یا مصور
این روزها ، روزهای خوش پیروزی انقلاب و یاد آوری خاطرات خوش آن روزها است . چه برای ما نسلی که نبودیم تا ببنیم و چه برای نسلهای قبلتر . نکته ای که تکرار آن شاید قدری کلیشه ای به نظر بیاید رویکرد و شخصیت فرهنگی و عقیدتی انقلاب ماست . فکر می کنم برعکس نظر خیلی از آقایون مردم برای نان انلقاب نکردند . بلکه خیلی بیشتر برای دینشان انقلاب کردند . بعد از پیروزی انقلاب شاید یکی از نگرانیهای عده ای برخورد انقلاب با مقوله هنر بود . و درست در فضای احساسی حاکم بر اوائل انقلاب حضرت امام با چند صحبت کوتاه تکلیف ما را با مقوله هنر برای همیشه روشن کردند . تکلیفی که درست از همان روزها تقریبا بر زمین مانده . برای مثال در یکی از کاربردی ترین مقوله های هنر یعنی ـ سینما ـ انصافا خروجی ما از سینمای متعهد در مقایسه با حجم ورودی به عرصه سینما تقریبا چیزی در حدود صفر بوده .
از همان روزهای اول ما سخت مشکل محتوا و مضمون داشتیم . وانگار نمی دانستیم که قرار است خروجی این سینما چه باشد . همه سینما و درد سینمای ما داستانهایی شده که در مصداق حتی در یک درصد جامعه هم وجود خارجی ندارد . که البته این اتفاق این روزها با سرعت نور دارد زیاد می شود و فضایی را بر سینمای ما حاکم کرده که هر نگاه جز این وصله ای ناجور را نمایان می کند . موضوعات سینمای ما حالا شده ، مرد چند زنه و زنهای چند شوهره . مربعها و مثلثها و دایره های عشقی . آدمهای بی هویت . زندگی های بی خدا . خداهای بی تاثیر در زندگی . اعتیاد از سر خوشی . عبادت از سر درد و گاهی بی دردی .
آیا اصلا در طی این سالها توانسته ایم و یا مهمتر خواسته ایم چیزی به نام سینمای انقلابی داشته باشیم و یا چرا اندک مردانی که خوب ادای سینماگر انقلابی را در می آورند پس از چندی درست در آن سوی خطوط انقلابیون قرار می گیرند . حوزه فرهنگ در این کشور تا کی قرار است ساکت و راکد بماند و هیچ کاری نکند . انصافا بالاخره مدعیان حوزه هنر و فرهنگ در این دیار به تاثیر بی بدیل فرهنگ و هنر و رسانه معتقدند یا نه ؟ اگر معتقدند کمی همت و غیرت انقلابی می طلبد و اگر نه که عزیزان جمیعا دعا بفرمائید برای حال خوش دوستانمان .
به شخصه علاقه خاصی به سینما دارم و عجیب میل به دیدن فیلمها در یک سیر مشخص و هدفمند . حالا فرض کنیم فردی بخواهد فهرستی از فیلمهای ارزشمند ۱۰ ساله اخیر نام ببرد ، می تواند چند فیلم را نام ببرد . حتی اگر نگاهمان کمی باشد ما چه کرده ایم؟ بگذارید برویم سراغ همین دولتی انصافا انقلابی و جهادی نهم و درهمین فرصت چهار - پنج ساله چند فیلم خوب خروجی دستگاه عریض و طویل وزارت فخیمه فرهنگ و ارشاد اسلامی !!! است ؟؟ بله ! فیلمسازی خرق الساعه نیست که یک شبه بشود فیلمساز و نویسنده و بازیگر ارزشی ایجاد کرد . اگر ما قبل از این دولت فیلمساز و بازیگر و نویسنده متعهد نداشته ایم ، دوستان مطلع زحمت بکشند و فهرستی از تربیت نیروهای متخصص ومتعهد را به ما بدهند و یا نشانه ای از تلاشی مشخص برای ایجاد مرکزی و یا تقویت مراکز موجود قبلی ـ نه از نظر سخت افزاری - بلکه از لحاظ نرم افزاری و محتوا بدهند . و یا نه حداقل خبری بدهند که ما بگوئیم لااقل در ۵ ساله آینده موجی از فیلمسازان ارزشی - دقت کنید ارزشی ونه دینی - را خواهیم داشت . ( قرار نیست ارزشها بالاتر از دین باشند ، قرار است ارزشی جز دین، نباشد . )
این روزها سینما ها در کف پیاده روها ست و ما آنقدر فرصت از دست داده ایم که حالا هالیود سخیفترین آثارش را می تواند با کیفیت دی وی دی به قیمت یک هزاری نا قابل در همین پیاده روهای شهر ما به فروش برساند و رسانه ملی رسما به تبلیغ فیلمفارسی می پردازد . آیا خیل عظیمی از فیلمهایی که امروزه بر پرده های سینماست تفاوت زیدی با آثار فیلمفارسی قبل از انقلاب دارند ؟
و در این میان مخاطب علاقه مند به سینما که دغدغه فیلمهای ارزشی را دارد باید از خیر همه چیز بگذرد و به یک سینما پیاده رو مراجعه کند و ...
بعد از خواندن مطلب دوست عزیزم ارمینه نکاتی چند به ذهنم رسید که انشا الله خالی از لطف نخواهد بود . قطعا برادر عزیزم جناب ارمینه هم می دانند که داستان جوانان این دیار و دینداری وپرهیز از گناه سرفصل های زیادی دارد . بنده سعی می کنم مسئله معضلات فرهنگی جامعه را مانند همین برادر خوبم از زاویه ای دیگر نگاه کنم و جویای علت أن شوم .
این میان به حال و روز و برنامه های همه آن مسئولان فرهنگی دیروز و امروز این مرز و بوم کار ندارم . چرا که فکر می کنم گیر کار درست آنجا است که ما همیشه می نشینیم و نقد دولتی بر عملکرد فرهنگی این دولت و دولت های قبل می کنیم . انگاری جز نقد کردن نباید کاری کرد . قطعا همه بر بی برنامگی و موازی کاری و عدم نقشه راه در دکترین فرهنگی کشورمان اعتقاد دارم و قطعا همه می دانیم که دولتها با بودجه های آنچنانی نقش بسیار مهمی در ایجاد ساختار صحیح فرهنگی دارند .
اما مهمترین سوال بنده این است :
پیاده نظام حرکتهای فرهنگی مخصوصا در حوزه رسانه و فضای سایبر کیست ؟
آیا تنها ابلاغ دولتی برنامه های فرهنگی و برگزاری برنامه هایی در جهت ارائه بیلان کار کفایت و رفع تکلیف می کند ؟
انصافا چقدر ما در پیگیری حرکتهای اجتماعی در این فضا موفق بوده ایم و این همه توصیه رهبرم در خصوص جنگ نرم را کجا و چگونه قرار است عملیاتی کنیم ؟
انصافا نسلی که انقلاب و خیلی از آرمانها و ارزشهایش را تحویل گرفته ( منظور منحصر شدن آرمانها در این نسلهای بعد از انقلاب نیست . بلکه منظور مکلفین جدید به آرمانهای انقلاب است ) چقدر در خود هنوزحال و هوای مبارزه ا ی دائمی برای تحقق آرمانهای انقلاب را می بینند . بیاییم از حوزه نظری خارج شویم و ببنیم که چقدر حلقه ها و جمع های کوچک یا بزرگ فرهنگی در جهت تقویت جبهه فرهنگی انقلاب فعال شده اند و چقدر حلقه های تشکیل شده در جهت جذب افراد جدید موفق بوده اند ؟ اصلا تشکل های تشکیل شده مجازی چقدر این کار را جدی گرفته اند ؟ یادم می آید حدود ۲ سال قبل همینجا مطلبی را نوشتم که فکر می کنم این روزها دوباره باید به آن نگاه کرد .
فضای این روزهای جامعه بیشتر از هر چیز نیاز به اخلاق محوری دارد . البته قطعا منظور از اخلاق رفتار تسامح گونه با موضوعات و اخلاقی از جنس عرفانهای پوچ و بی هویت شرقی و غربی نیست . بلکه منظور اخلاقی اسلامی با همه شاخصه های آن و حتی رفتارهای مجاهدانه آن است . دستاوردهای انقلاب را تنها آنانی می توانند و باید پاسداری کنند که رنگ و بوی این انقلاب را می دهند . انقلابی که بدنه مومن آن با تاسی از رفتار مومنانه و انقلابی رهبرانش ایدئولوژی آن را نوشتند . مسیری عکس مسیر بسیاری از انقلابهای دیگر . پس هنوز هم باید حرکت فرهنگی جامعه را به بدنه آن تسری داد .
در این میان گفتن این نکته اهمیت دارد که منظور حقیر قطعا ربط دادن اتفاقات پیش آمده با این تاثیرات فرهنگی نیست . اما فکر می کنم ما در جبهه رسانه مدتهاست تنها داریم تلفات می دهیم . این جبهه نیاز به بازپروری و تجدید قوی دارد . نیاز به تحرکی جدید دارد . این بار باید با عزمی قوی و توکلی خاص و استعانت از همه شهدای همین راه به پیش رفت .

فکر می کنم بهترین راه برای ایستادن در برابر این حجمه سنگین ناتوی فرهنگی که سعی در بی هویت کردن دینی و ملی جامعه دارد ، تنها به وسیله پیاده نظامی قوی و سرشار از حال و هوای خوش معنوی که شامل جوانان مومن و انقلابی است باید اجرا گردد تا آنان - آن دشمنان تا بن دندان مسلح ـ جبهه را خالی نبینند و خب این راهی است سخت . شاید این روزها جنگیدن حتی از آن روزهای قبلتر هم سختتر باشد . عبور از فتنه عجیبی که حالا در جامعه به پا شده است تنها از طریق اخلاق محور شدن در جامعه امکان پذیر است و باید تک تک ما ها مصادیق و سفیران همان شعارهای ناب باشیم حداقل در حد وسعمان .
انشا الله ...
باز هم در این مورد گفتگو می کنیم .
یا علی
و حالا ما در انقلاب اسلامی آیا اصلا به دنبال چیزی به نام ورزش اسلامی بوده ایم ؟؟ آیا هیچگاه ضرورت این امر احساس شده است ؟؟!! قبل از هر چیز باید تذکر داد که دقت کنید که ورزش اسلامی را هم مانند دانشگاه اسلامی ذبح نکنیم و با کارهای کلیشه ای و نیم بند هم اسلام را زیر سوال نبریم و هم ورزش را . اینکه تاثیرات کار غیر مستقیم بر روی ورزکاران سطح ملی که در عرصه های جهانی مشغولند چقدر می تواند برای طرح بعضی از شعارهای انقلاب راه گشا باشد به نظر نیاز به تبیین ندارد .

متن کامل در اینجا
ادامه مطلب...

