|
سلام حضرت روح الله
سلام خمینی کبیر ...
حضرت روح الله سه دهه از پیروزی انقلاب گذشته و ما داریم دهمین رئیس جمهور را انتخاب می کنیم . اتفاقات خیلی خوبی دارد می افتد . این روزها همه جا حرف از آرمانهای شماست . این روزها همه یک جوری به شما متصل شده اند . یکی خود را فرمانده دلاور شما می داند . یکی خود را نخست وزیر شما می داند و یکی خود را یار خیلی قدیمی شما می داند . اینجا فقط یک نفر هست که هیچ ربطی به آرمانهای شما ندارد اما آنقدر ادعا دارد که نگو . حضرت روح الله نمی دانم این آقایی که فکر می کنم اسمش احمدی نژاد است برای چی یک دفعه آمد و همه چیز را به هم زد . از دوران حضور پر خیر و برکت شما و بعد از رحلت شما همه چیز بر وفق مراد بود و یک دفعه با آمدن این آقا همه چیز به هم خورد .
  
یادتان هست که چه حرفهایی می زدید و چقدر ما را در بعضی امور سفارش کرده بودین . خدا را شکر که ناظرید و دیدین که بعد از شما هم به شدت سخنان شما آویزه گوش مسئولین کشور بود و همه به شدت در پی تحقق آن بوده اند . بعد از شما مفسرینی پیدا شده اند که به خوبی کلام شما را تفسیر کرده اند . آن هم تفاسیری مطابق روز
از سالهای آخر دهه شصت ما به شدت شروع کردیم به سازندگی . همه جا را ساختیم الا خودمان . یادمان رفته بود که سازنگی را باید از خودمان شروع کنیم . همه جا ساخته شد فقط چند صد روستا خراب شد و تبدیل به شهر شد که آن هم مهم نیست . البته چند میلیون روستایی هم خلاف همه روالهای طبیعی زنگی در این اقلیم زنگی می کردند - یعنی شهر نشین و متمدن نبودند - که آنها هم شهر نشین شدند . چند میلیون نفر ناگهان زیر چرخهای متمدن شدن کمی آسیب دیدند که خیلی مهم نیست . چند نفری از نزدیکان آقایون هم کمی وضعشان بهتر شد که خوب آن هم زیاد مهم نیست . بالاخره اینها اندکی زیادی برای این انقلاب زحمت کشیده اند و هر چه زودتر نقدتر حساب بشود بهتر است .
بعد از چند سالی دیدیم زیادی ساختیم . گفتیم خوب حالا بهتر است کمی خود سازی کنیم . شروع کردیم به کار فرهنگی بسیار عمیق بر روی خودمان و از آن مهمتر تحقق امر بسیار مهم آزادی - البته آن روزها فهمیدیم که گویا شما هم خیلی آزادی را دوست داشتین اما شرایط فراهم نبوده و خدا را شکر بعضی از مسئولین این دیار هیچ گاه فراموش نمی کنند که به همه حرفهای شما خوب گوش دهند . این کار گاهی کمی زیادی عمیق بود و مقداری اتفاقات بد افتاد که البته در مسیر گفتمان آزادی خیلی مهم نیست . اینبار که دیگر نمی دانید چه ها نشد . البته شما ناظرید از آن بالا و حتما از همین پائین میان ما . اما خب ما زندگان خیلی بهتر طعمش را چشیدیم . شروع کردیم به گفتگو با همه دنیا . آنقدر موفق بودیم که نگو . تقریبا همه با ما گفتگو می کردند . البته درست است که گاهی خیلی منت کشیدیم ، اما خب عیبی ندارد عوضش می ارزید . ما توانستیم تمام وزرای خارجه کشورهای بسیار مهم دنیا را اینجا جمع کنیم . اگر بدانید ما آن روز چقدر خوشحال بودیم . البته یه کمی گفتگو با کشور های کمی کوچکتر دنیا که خیلی هم مهم نبودن را بیخیال شدیم و این جنبش حزب الله هم که کمی موی دماغ دوستان آن طرف مرزمان بودند را کمی از خود دور کردیم . البته بعد در مسیر گفتگو نزدیک بود یک انقلاب نرم هم اتفاق بیافتد که نمی دانیم قسمت نبود یا چه ؟ که نشد .
اما امام عزیز !!
درست چهار سال است که ما بدبخت شدیم و در این چها ر سال رئیس جمهوری داریم که اصلا بیکار نمی شنید . دائم به تمام نقاط کشور سر می زند .اصلا به فکر آبروی ما نیست . در مجامع جهانی که آبرویی برای ما نگذاشته . تازه می گوید شما یعنی خمینی کبیر گفته بودین که اسرائیل غذه سرطانی است و آمریکا شیطان بزرگ . من که نمی فهمم این آدم از کجا آمده ؟! حرفهایی می زند که انگار از همه نیروهای پای کار انقلاب که سالها در طول این ۲۶ سال برای انقلاب زحمت کشیده اند ، هم بهتر می داند . همه جا از عدالت می گوید . نمی دانم چرا قبل از هر کاری و همه جا و قبل از هر کلامی اللهم عجل لولیک الفرج می گوید . او دائم می گوید ما می توانیم . باعث شده همه گدا شویم .

امام عزیز اگر بخواهم برایتان بگویم خیلی می شود . اذیت می شوید که ببنید اینقدر این منتخب مردم از راه شما دور شده و اینقدر آنها که برای این انقلاب در ۲۶ سال قبل او زحمت کشیده اند مظلوم مانده اند . اما مردد مانده ام . بالاخره چه کسی راست می گید .
ببخشید حضرت روح الله !!!
ما نمی دانیم چه کنیم . راه شما را گم کرده ایم . کمکمان کنید ...
شما راه را نشان داده اید . اما ما شاید ...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : یک برادر در تاريخ : دوشنبه چهارم خرداد 1388 |
|