ای شهدا !!!

       میبینید  چقدر آرمانهایتان را حفظ کرده ایم ؟؟؟!!! اینجا همه به فکر شما هستند . تقریبا تمام این کاندیداها به یاد شما هستند و حتما در تمام خطابه هایشان لحظه ای را برای شما گذاشته اند . نگران خون پاکتان نباشید . اینجا همه مراقبیم . همه . . .

حتی آنی غفلت نمی کنیم . نه منی که قرار است  چند روز بعد رای دهم و نه اویی که قرار است انتخاب شود و بر روی آن صندلی های سبز بنشیند .

نگران نباشید . همه هوشیاریم .

اما من باز رای خواهم داد .

چرا که رهبرم سید علی فرمودند که حضور حماسه می آفریند . بگذار جهانیان بینند که فرزندان روح الله سربازان خوبی برای بهترین شاگرد مکتب پیرمرد دوست داشتنی جماران هستند .

                 رهبرم !! می رویم تا حماسه ای دیگر بسازیم .

و من رای می دهم ...

                                      نه

                                                چرا من ؟؟؟!!!

ما رای می دهیم

 

همه با هم

                                                                   یا علی مدد

 

 


موضوعات مرتبط: مناسبتها
[ سه شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۶ ] [ 0:17 ] [ حمید عربیان ] [ ]

 

ماه بهمن پر از خاطرات خوب روزهای خوب است . اما متاسفانه امسال هم مثل هر سال و خیلی بیشتر از هر سال اتفاق بزرگی را فراموش کردیم . البته این فراموشی از جانب رسانه ملی بسیار بیشتر بود و این تاسف را خیلی بیشتر می کند . کاش در یکی از برنامه های محرمانه قدری هم نامحرمی می کردند و کمی راجع به این رویداد مهم می گفتند . البته این روزها همه جا پر شده است از عروسک ، گل و شمع و خوب گفتن از این چنینی اتفاقاتی که کمی بوی تند تعصب انقلابی می دهد حتما خوب نیست .قطعا بهتر است این روزها یاد آوری ولنتاین کنیم تا حکم تاریخی حضرت امام (ره) .

 تو هیاهیوی ولنتاین این تصویر چه ربطی به شمع و گل و بلبل داره ؟؟؟!!!

بر روی عکس کلیک کنید

متن کامل مطلب را در اینجا بخوانید


موضوعات مرتبط: حضرت روح الله
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۶ ] [ 18:51 ] [ حمید عربیان ] [ ]

یا حکیم

سید جان !

    این روزها دلم خیلی هوای خواندن چند باره فتح خون را می کند و باز دوباره مانده ام که چه کرده ای که مولا این گونه تو را  مَحرم قرار داده اند ، یا بهتر است بگویم مولا شما را  مُحرم کرده اند .

خونی که عالم را فتح کرد ...

                                    ادامه مطلب را در اینجا بخوانید


موضوعات مرتبط: نامه هایی به سید مرتضی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سوم بهمن ۱۳۸۶ ] [ 22:31 ] [ حمید عربیان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سید مرتضی خوب گفته ای :
ما بازمانده ایم .
بازمانده ایم از آرمانهای آن امام عزیز و دوستان شهیدت ...
بازمانده ایم ...
و به نظر حقیر آنگاه به خیل آن مردان می پیوندیم که آنی از راه آن امام عزیز و این امانت گرانقدرش (رهبر و مقتدایم سید علی ) خارج نشویم .
سید جان دعایمان کن ...